گوشه ای از «اسرار حج»

نویسنده : عباسعلی زارعی سبزواری

مقدمه

بِسْمِ اللَّهِ الْرَحْمنِ الْرَحیم
«الحمد للَّه رب العالمین الصلوة والسلام علی سید الأنبیاء والمرسلین محمدبن عبداللَّه وآله الطاهرین»
«انسان»، موجودی است کمالجو و به طور فطری، به سعادت واقعی و ابدی تمایل دارد، ولی بعضی در مصداق «سعادت»، اشتباه می کنند برخی از مردم، «ثروت و اموال زیاد» را منشأ سعادت می دانند و بعضی «مقام و شهرت» را تضمین کننده سعادت انسانی می دانند و عده ای هم معتقدند «داشتن فرزندان زیاد» سعادت انسان را تضمین می کند.
لکن پس از اندکی تأمّل روشن می شود که این امور، نه تنها سعادت ابدی و واقعی را تضمین نمی کند، بلکه در بسیاری از موارد، برای انسان ضرر آفرین است.
پس تنها چیزی که می تواند سعادت انسانی را هم در این دنیا و هم در جهان دیگر به طور ابدی تضمین کند، «ایمان» است.(1)
«ایمان» عبارت است از تصدیق ثابت و مطمئن قلبی به وجود خدا و صفات او و تصدیق رسالت پیامبران و معاد و امامت علیهم السلام.
مهمترین و اصیل ترین اصل در ایمان، اعتقاد به خداوند است. انسان وقتی خداوند را به عنوان کاملترین ذات، با کاملترین صفات و منزّه از هرگونه نقصی شناخت او را آفریننده و نگهدارنده خود و جهان آفرینش دانست، قطعاً در برابر او خضوع کرده و او را عبادت می کند.
و خداوند نیز فلسفه وجودی بشر را عبادت خویش قرار داده است و می فرماید:
«وَما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالاءنسَ اِلاّ لَیَعْبُدُونِ»(2)
یعنی: جن و انسان را نیافریدم جز برای اینکه مرا عبادت کنند.
اکنون باید دو مطلب روشن شود:
1- منظور از عبادت در کلام خداوند، چگونه عبادتی است؟ و عبادت حقیقی چیست؟
2- چگونه عبادت حقیقی، انجام می پذیرد؟
1- عبادت حقیقی چیست؟
«عبادت» یعنی: پرستش و ستایش خداوند. عبادت بر سه قسم است:
الف - عبادت لفظی: و آن عبارت است از اظهار بعضی از ذکرهایی که در مقام پرستش خداوند با زبان می گوییم؛ مانند خواندن دعای کمیل، دعای توسل و سایر ادعیه،
ب - عبادت عملی: و آن عبارت است از یک سلسله اعمال و حرکاتی که بدون استفاده از ذکر و یا لفظی، در مقام اطاعت از خداوند انجام می گیرد؛ مانند پرداختن خمس، زکات، و طواف در حج، رمی جمره و...
ج - عبادت لفظی و عملی: و آن عبارت است از عبادت و پرستشی که از یک سلسله ذکرها و کلماتی همراه با صدور حرکات و اعمال خاصی تشکیل شده است؛ مانند نماز و نماز طواف هریک از این سه قسم، یا ظاهری است و یا حقیقی:
الف - عبادت ظاهری: گاهی انسان اعمال و یا الفاظی را که خداوند به وسیله پیامبرانش به ما آموخته، به صورت ظاهری انجام می دهد، یعنی هیچ توجهی به مضمون و مفاد آن عمل یا لفظ ندارد؛ مثلاً نماز می خواند ولی هیچ توجهی به معانی و مفاهیم و اسرار الفاظ و اعمال نماز ندارد. و یا اعمال و مناسک حج را انجام می دهد و تنها به صورت ظاهری این اعمال می نگرد بدون اینکه به معنا و مفهوم آن اعمال، عنایتی داشته باشد. صدور اعمال و الفاظ عبادی از چنین افرادی یا به صورت عادت است و یا از روی ترس از عقاب خداوند و یا بخاطر گرفتن مزد و ثواب می باشد. در اینگونه عبادات، سپاسگزاری و ستایشگری وجود دارد، ولی کامل نیست. در واقع انسان با انجام این اعمال با این خصوصیات، البته تکلیف را از خود ساقط می کند، ولی اعمال او کامل نبوده و از روح عبادت برخوردار نیست.
ب - عبادت حقیقی: عبادت حقیقی عبارت است از اینکه انسان در هنگام عبادت، به مضمون و مفاد اعمال و الفاظی که از او صادر می شود، توجه داشته باشد از تمام آنچه غیر خداست چشم پوشی کرده و خود را به عنوان بنده حاضر و خاضع در نزد خدا ببیند، خداوند را معشوق خود دانسته و با عشق با او صحبت کند و با محبّت به او اعمال را انجام دهد و عبادت را فقط به خاطر اینکه بنده و عاشق خدا هست، انجام دهد. اینگونه عبادت، فلسفه خلقت و غایت وجود و زینت بخش هستی و عرضی خداوند است. این عبادت، «عبادت احرار» است، چنانکه در حدیث شریف آمده است:
«عَنْ أبی عَبْدِاللَّه علیه السلام قالَ: الْعِبادَةُ ثَلاثَةٌ: قَوْمٌ عَبَدُواللَّه عَزَّوَجَلَّ خَوْفاً، فَتِلْکَ عِبادَةُ العَبید. وَقَوْمٌ عَبَدُوااللَّه تَبَارکَ وَتَعالی طَلَبَ الثَّوابِ، فَتِلْکَ عِبادَةُ الاجَرا. وَقَوْمٌ عَبَدُواللَّه عَزَّوَجَلَّ حَبًّا لَهُ، فَتِلْکَ عِبادَةُ الأحْرار وَهِیَ أَفْضَلُ العِبادَةَ».(3)
یعنی: «امام صادق علیه السلام فرمود: عبادت بر سه گونه است: گروهی خداوند عزّوجلّ را از ترس می پرستند که آن عبادت بردگان است. و گروهی به منظور رسیدن به پاداش، خدا را عبادت می کنند، و این عبادتِ مزدوران است. و گروهی خدا را از روی محبّت به او عبادت می کنند، و این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است».
و «عبادت احرار» نیز دارای درجات گوناگونی است که به لحاظ شناختهای افراد، فرق می کند؛ زیرا اگرچه شناخت خداوند امری فطری است و هر انسانی فطرتاً خداوند را قبول دارد، ولی تدبّر و تعقّل در آیات و نشانه های خداوند، انسانها را به درجه بالاتری ا شناخت می رساند. و هر اندازه شناخت انسانها نسبت به خداوند بیشتر شود، به همان میزان یقین قلبی و نور ایمان در آنان افزونی می یابد و در نتیجه، عبادت شان به درجه بالاتری می رسد. و بالاترین درجه عبادت، درجه ای است که عابد در هنگام عبادت، فقط خداوند را می بیند و به هیچ چیز دیگری توجه ندارد. رسول خداصلی الله علیه وآله همه انسانها را به چنین عبادتی سفارش نموده است و می فرماید:
«اُعْبُدُاللَّه کَأَنَّکَ تَراهُ فَإن لَمْ تَکُنْ تَراهُ فَاِنَّهُ یَراکَ».(4)
یعنی: «خداوند را طوری عبادت کن که گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی، او او را می بیند».
و از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده است که آن حضرت فرمود:
«جاءَ خَبرٌ اءلی أمیرِالمُؤمِنین - صلوات اللَّه علیه وآله - فَقَالَ: یا أَمِیرَالمُؤمِنین! هَلْ رَأَیْتَ رَبَّکَ حینَ عَبَدْتَه؟ قالَ فَقالَ: وَیْلَکَ ماکُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ اَرِه...».(5)
یعنی: دانشمند، خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین! آیا پروردگارت را هنگام پرستش دیده ای؟ امام علیه السلام فرمود: وای بر تو! من پروردگاری را که ندیده باشم پرستش نمی کنم...».
دیدن خداوند، ندیدن دیگران است؛ یعنی وقتی کسی خدا را با قلب و چشم بصیرت ببیند، هیچ چیز دیگری را با چشم بصیرت نمی بیند؛ همانگونه که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
«طُوبی لِمَنْ اَخْلَصَ للَّه العِبادَةً وَالدُّعاءَ، وَلَمْ یَشْغِلْ قَلْبَهُ بِما تَری عَیْناهُ، وَلَمْ یَنْسِ ذِکْرَ اللَّه بِما تَسْمِع اُذُناهُ، وَلَمْ یَحْزُنْ صَدْرَهُ بِما اُعْطِیَ غَیْرُهُ».(6)
یعنی: خوشا به حال آن کس که عبادت و دعا را برای خدا خالص گردانیده و قلب او به آنچه چشم او می بیند، مشغول نشود و به آنچه گوشش می شنود، ذکر خدا را فراموش نکند و به آنچه به غیر او عطا شود، محزون نگردد».
پس عبادت حقیقی «عبادت احرار» است و عبادت احرار عبادتی است که از روی شناخت و با توجه به الفاظ، اعمال و خلوص انجام گیرد.
2- چگونه عبادت حقیقی انجام می پذیرد؟
پس از روشن شدن معنای عبادت حقیقی و درجات آن، اکنون باید راه وصول به چنین عبادتی را جستجو نمود. برای روشن شدن این مطلب، ذکر دو مقدمه لازم است:
الف: هر ظاهری را باطنی و هر صورتی را معنایی و هر بیرونی را درونی و هر قشری را لُبّی و هر مجازی را حقیقتی و هر حکمی را حکمتی و خلاصه هر وجودی را سرّی هست. در این عالم هرچه هست، مخلوق خداوند است و ممکن نیست در خلقت خدا و افعال او، هیچ حکمت و سرّی نباشد، چنانکه در قرآن کریم می فرماید:
«وَمَا خَلَقْنَا السَّماءَ وَالاَرْضَ وَمابَیْنَهُما باطِلاً».(7)
و نیز می فرماید: «وَما خَلَقْناالسَّمواتَ وَالاَرْضَ وَمَا بَیْنَهُما لاعِبینَ».(8)
پس هرچه در ظاهر هست دارای باطنی می باشد. و کتاب خداوند نیز دارای ظاهری و باطنی است؛ چنانکه امام محمد باقرعلیه السلام می فرماید:
«اِنَّ لِکِتابِ اللَّه ظاهِراً وَباطِناً...».(9)
پس احکامی که در این کتاب هست نیز، دارای باطنی است.
ب: آشنایی با رمز و راز اعمال و درک ماهیت و حقیقت آنها، انسان را به بهره مندی کافی از آنها نزدیک می کند. اطاعت از اوامر و نواهی خداوند بدون چون و چرا، لذّتبخش است ولی اطاعت از اوامر و نواهی او با فهم اسرار و معانی آنها، بسیار لذّتبخش تر است.
با توجه به این دو مقدمه، درمی یابیم که «عبادت احرار» یعنی عبادتی که از روی محبّت و عشق به خدا و بالذّت انجام می گیرد. و عبادت، زمانی از روی عشق و محبت و خلوص انجام پذیر است که عابد از ماهیت عبادت و اسرار نهفته در آن اطلاع پیدا کند. هراندازه معرفت و شناخت انسان از اسرار عبادت و مفاهیم آن بیشتر شود، عبادت او لذّت بیشتری داشته و به حقیقت عبودیّت نزدیکتر می شود. پس برای رسیدن به عبادت حقیقی لازم است قبل از هر اقدامی با اسرار عبادات آشنایی پیدا کنیم.
کلید آشنایی با اسرار عبادات و باطن احکام الهی در دست اولیای خداوند است؛ زیرا قرآن کتابی است که: «لایَمَسُّهُ إِلاّ المُطَهَّرونَ».(10) و در خود قرآن فرموده است:؛
«یُریدُ اللَّه لِیذهِبَ عَنْکُمْ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»(11) این اهلبیت عصمت و طهارت هستند که پاک و مطهَّر هستند و فقط آنان می توانند قرآن را مس کنند و دست روی نکات و اسرار قرآن بگذارند. پس ما باید با استفاده از بیانات معصومین علیهم السلام که راهنمای بیرونی و عقل که راهنمای درونی ماست، از اسرار عبادات پرده برداریم.
اکنون که به لطف پروردگار متعال، پرچم اسلام در سرزمین مابرافراشته شده و به برکت جمهوری اسلامی، شرایط تعلیم و تعلّم احکام الهی، فراهم گشته و به ویژه در هر سال، هزاران مسلمان در کنگره عظیم حج، شرکت نموده و به زیارت خانه خدا می روند، لازم است زایران خانه خدا قبل از مشّرف شدن به حج، احکام فقهی آن را آموخته و نسبت به حقیقت و ماهیت حج نیز آشنا شوند.
حقیقت حج، هنگامی برای زایران حرم الهی، روشنتر می شود که به اندازه توان از رمز و توان از رمز و راز اعمال و مناسک حج بیشتر آگاهی یابند، لذا این جانب بر خود لازم دانستم کتابی راجع به گوشه ای از «اسرار حج» بنویسم تا ان شاءاللَّه زایران خانه خدا، هنگام انجام مراسم حج، با شناخت کافی نسبت به اعمال و مناسک آن، حقّ عبودیت را آنگونه که شایسته است، ادا کنند.
این کتاب، در چند بخش نوشته شده است:
1 - مکّه و اسرار آن.
2 - کعبه و اسرار آن.
3 - مسجد الحرام و اسرار آن.
4 - حج و عمره.
5 - اسرار مناسک حج.
والسلام
عباسعلی زارعی سبزواری
قم - حوزه علمیه
20/10/1375

بخش اوّل: 1 - مکّه و اسرار آن

مکه و اسرار آن

شهر مکّه و نامهای آن

شهر «مکّه» از مهمترین شهرهای حجاز است. این شهر، در سرزمین قدس و طهارت است. شهری است که کسانی چون محمدبن عبداللَّه صلی الله علیه وآله و علی علیه السلام در او متولد شده اند. شهری است که جبرئیل بر آن فرود آمده. شهر مکّه، شهر ابراهیم علیه السلام و هاجر است، شهر آدم علیه السلام و حواست.
این شهر در قرآن و روایات، نامهای مختلفی دارد و در نامگذاری آن به هریک از این نامها، سرّی وجود دارد که ذکر می کنیم.