حکمت عملی«اقتباس از کتاب اخلاق ناصری»

نویسنده : سید محمد رضا غیاثی کرمانی

مقدمه دفتر

«بسمه تعالی»
کتاب «حکمت عملی» تألیف جناب آقای سید محمد رضا غیاثی کرمانی، اقتباس از کتاب ارزشمند «اخلاق ناصری» به قلم اندیشمند شهیر جهان،حکیم، متکلم و عارف الهی مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی - رضوان اللَّه تعالی علیه - است.
این کتاب، پیرامون تهذیب نفس، اداره منزل و اجتماع به نحو شایسته و جالب، مطالبی مفید و سودمند ایراد نموده است، به آن امید که حقیقت جویان از آن بهره مند گردند.
این دفتر بعد از بررسی، ویرایش، مقابله و اصلاحاتی چند، آن را چاپ و در اختیار علاقه مندان قرار می دهد. امیدواریم مورد قبول پروردگار متعال قرار گیرد.
دفتر انتشارات اسلامی
وابسته به جامعه مدّرسین حوزه علمیه قم

مقدمه مؤلف

«اَلْحَمْدُللَّهِ ِ اْلاَوَّلِ بِلا اَوَّلٍ کانَ قَبْلَهُ وَاْلاخِرِ بِلا اخِرٍ یَکُونُ بَعْدَهُ اَلَّذی قَصُرَتْ عَنْ رؤیَته اَبْصارُ النَّاظِریِنَ وَعَجَزَتْ عَنْ نَعْتِهِ اَوْهامُ اْلواصِفینَ وَالصّلوةوَالسَّلامُ عَلی اَشْرَفِ اْلاَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلِینَ اَبی الْقاسِمِ مُحَمَّدٍصَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَعَلی اَهْلِبَیْتهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ سِیََّما اْلاِمامَ الْمُنْتَظَرِ اَرْواحُ مَنْ سَواهُ فَداهُ»
«خواجه نصیرالدین طوسی» یکی از تربیت یافتگان مکتب سعادتبخش اسلام و قرآن و اهلبیت عصمت وطهارت علیهم السلام است که نام زیبایش همچون ستاره ای درخشان بر صفحه تاریخ می درخشد و به اعتقاد همگان، فرزانه جهان علم وادب و یگانه عصر خویش، بل، همه اعصار و امصار می باشد.
محدث قمی - رضوان اللَّه علیه - در باره شخصیت او می فرماید:
«حُجَّةُ الْفِرْقَةِ النَّاجِیَةِ اَلْفَیلِسُوفُ الْمُحَقِّقُ اُسْتاذُ الْبَشَرِ وَاَعْلَمُ اَهْلِ اْلبَدْوِ وَالْحَضَرِ سُلْطانُ الْعُلَماءِ وَالْمُحَقِّقینَ وَاَفْضَلُ اْلحُکَماءِ وَالْمُتَکَلِّمینَ، مَمْدُوحُ أکابِرِ اْلافاقِ وَمَجْمَعُ مَکارِمِ اْلاَخْلاقِ، الَّذی لا یَحْتاجُ اِلیَ التَّعْریفِ لِغایَةِ شُهْرَتِهِ مَعَ اَنَّ کُلَّما یُقالُ فَهُوَ دُونَ رُتْبَتِهِ»(1)
آنگاه ادامه می دهد که: قطب الدین در کتاب محبوب القلوب در باره او چنین گفته است:
«کانَ فاضِلاًمُحَقِّقاًذَلَّتْ رِقابُ اْلاَفاضِلِ مِنَ الْمُخالِفِ وَالْمُؤالِفِ فی خِدْمَتِهِ لِدَرْکِ الْمَطالِبِ الْمَعْقُولَةِ وَالْمَنْقُولَةِ، وَخَضَعَتْ جِباهُ الْفُحُولِ فی عَتَبَتِهِ لِاَخْذِالْمَسائِلِ اْلاُصُولِیَّةِ وَالْفُرُوعِیَّةِ»(2).
شخصیت بزرگ حوزه علمیه قم حضرت آیت اللَّه جوادی آملی - دام ظله - در باره شخصیّت مرحوم خواجه می فرماید: خواجه نصیر در تمامی رشته ها محرّر بود، در عرفان، در برهان، در ریاضیات، در اخلاق، در معارف اسلامی، یک محرّر ارزشمند بود. محرّر تنها به کسی نمی گویند که مطلب را تحریر کند. ممکن است که یک نفر ادیب نامور یا خطیب نامداری باشد، به خوبی بنویسد و بیان رسایی هم داشته باشد ولی محرّر نباشد.
«محرّر» آن است که دلش از بند آز و شهوت و غضب رها باشد تا اسرار عالم به طور آزاد در جان او بتابد، فکرش از وهم و خیال آزاد باشد تا بتواند در جهان بینی یک فیلسوف آزاد باشد و خیال در طرز تفکر فلسفی او راه پیدا نکند، در عقل عملی آزاد باشد که هرچه را که فهمیده شرک آلود و هوس آلود نکند، اگر آزاد بود اسرار عالم در بُعد مشاهدات اشراقی و عرفانی به طور آزاد و رها در جان او ظهور پیدا می کند و همان اسرار عالم به عنوان مسائل فلسفی وعلمهای حصولی بدون نقش داشتن خیال ووهم در طرز تفکّر او وصول پیدا می کند وآنگاه هم در عقل نظری آزاداندیش است وهم در عقل عملی. هم اهل معنا است و هم آزادبین خواهد بود. پس اگر کسی اسرار عالم به طور آزاد در جان او ظهور پیدا کند و اگر مسائل برهانی به طور آزاد در مغز او ظهور پیدا کند می تواند با بیان آزاد و با قلم و بدون پیچیدگی آن را تبیین نماید.
خواجه نصیرالدین، توانست مسائل پیچیده فلسفی حکمت مشّاء را در شرح اشارات و مسائل عرفانی و اشارات و تنبیهات بوعلی را در نمط هشتم و نهم و دهم به خوبی تحریر بنماید. او ریاضیات، حساب، هندسه، هیأت و نجوم را به خوبی تحریر کرد؛ زیرا جان و روح آزاد می تواند برای انسان آزاد رهاوردی به عنوان آزادی قلم و بیان داشته باشد.(3)
مهم آنکه خواجه وامثال اوبااینکه دارای مقام علمی بس والایی بوده اندکه جهانیان را به تحیّر واداشته اند،درمقابل اوامر و فرامین پروردگارمطیع و تسلیم محض بوده اند.
حجةالحق، شیخ الرئیس «ابوعلی سینا» فیلسوف بزرگ و نابغه شرق در کتاب شفا می گوید: من در هر علمی که شروع به تحصیل نمودم چند صباحی بیش شاگرد نبودم؛ زیرا پس از اندکی من استاد آن علم گشته و استاد من در صف شاگردانم می نشست، ولی در علم الهی و فلسفه علاوه بر اینکه سالیان دراز محضر استاد را درک کردم، گاهی برای حلّ یک مسئله چهل مرتبه مطالعه می نمودم و سرانجام به وسیله ارتباط با عالم ملکوت، آن را حل می نمودم.
ملا سلیمان، شاگرد ابوعلی سینا می گوید: استاد بوعلی وقتی که نیمه شب فرا می رسید به مسجد کوچکی که رو به روی منزل او بود می رفت و دو رکعت نماز می خواند و از خداوند حلّ مشکلات علمی خویش را مسئلت می نمود.
مرحوم «صدرالمتألهین» - حشره اللَّه مع النبیّین والصدیقین - که به «ملاصدرا» معروف است افتخار می کند که: من اسفار را نوشتم ولی روح تعبّد و تسلیم خود را از دست ندادم و همین خواجه نصیرالدین طوسی - که رصدخانه او در مراغه امروزه مورد بازدید دانشمندان جهان است و بیش از 120 رساله علمی در زمینه های مختلف به جهانیان عرضه کرده است - در حال احتضار وصیّت می کند که بدن مرا پایین پای حضرت موسی بن جعفر علیهما السلام دفن کنید و روی سنگ مزارم این آیه قرآن را بنویسید:«وَکَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَیْهِ بِالْوَصیدِ»(4). اشاره به اینکه: این سگ آستان مقدس موسی بن جعفر علیهما السلام می باشد که پایش را دراز کرده است.
سخن اینجاست، بوعلی و ملاصدرا و خواجه نصیر که قانون و شفا و اسفار و دهها کتاب و رساله علمی دیگر نوشته و «امام خمینی» بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، بزرگ مرد جهان معاصر - قدس اللَّه نفسه الزکیّه - با همه عظمت علمی و قدرت و شوکت سیاسی و رهبریهای بی نظیر انقلابی خویش، نیمه های شب اشک می ریختند و از آن قادر مطلق، استمداد می جستند و این رمز موفقیت مردان بزرگ تاریخ است.
کتابی که در دست شماست برگرفته از کتاب ارزشمند «اخلاق ناصری» تألیف خواجه نصیرالدین طوسی در باب اخلاق می باشد.

شرح مختصری از زندگی مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی

مرحوم خواجه در 11 جمادی الاولی سال 597 هجری قمری در طوس به دنیا آمد. نام او «محمد» و کنیه اش «ابوجعفر» و لقبش «نصیرالدین»است. و نام اختصاری او «خواجه نصیرالدین» و نام پدرش «محمد بن حسن» بوده است و لذا نام کامل او را «ابوجعفر نصیرالدین محمد بن محمد بن حسن طوسی» می گویند.
خانواده وی اصالتاً اهل جهرود بوده ولی به طوس - که در آن روزگار رونق و شهرتی داشت - مهاجرت نموده و سکنی گزیده و لذا اشتهار به «طوسی» پیدا کردند. ظاهراً مقدمات علوم را نزد پدرش آموخته و همچون او از پیروان خاندان عصمت و طهارت یعنی شیعه اثناعشری بوده است. به گفته مورخان پس از آنکه خواجه به حدود سی سالگی رسید به دعوت فرمانروای قهستان - که ناصرالدین ابوالفتح عبدالرحیم بن ابی منصور نام داشته و تحت امر پادشاهان اسماعیلی به سر می برده و همچون دیگر همکسوتان خویش به مقام علم و عالمان ارج می نهاده است - به دیار مذکور می رود و به تألیف و پژوهش وتدریس و شکوفا ساختن استعدادها می پردازد.
البتّه برخی گفته اند که وی به صورت زندانیان و محبوسین در بارگاه آنها می زیسته است. امّا خواه با اختیار به آنجا روی آورده باشد و خواه با اضطرار، شکی نیست که ناچار به تقیّه ومدارای با آنها بوده است. و حتّی به گفته برخی، مجبور بوده کتابهایی در توضیح و تشریح عقاید آنان بنویسد(5).
در همان زمان اقامت در قهستان،آوازه او از مرزهای ایران گذشته و به گوش خان مغولان رسید و لذا در انتظار روزی به سر می برد تا از وجودش بهره مند شود و سرانجام شانس به هلاکو رو کرده و خواجه پس از سقوط اسماعیلیان، در دستگاه او درآمده و خدمات علمی خویش را ادامه داد که «رصدخانه مراغه» یادگار آن دوران یعنی از سال 657 می باشد.وی در روزهیجده ذیحجه سال 672در بغداد که به منظور جمع آوری کتاب برای رصدخانه اش رفته بود، پس از هفتاد سال تلاش در عرصه های مختلف،به رحمت ابدی پیوست و در کاظمین علیهما السلام دفن گردید.
شهرت و آوازه خواجه در تمام جهان پیچیده به گونه ای که یکی از کوههای کره ماه را که با دوربین کشف کرده اند به نام او گذارده اند. وهمچنین «اگوست کنت» در تقویمی که از پیشروان فلسفه پوزیتویسم ترتیب داده، اسم خواجه نصیر را بر روی یکی از روزها گذارده است(6).