فهرست کتاب


داستانهای شگفت

آیت الله دستغیب

133جسد سالمی از 1300 سال قبل به دست آمد

در روزنامه کیهان پنجشنبه 3 مرداد 1353 - شماره 9319 قضیه عجیبی ذکر شده که عین مطالب آن اینجا درج می گردد: در حفاری که چند سارق ناشناس در یزد کردند، جسد سالمی از 1300 سال قبل به دست آمد. جسد متعلق به «بی بی حیات» یکی از زنان نامدار صدراسلام است.
یزد - خبرنگار کیهان - چند سارق ناشناس، برای سرقت اشیای عتیقه شبانه قبر «بی بی حیات» یکی از زنان نامدار صدراسلام را در روستای فهرج یزد، شکافتند و با جسد سالم وی روبرو شدند.
به دنبال نبش قبر بی بی حیات، روستائیان فهرج، جریان دستبرد به زیارتگاه شهدای فهرج را به اداره فرهنگ و هنر یزد اطلاع دادند و کارشناس اداره فرهنگ و هنر یزد نیز، ضمن دیداری از قبر و جسد کشف شده، سالم بودن و تعلق جسد را به «بی بی حیات» تأیید کردند.
جسد کشف شده که حدود 1300 سال پیش در زیارتگاه شهدا دفن شده، هنوز متلاشی نشده و صورت و ابروها کاملاً برجسته مانده است.
خبرنگار کیهان در یزد - که خود از نزدیک، جسد کشف شده را دیده است - می نویسد: حتی موهای سر جسد، کاملاً سیاه و بلند است.
آقای مشروطه، کارشناس ویژه اداره فرهنگ و هنر یزد، ضمن تأیید این خبر، گفت: قبر و جسد متعلق به «بی بی حیات»، یکی از زنان برجسته لشکریان اسلام است که در محل شهدا به جنگ با لشکریان یهود و زرتشتی پرداخته اند. در حال حاضر،جریان امر، به وسیله مقامات مربوطه تحت رسیدگی است.
آقای دربانی، رئیس اداره فرهنگ و هنر استان یزد نیز، ضمن تأیید این موضوع گفت: قبر و جسد کشف شده، متعلق به لشکریان اسلام و شهداست و ما، هم اکنون سرگرم بررسی و تحقیق پیرامون این ماجرا هستیم.
روستای فهرج، در سی کیلومتری یزد قرار گرفته و دارای چند اثر تاریخی و باستانی است. از جمله این آثار، «زیارتگاه شهدا و بی بی حیات» است که به صدراسلام تعلق دارد و زیارتگاه روستاییان است. تاریخ ایجاد این آثار، در کتاب تاریخ یزد «مفیدی» نیز به صدراسلام نسبت داده می شود.
روستائیان فهرج می گویند: سارقان بخاطر دستبرد به آثار عتیقه ای که معمولاً همراه افراد نامدار و سرداران، در قبر گذاشته می شده است،آرامگاه «بی بی حیات» را شکافته اند و معلوم نیست چیزی هم به دست آورده اند یا نه؟
و در کیهان شنبه 5 مرداد 1353، شماره 9320 در دنباله شماره قبل چنین نوشته است:
علل سالم ماندن جسد 1300 سال قبل بررسی می شود
یزد - خبرنگار کیهان - تحقیق پیرامون ماجرای نبش قبر «بی بی حیات» در روستای فهرج یزد، ادامه دارد و از طرف ژاندارمری یزد، خادم این زیارتگاه مورد بازجویی قرار گرفت.
قبر «بی بی حیات» که در روستای فهرج یزد قرار دارد چند روز پیش به وسیله چند سارق ناشناس حفر شد و جسد «بی بی حیات» که از 1300 سال پیش تا کنون سالم مانده است، از زیر خاک بیرون آمد. بنابه تأیید مقامات مسئول یزد، جسد بی بی حیات - یکی از زنان نامدار صدراسلام - متلاشی نشده و اسکلت، ابروها و موهای سر جسد، کاملاً سالم مانده است.
امروز در یزد اعلام شد که مقامات اداره فرهنگ و هنر، اداره اوقاف و ژاندارمری یزد، سرگرم مطالعه چگونگی نبش قبر «بی بی حیات» و علل سالم ماندن جسد هستند. از طرف ژاندارمری یزید نیز، کتباً درخواست رسیدگی شد و در محل، خادم زیارتگاه شهدا مورد بازجویی قرار گرفته است.
مشروطه، کارشناس اداره فرهنگ و هنر یزد، ضمن تأیید سالم بودن جسد و تعلق آن به «بی بی حیات» گفت: کسانی که شبانه قبر «بی بی حیات» را برای یافتن اشیاء عتیقه، حفاری کردند، ابتدا دو نقطه زیارتگاه شهدا را خاک برداری کرده اند و چون چیزی نیافته اند، به نبش قبر «بی بی حیات» دست زده اند. با این حال، هنوز روشن نیست اشیاء عتیقه ای از داخل قبر به سرقت رفته است یا نه.
وی افزود: بزودی برای پوشاندن قبر «بی بی حیات» که زیارتگاه روستائیان فهرج است، اقدام خواهد شد.

134برکت پول مایه کیسه

جناب عمدةالاخیار آقای حاج محمد حسن شرکت ساکن اصفهان مرقوم داشته اند که یک نفر از بستگان آقای حاجی محمد جواد بیدآبادی (که داستانهای مکرری از ایشان در این کتاب نقل شده است)، مرد بسیار خوبی بود، برای بنده نقل کرد که من مدتی ملازم خدمت آقای حاجی مرحوم بودم صبحها می فرمودند بروم درب دکان شخصی که از رفقای ایشان به نام حاج سید موسی، دکان عطاری داشت در محله بیدآباد، بعضی روزها صد دینار که یک دهم ریال با پنج پول که یک هشتم ریال آن موقع بود بگیرم، می گرفتم می آوردم خدمت آقای حاجی و ایشان می گذاشتند زیر دوشک زیر پای مبارکشان و هرکس می آمد از صبح تا قدری از شب گذشته، ایشان دست می بردند زیر همان دوشک و پولهای مختلف درمی آوردند و به اشخاص می دادند.
یک روز همشیره زاده ایشان به من گفت خدمت ایشان عرض کنم بر اینکه من دیر به دیر به خدمت شما می آیم و بعداً پولی را که به من می دهید ملاحظه می کنم می بینم به دیگران بیشتر داده اید و به من کمتر. به ایشان عرض کردم فرمودند من که کم و زیاد نمی کنم دست زیر دوشک می کنم هرچه آمد برای هرکس می دهم. و حقیر از چند نفر که متوجه شده بودند شنیدم تا موقعی که پول ایشان که به عنوان مایه کیسه، مرحمت می کردند نگاه می داشتند از برکت پول ایشان بی پول نمی شده اند.

135[حکایت مشهدی احمد آشپز

]
و نیز مرقوم فرموده اند که شوهر همشیره ایشان دکتر هدایت اللَّه که مطبش در محله بیدآباد بود نقل کرد از مشهدی احمد آشپز که دکانش در محله بیدآباد بود که یک روز در حال جنابت بودم و نتوانستم غسل نمایم، فوری غذای بریانی برداشتم بروم خدمت جناب حاجی محمد جواد که منزلشان در بیدآباد و نزدیک دکان او بوده
ایشان پس از جواب سلام او فرموده بودند چرا غسل نکرده آمده ای درب دکانت، دیگر این طور عمل نکن و غذایی که آورده ای ببر.
مشهدی احمد پیش خودش فکر کرده که ایشان حدس زده اند و مطابق واقع شده، می گوید یک روز مخصوصاً غسل نکرده در حال جنابت آمدم درب دکان و غذای بریانی حضور آقای حاجی بردم، ایشان مرا صدا کردند و در گوشم فرمودند نگفتم غسل نکرده درب دکان میا! چرا این طور کردی؟ برو و غذا را هم ببر من نمی توانم این غذا را بخورم.