داستانهای شگفت

نویسنده : آیت الله دستغیب

اندرز از سرگذشت دیگران

(لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُولِی اْلاَلْبابِ)(1)
بر صاحبان خرد، پوشیده نیست که طبع انسانی را به داستان و سرگذشت دیگران رغبتی بسزاست و از شنیدن و خواندن قصه ها لذتی وافر می برد، از اینرو در سابق بازار قصه گویی رونقی داشته و شغل رسمی بوده و در این دوره هم بیشتر نشریات و مطبوعات برای جلب توجه خوانندگان، به نقل داستانهای مهیّج و رمّانهای سراسر دروغ می پردازند و یا داستانهای ساختگی مجلات خارجی را ترجمه می نمایند. و تعجب اینجاست با آنکه همه می دانند که اینها سراسر دروغ و ساختگی است، در عین حال با اشتیاق و ولع تمام می خوانند یا گوش می گیرند و این نیست مگر همانی که اشاره شد که طبع انسان اصولاً به قصه ها و سرگذشتها مایل است در حالی که می توان این غریزه را در راه صحیح به کار انداخت و از آن به بهترین وجه، بهره های فراوان برد.
از این غریزه می توان برای عبرت گرفتن و بیدار شدن دلها از خواب غفلت نهایت استفاده را نمود و بدون اینکه به تحریف و جعل داستانهای دروغی احتیاجی باشد از سرگذشت پیشینیان و دیگران اندرز گرفت چنانچه در قرآن مجید سرگذشت واقعی و قضایای حقیقی پیشینیان را مکرر یادآور شده و از اقوام عاد و ثمود و نوح و فرعون و لوط در جاهای متعدد، بحث فرموده و از عاقبت بدشان سخن گفته و دیگران را اندرز می دهد که از چنین عقوبتهایی برحذر باشند و مکرر می فرماید:«آیا کسی هست که اندرز بگیرد؟ آیا عبرت گیرنده ای هست که از سرگذشت ایشان متنبه شود؟(2)(3)
و از داستان یوسف و برادرانش به بهترین قصه ها تعبیر فرموده و (نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ اَحْسَنَ الْقَصَصِ) (4) آنگاه در آخر سوره می فرماید:«هر آینه در سرگذشت ایشان عبرتی است برای خداوندان خرد».
(لَقَدْ کانَ فی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِاُولیِ اْلاَلْبابِ) (5) یعنی هر عاقلی از سرگذشت ایشان اندرز می گیرد و از نکات اخلاقی و نتیجه اعمال و پاداش نیکی و بدی در دار دنیا به خود می آید و راه را از چاه تمیز و صواب را بر خطا ترجیح می دهد.
در جاهای مکرر از پیغمبران گذشته و حالاتشان از بردباری در سختیها و مصیبتها و فداکاری در راه رسیدن به مرام و مقصد و پایداری و ثبات قدم در راه هدف، داد سخن را داده است.
بلکه بیشتر حکمتها و اندرزها را ضمن داستان بیان می فرماید؛ مثلاً دستورالعملهای عالی اخلاقی را - که راه رسیدن به کمال انسانیت است - از قول «لقمان حکیم» ضمن وصیت به فرزندش بیان می فرماید. (6)
و یا رازهای آفرینش و حکمتهای امور تکوینی را ضمن داستان «موسی و خضر» یادآور می شود. و نظایر آن از آثار صدقه و انفاق در راه (7) خدا را به بهترین بیان ضمن قصه های گوناگون می رساند.
از جمله چیزهایی که سبب تألیف این کتاب شده - چنانچه مؤلف محترم در مقدمه مختصر خود اشاره فرموده - اندزر گرفتن خوانندگان از سرگذشت دیگران است که هر داستانی بهره ای وافر و نتیجه اخلاقی فوق العاده ای دارد که اثر همان توجه طبع انسانی به داستان دیگران است که این نتیجه از این راه بهتر حاصل می شود و به اصطلاح موعظه ضمن قصه بیشتر اثر می کند، مخصوصا اگر قصه حقیقی و راستی باشد.

ایمان به غیب

موضوع دیگری که قابل دقت بیشتری است، این است که اساس دین مقدس اسلام بر عقیده به مبدأ و معاد و سایر اموری است که از حواس بشری برکنار و به اصطلاح، «غیب» است، هرچه امور ماورای حس را شخص بیشتر باور داشته باشد، ایمانش قویتر و به مقام قرب پروردگار، نزدیکتر است.
یکی از بهترین راههایی که ایمان به غیب را طبعا زیاد می کند خوابهای درستی است که به واسطه اتصال نفس انسانی به عالم ماورای حس امور پنهانی را درک می نماید و شاهد صدقی هم در خارج دارد که خیال محض نبوده بلکه آنچه را در خواب دیده مربوط به عالم غیب است.
کسانی که رؤیای صادقه دارند، ایمان بیشتری به غیب پیدا می کنند و کسانی که می شنوند و باور می دارند، ایمان به غیبشان زیادتر می شود.
از این نظر که این کتاب مشتمل بر رؤیاهای صادقه و شواهد صدق خارجی آن است نیز در خور توجه و قابل استفاده است که خوانندگان با خواندن رؤیاهای درستی که مربوط به زمان حاضر است و در هیچ کتابی نیست و کسانی که خواب دیده اند از خوبان دوره حاضر و بحمد الله بیشترشان در قید حیاتند و آنهائی که از نزدیک با ایشان مربوطند می دانند که اهل کلک و دروغ نیستند.
بنابراین، خواننده بهتر می فهمد که به راستی عالم دیگری فوق عالم ماده و طبیعت است تا برسد به اعتقاد به معاد و غیره. لذا این کتاب از نظر تقویت عقاید اسلامی و ایمان به عالم غیب و ماورای ماده، فوق العاده مفید است.

معجزات ائمه(ع)در عصر حاضر