فهرست کتاب


گوشه ای از «اسرار حج»

عباسعلی زارعی سبزواری‏

دعای ائمه اطهارعلیهم السلام

امام حسن علیه السلام در کنار رکن ایستاد و فرمود:
«اِلهی اَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَمْ تَجِدْنی شاکِراً وَابْتَلَیْتَنی فَلَمْ تَجِدْنی صابِراً، فَلااَنْتَ سَلَبْتَ النِّعْمَةَ بِتَرْکِ الشُّکْرِ وَلاأَنْتَ أَدَمْتَ الشِّدَّةَ بِتَرْکِ الصَّبْرِ، اِلهی مایَکُونُ مِنَ الکَریمِ اِلاّ الکَرَم».(88)
و امام سجادعلیه السلام در کنار خانه خدا فرمود:
«سَیِّدی! سَیِّدی! هذِهِ یَدایَ قَدْ مَدَرْتُها إلَیْکَ بِالذُّنوبِ مَمْلُوَّةٌ وَعَیْنایَ بِالرِجاءِ مَمْدُودَةٌ وَحَقٌّ لِمَنْ دَعاکَ بِالنَدْمِ تَذَلُّلاً أنْ تُحیبَهُ بِالکَرَمِ تَفَضُّلاً.
سَیِّدی! أَمِنْ أهْلِ الشِّقاءِ خَلَقْتَنی فَأَطیلُ بُکائی؟ أَمْ مِنْ أهْلِ السَّعادَةِ خَلَقْتَنی فَأَبْشِرُ رَجائی؟
سَیِّدی! ألِضَرْبِ المَقامِعِ خَلَقْتَ أعْضایی أمْ لِشُرْبِ الحَمیم خَلَقْتَ امْعائی؟
سَیِّدی! لَوْ أَنَّ عَبُداً اسْتَطاعَ الهَرْبَ مِنْ مَوُلاهُ لَکُنْتُ أوَّلَ الهارِبینَ مِنْکَ، لکِنّی اَعْلَمُ انّی لاأَفوُتُکَ.
سَیِّدی! لَو أنَّ عَذابی مِمّا یَزیدُ فی مُلْکِکَ لَسَأَلْتُکَ الصَّبْرَ عَلَیْهِ، غَیْرَ أنِّی اَعْلَمُ أنَّهُ لایَزیدُ فی مُلْکِکَ طاعَةُ المُطیعینَ وَلایَنْقُصُ مِنْهُ مَعْصِیَةُ العاصین.
سَیِّدی! مَا أَنَا وَماخَطَری، هَبْ لی بِفَضْلِکَ وَجَلَّلْنی بِسِتْرِکَ وَاعْفِ عَنْ تَوبیخی بِکَرَمِ وَجْهِکَ.
إلهی وَسَیِّدی! ارْحَمْنی مَصْرُوعاً عَلَی الفَراشِ تَقَلُّبَنی أَیْدی اَحِبَّتی وَارْحَمْنی مَطْرُوحاً عَلَی المُفتَصِلِ یَغْسِلُنی صالِحَ جِیرَتی وَارْحَمْنی مَحْمُولاً قَد تَناوَلَ الأَقْرَباءُ أَطْرافُ جنازَتی وَارْحَمْ فی ذلِکَ البَیْتِ المُظْلِکَ وَحْشَتی وَوَحْدَتی وَغُرْبَتی».(89)
یعنی: «آقای من! آقای من! این دستهای من است که پر از گناه به سوی تو دراز می کنم و چشمانم به امید تو دوخته شده است. و شایسته است کسی را که با پشیمانی و در حالت خواری تو را بخواند، با فضل و کرم خویش به او پاسخ دهی.
آقای من! آیا مرا از اهل شقاوت آفریدی تا گریه ام را طولانی کنم یا از اهل سعادت آفریدی تا امیدوار باشم؟
آقای من! آیا اعضا و جوارح مرا برای زدن و سرکوبی آفریده ای، یا روده هایم را برای آشامیدن آب جوشان خلق کرده ای؟
آقای من! اگر عبدی باشد که بتواند به سوی مولایش بکریزد، من اولین کس هستم که به سوی تو می گریزم، ولی می دانم که من تو را ترک نمی کنم (تا دوباره به سوی تو بگریزم)
آقای من! اگر در تحت فرمانروایی تو عذاب من زیاد شده است، پس از تو صبر بر آن را می خواهم، ولی من یقین داردم که اطاعت کسانی که تو را اطاعت می کنند، بر ملک و فرمانروایی تو چیزی اضافه نمی کند معصیت کسانی که تو را معصیت می نمایند، از آن چیزی کم نمی کند.
آقای من! چه کنم که بیم دارم، به فضل خود بر من ببخش و با پوشش خود، مرا بپوشان. و با گرم خویش، از توبیخ من درگذر.
خدای من! و مولای من! لطف و مرحمت خود را شامل من گردان، آنگاه که زمینگیر شدم، دوستانم به کمک من بیایند و آنگاه که در غسّالخانه هستم، بهترین همسایه ام مرا غسل دهد و آنگاه که مرا در تابوت حمل می کنند، نزدیکانم پیرامون جنازه ام باشند. و در آن قبر تاریک، بر وحشت و تنهایی و بی کسی من ترّحم کن».
این دعا بسیار پرمحتوا و عالی است، خداوند به همه ما توفیق دهد که بتوانیم این دعا را با توجه و اخلاص کامل در کنار خانه خدا بخوانیم و فیض ببریم.
سایر ائمه اطهارعلیهم السلام نیز در کنار خانه خدا به گونه ای با خدا راز و نیاز می کرده اند که گویا جز او کسی را در پیش روی خود نمی دیده اند. و ما همیشه باید دعا کنیم و از خداوند بخواهیم تا توفیق دعای با اخلاص را در کنار خانه خودش به ما عنایت کند؛ زیرا اگر دعا در کنار خانه خدا با اخلاص باشد بدون شک اجابت می شود؛ چون فلسفه وجودی خانه کعبه این است که بندگان خدا پیرامون این خانه طواف می کنند - و از خداوند بخواهند تا گناهانشان را ببخشد.
لذت دعا نزد خانه خدا و نتیجه اخروی و معنوی آن را کسانی درک می کنند که به مقام و منزلت این مکان قدسی آشنا باشند. و اگر کسی به مقام و منزلت این مکان و ملکوتی بودن آن آشنا باشد، هیچگاه از عبادت و راز و نیاز به درگاه حضرت حق باری تعالی در کنار خانه کعبه، خسته نمی شود.
«طاووس فقیه» می گوید: «امام چهارم، سید الساجدین علیه السلام را در کنار خانه کعبه دیدم که شب تا صبح طواف و عبادت می کرد. وقتی کنار خانه کعبه خلوت شد و دیگر کسی را در کنار خانه ندید، به آسمان نگریست و فرمود:
«الهی! غارَتُ نُجُومُ سَماواتِکَ وَهَجَعَتْ عُیُونُ آنامِکَ وَأبْوابُکَ مُفْتَحاتٌ لِلسّائلِین، جِْتُکَ وتَرحَمْنی وَتَرینی وَجْهَ جَدّی مُحَمَّدصلی الله علیه وآله فی عَرَصاتِ القِیامَةِ»
یعنی: «پروردگارا! اکنون ستارگان آسمانهاست خاموش شده و همه افراد خوابیده اند. و درهای رحمت تو برای گداها مفتوح است. من اکنون به نزد تو آمده ام تا مرا ببخشی و مورد رحمت قرار دهی و در روز قیامت، مرا در صورت جدّم محمدصلی الله علیه وآله ببینی».
سپس امام سجادعلیه السلام گریست و فرمود:
«وَعِزَّتِکَ! وَجَلالِکَ! ماأَرَدْتُ بِمَعْصِیَتی مُخالِفَتَکَ وَماعَصَیْتُکَ اِذْ عَصَیْتُکَ وَاَنَابِکَ شاکّ وَلابِنِکالِکَ جاهِل وَلالِعُقوبَتِکَ مُتَعَرِّض وَلکِنْ سَوَلْتْ لی نَفسیِ وَاَعانَنی عَلی ذلِکَ سَتْرُکَ المُرضی بِهِ عَلَیَّ، فَأَنا الآنُ مِنْ عَذابِکَ مَنْ یَستنقِذُنی وَبِحَبْلِ مَنْ اعْتَصِمُ إنْ قَطَعْتَ حَبْلَکَ عَنّی، فَواسَوْأَتاهُ غَداً مِنَ الوُقُوفِ بَینَ یَدَیْکَ إذا قیلَ لِلْمُخّفینَ جُوزوا وَلِلْمُثْقِلینَ حُطّوا، أَمَعَ المُخْفین أَجُوزُ أَوْمَعَ المُثْقِلینَ أَحْطُّ؟ وَیْلی کُلَّما طالَ عُمری کَثَرْتُ خَطایایَ وَلَمْ أَتُبْ، أما آنٌ لی أَنْ اسْتَحی مِنْ رَبِّی؟».
یعنی: «به عزت و جلالت سوگند می خورم که با گناه خویش قصد مخالفت تو را ننموده ام. و اگر معصیتی را مرتکب شده ام به خاطر این نبوده است که به تو شک دارم، یا به تنبیه تو، جاهل باشم و یا عقوبت تو را نادیده گرفته باشم، بلکه هوای نفس، مرا به وسوسه انداخت و اینکه تو آن گناه را می پوشانی نیز مرا به انجام آن وادار نمود. اکنون با خود می گویم چه کسی مرا از عذاب تو نجات می دهد؟ و اگر تو ریسمانت را از من بُبّری، به ریسمان چه کسی چنگ بزنم. وای بر فردا! آنگاه که روبه روی تو به سبکبالان گفته می شود: «بروید». و به سنگین بالان گفته می شود: «توقّف کنید». آیا من با سبکبالان هستم یا با سنگین بالان هستم تا بمانم؟ وای بر من! که هر اندازه از عمرم می گذارد، خطاهایم بیشتر می شود در حالی که توبه نکرده ام. آیا وقت آن نرسیده است که از پروردگارم خجالت بکشم؟».
و سپس امام علیه السلام گریست و این شعر را سرود:
أَتَحْرُقَنی بِالنّارِ یاغایَةُ المُنی
فَأَیْنَ رَجائی ثُمَّ أَیْنَ مُحِبَّتی
أَتَبْتُ بِأعْمالٍ قَباحٍ رَدِیَّةٍ
وَمافِی الوَری خَلْقٌ جَنی کَجِنایَتی
یعنی: «ای هدف آرزومندان! آیا مرا با آتش می سوزانی! پس امید و محبّت من به کجا رفته؟ من با اعمالی زشت و پست، نزد تو آمده ام و در جهان، هیچ کس نیست که مثل من چنین جنایتی مرتکب شده باشد».
من چنین جنایتی مرتکب شده باشد».
پس از سرودن این شعر،گریست و فرمود:
«سُبْحانَکَ تَعْصی کَأَنَّکَ لاتَری، وَتَحْلِمُ کَأَنَّکَ لَمْ تُعصی، تَتَوَدَّدُ إلی خَلْقِکَ بِحُسْنِ الصَّنیع کَأَنَّ بِکَ لِحاجَةٍ إلَیْهِمْ وَأنْتَ یاسَیِّدیَّ! الغِنی عَنْهُمْ».
پس از این کلمات، به حالت سجده بر روی زمین افتاد.
در این هنگام من نزدیک رفتم و سر مبارک آن حضرت را آهسته گرفتم و روی زانوهایم گذاشتم و گریستم به طوری که اشکهایم جاری شد و روی صورت آن حضرت ریخت.
آن حضرت حرکت کرد و نشست و فرمود: «چه کسی من را از ذکر پروردگارم بازداشت؟».
گفتم: من «طاووس» هستم. (سپس پرسیدم) این چه بی لیاقتی و ترسی است که در تو می بینم؟ این کار را ما که گناهکار هستیم باید انجام دهیم! نه شما که پدرت حسین بن علی و مادرت فاطمه زهرا و جدّت رسول خداست.
آن حضرت فرمود: «هرگز! هرگز ای طاووس! پدر و مادر و جدّم را واگذار؛ زیرا خداوند بهشت را خلق کرده است برای کسی که او را اطاعت نموده و کار نیک انجام دهد هرچند بنده ای حبشی باشد. و آتش را آفریده است برای کسی که او را معصیت کند هرچند از طایفه قریش باشد. آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید:
«فَاِذا نُفِخَ فیِ الصُورِ فَلاانْسابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذٍ وَلایَتَساءَلُون».(90)
به خدا سوگند فردا هیچ کس تو را یاری نمی کند مگر عمل شایسته ای که پیش فرستاده باشی».(91)
این حدیث، بیانگر اهمیت دعا و راز و نیاز در کنار خانه کعبه است.
امام صادق علیه السلام نیز در کنار خانه کعبه، چنین دعا می کند:
«اللّهم من قِبَلِکَ الرَّوْحُ وَالفَرَجُ وَالعاقِبَةُ، اَلّلهُمَّ اِنَّ عَمَلی ضَعِیفٌ فَضاعِفْهُ لی وَاغْفِرلی مَااطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنّی وَخَفی علی خَلْقِکَ وَتَسْتَجِیرُ مِنَ النّارِ».(92)
و طبق حدیث دیگری از امام رضاعلیه السلام نقل شده است که آن حضرت وقتی رو به روی «رکن یمانی» قرار می گرفت، دستهای خود را به سوی آسمان بلند می کرد و می فرمود:
«یا اَللَّه! یا وَلِیُّ الصافِیَةِ! وَ یاخالِقُ العافِیَةِ! و یا رازِقُ العافِیَةِ! وَالمُنْعِمُ بِالافِیَةِ وَالمَنّانُ بِالعافِیَةِ وَالمُتفضّلُ بِالعافِیَةِ عَلَیَّ وَعَلَی جَمیعِ خَلْقِکَ، یا رَحْمانُ الدُّنیا وَالآخِرَةِ وَرَحیمُهَما! صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَارْزُقنا العافِیَةَ وَدَوامَ العافِیَةِ وَتَمامَ العافِیَةِ وَشُکْرَ العافِیَةِ فی الدُّنیا وَالآخِرَةِ یا اَرْحَمُ الرّاحِمین».(93)

وداع با کعبه

درباره چگونگی و آداب وداع با خانه خدا نیز از ائمه اطهارعلیهم السلام دستوراتی وارد شده است. در حدیثی «معاویة بن عمّار» از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت علیه السلام فرمود:
«هرگاه خواستی از مکه خارج شده و نزد خانواده ات برگردی، با خانه خدا وداع و خداحافظی کن. ابتدا هفت مرتبه پیرامون کعبه طواف کن و اگر توانستی در هر مرتبه، حجرالاسود و رکن یمانی را با دستهای خود بگیر، و اگر نتوانستی، طواف را از حجرالاسود شروع و در رکن یمانی ختم کن. و اگر این را هم نتوانستی، هر طور که مقدور است انجام بده. و سپس به رکن مستجار آمده و مانند اولین روزی که به مکه آمدی، عمل کن و هر دعایی که خواستی بخوان. و سپس از آن، حجرالاسود را در بغل گرفته و شکم خود را به دیوار کعبه چسبانیده و یک دست را بر روی حجرالاسود و دست دیگر را بر دیوار نزدیک به درب کعبه بگذار و بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و اهل بیت او صلوات بفرست و سپس بگو:
«الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمِّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَرَسُولِکَ وَنَبِیِّکَ وَأَمِینِکَ و جَیبِکَ وَنَجیِّکَ وَخَیِرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ.
الّلهُمَّ! کَمابَلَّغَ رِسالاتَکَ وَجاهَدَ فی سَبیلِکَ وَصَدَّعَ بِأمْرِکَ وَاُوذِیَ فی جَنْبِکَ وَعَبَدَکَ حَتی اَتاهُ الیَقین.
الّلهُمَّ! اقِلبْنی مُفْلیً مُنْبِحاً مُسْتَجاباً لی بِأفْضَلِ مایَرْجَعُ بِهِ أحدٌ مِنْ وَفْدِکَ مِنَ المَغْفِرَةِ وَالبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ وَالعافِیَة.
الّلهُمَّ! إنْ أمتَّنی فَاغْفِرلی وَإنْ اَحْیَیْتَنی فَارْزُقْنیه مِنْ قابِلٍ.
الَّلهُمَّ! لاَتَجْعَلُهُ آخِرُّ العَهْدِ مِنْ بَیْتِکَ.
الَّلهُمَّ! إنّی عَبْدُکَ وَابنُ عَبْدِکَ وَابنُ اَمَتِکَ، حَمَلْتَنی عَلی دَوابِکَ وَسیَّرْتَنی فی بِلادِکَ حَتّی أَقْدَمْتَنی حَرَمَکَ وَأَمْنَکَ وَقَدْ کانَ فی حُسْنِ ظَنّی بِکَ أَنْ تَغْفِرَلی ذُنُوبِی فَإنْ کُنتَ قَدْ غَفَرْتَ لی ذُنُوبی فَازُدُدْ عَنّی وَقَرِّبْنی إلَیْکَ زُلْفی وَلاتُباعِدْنی وَإن کُنْتَ لَمْ تَغْفِرْلی فَمِنَ الآنِ فَاغْفِرلی قَبْلَ أَنْ تَنأی عَنْ بَیْتِکَ داری، فَهذا أَوانُ انْصِرافی إِنْ کُنتَ أَذْنْتَ لی غَیرُ راغِبٍ عَنْکَ وَلاعَنْ بَیْتِکَ وَلامُسْتَبْدِل بِکَ وَلابِهِ.
الَّلهُمَّ! احْفَظْنی مِنْ یَیْنَ یَدَیَّ وَمِنْ خَلْفی وَعَنْ یَمینی وَسَمْن شِمافی حَتّی تُبَلِّغُْنی أَهْلی فَإذا بَلَّغْتَنی أَهْلی فَاکْفنی مَؤْونَةَ عِبادَکَ وَعَیالِی فَاِنَّکَ وَلِیُّ ذلِکَ مِنْ خَلْقِکَ وَمِنّی».
پس از خواندن این دعا به کنار چاه زمزم آمده و از آب آن بیاشام. و پس از آن به بیرون رفته و بگو:
«آئبون تائبون عابدون لربّنا حامدون إلی ربنا راغبون إلی اللَّه راجعون إن شإ اللَّه».
«معاویة بن عمّار» می گوید: «خود امام صادق علیه السلام وقتی خانه کعبه را وداع گفت و خواست از مسجدالحرام خارج شود، در کنار درب مسجد تا مدت زیادی به سجده رفت و سپس حرکت کرد و از مسجد خارج شد».(94)

بخش سوّم: 3 - مسجد الحرام و اسرار آن

مسجدالحرام و اسرار آن