فهرست کتاب


تشیّع چیست ؟ و شیعه کیست ؟

سیّد محسن حجّت‏

5 - معاد

شیعیان چون دیگر مسلمانان معتقدند که زندگی و حیات انسان فقط منحصر به همین عالم نبوده بلکه بعد از مرگ، عالمی دیگری پیش رو دارد که اصطلاحاً به آن، «عالم آخرت» گفته می شود.
و به طور خلاصه و اجمال باید گفته شود که انسانها پس از آنکه از نظر جسمی در این عالم مردند و اجساد آنها به خاک سپرده شد، در قبر دوباره زنده شده، مورد «سؤال» و بازخواست قرار می گیرند، بعد ارواح آنان در بدنهایی که شبیه بدنهای دنیایی آنان هست، قرار گرفته و روانه «عالم برزخ» که بین عالم دنیا و آخرت قرار دارد می شوند. در آنجا یا متنعم به نعمت و یا معذّب به عذاب و نقمت خواهند بود تا روز قیامت فرا برسد و آن روزی است که ارواح خلق اولین و آخرین با همان بدنهای دنیایی در صحرایی به نام «صحرای محشر» گردهم می آیند و آنجاست که محکمه عدل خداوند، دایر شده و همه مورد سؤال و بازپرسی قرار می گیرند.
پس از پایان آن روز عده ای به سبب طاعات یا شفاعت اولیای خدا روانه بهشت شده و عده ای هم محکوم گردیده و روانه جهنم می شوند.
عالم آخرت، «عالم تکلیف» و امر و نهی نیست، بلکه آن عالم، «عالم حساب» و در نتیجه پاداش یا کیفر است.
همچنین بهشت و جهنم ابدی بوده و هیچ وقت به پایان نخواهند رسید. ولی ذکر این نکته لازم است که اهل بهشت برای همیشه در بهشت می مانند، اما بعضی از جهنمی ها در جهنم دوره ای را می گذرانند و بعد نجات پیدا نموده روانه بهشت می شوند، مثل کسانی که از اول به طور موقت فرستاده می شوند یا اینکه به سبب شمول رحمت و عنایت الهی یا شفاعت انبیا و اولیا مورد عفو و اغماض قرار می گیرند.
یکی از مباحثی که براصل معاد متفرع می شود و مورد بحث علمای کلام و عقاید قرار گرفته است، این است که آیا ثوابی را که خداوند به مطیع عنایت می کند به سبب استحقاق اوست، یا اینکه تفضلی است از خداوند متعال.
عده ای از معتزله و جمعی از شیعیان معتقدند که چون تکلیف، مشقت است و هر مشقتی را باید عوضی باشد؛ زیرا در غیر این صورت قبیح خواهد بود و صدور قبیح هم از خدای متعال محال است، در نتیجه ثواب و پاداش در اثر استحقاق به مطیع تعلق می گیرد.
اما در قبال این نظر، عده ای از معتزله و اهل تحقیق از علمای شیعه و اشاعره معتقدند که انسان در اثر طاعت و عبادت حقی پیدا نمی کند تا مستحق ثواب و پاداش شود، بلکه خداوند او را مورد تفضل قرار داده و پاداشی در خور اعمال او و بلکه به مراتب بالاتر از آنچه انجام داده است به او عطا می نماید.
منتها فرقی که بین اشاعره و شیعیان وجود دارد در یک نکته هست و آن اینکه شیعیان می گویند، عبد در اثر طاعت و بندگی مستحق پاداش نیست، ولی خداوند متعال از باب تفضل و عنایتی که دارد یقیناً مطیع را پاداش می دهد؛ چون مقتضای حکمت آن ذات بی مثال همین است، و الّا قبیح بوده وصدور قبیح از آن خدای حکیم محال است.
ولی اشاعره می گویند: خداوند اگر شخص مطیع را به جهنم هم ببرد و عذابش نماید، باز این کار بلا اشکال خواهد بود.
البته مبنای این بحث، مسأله «تحسین و تقبیح عقلی» است که «عدلیه» به آن معتقدند و «اشاعره» آن را قبول ندارند و ما مختصری در این رابطه در ذیل اصل عدل توضیح دادیم.
کسانی که مایلند در این زمینه آگاهی پیدا کنند به کتب کلامی و فلسفی مراجعه نموده و اقوال و ادله را تفصیلاً مطالعه و بررسی نمایند.
ضمناً ما بحث «معاد» را در همین جا خاتمه می دهیم؛ زیرا در اصل آن بین مسلمین اختلافی وجود نداشته و در فروعات آن، اقوال مختلفی به چشم می خورد که ذکر و تفصیل آن از هدف و مرام این کتاب خارج است.

مبانی عقیدتی شیعه

الف - شیعه و قرآن

شیعیان معتقدند که «قرآن» موجود در دست مسلمین، همان قرآنی است که از جانب خدای متعال برای پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شده ، و هیچ گونه کم و زیادی در آن صورت نگرفته است و این عقیده، عقیده شیعیان در طول اعصار و قرون بوده وبعد از این هم خواهد بود.
شیخ المحدثین مرحوم صدوق در کتاب اعتقادات چنین می گوید: اعتقاد ما شیعیان در رابطه با قرآن این است که قرآن موجود، همان قرآن منزل بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بوده و هیچ چیز از آن کم نشده است و کسانی که به شیعیان نسبت داده اند که قرآن بیشتر از این است، دروغ گفته اند.
عین همین مطلب را دیگر بزرگان شیعه از قبیل مرحوم شیخ مفید و سید مرتضی و شیخ طوسی نیز در کتب خودشان متذکر شده اند. اینها علمای بزرگ شیعه هستند که در حدود هزار سال قبل، زندگی می کردند.
از علمای معاصر نیز مرحوم آیت اللَّه العظمی سید ابوالقاسم خوئی رحمه الله در مقدمه تفسیر «البیان» می نویسد: معروف بین مسلمین عدم وقوع تحریف در قرآن است و آنچه الآن در دست ما موجود است، تمام قرآنی است که بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شده است.
بعد می نویسد: خیلی از بزرگان علمای شیعه نیز بر این مطلب تصریح کرده اند که از جمله آنها می توان رئیس المحدثین شیخ صدوق محمد بن بابویه را نام برد که عدم تحریف را از معتقدات شیعه می داند.
همچنین شیخ الطائفه ابو جعفر محمد بن حسن طوسی قدس سره در اول تفسیر تبیان بر این مطلب تصریح نموده وقول به عدم تحریف را از استادش سیّد مرتضی علم الهدی قدس سره نیز نقل می نماید، وبه بهترین وجه و تمام ترین دلیل براین عقیده استدلال می کند.
مفسر شهیر و عالیمقام مرحوم طبرسی در مقدمه تفسیر مجمع البیان و شیخ الفقهاء مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطاء در بحث قرآن از کتاب کشف الغطاء نیز ثابت کرده اند که قرآن کریم تحریف نشده و دست نخورده باقی مانده است، و حتی در کشف الغطاء ادعای اجماع شده است بر عدم وقوع تحریف.
علامه جلیل مرحوم شهشهانی نیز در بحث قرآن از کتاب العروة الوثقی، قول به عدم تحریف را به جمهور مجتهدین نسبت داده است.
محدث بزرگوار ملّا محسن فیض کاشانی در دو کتاب وافی(486) و علم الیقین(487) و دانشمند بزرگ فقیه مجاهد مرحوم شیخ محمد جواد بلاغی در مقدمه تفسیر آلاء الرحمن نیز قول به عدم تحریف رااز معتقدات شیعه دانسته اند.
آیت اللَّه العظمی خوئی رحمه الله در آخر می گوید: خلاصه کلام آنکه مشهور بین علمای شیعه و محققین ایشان بلکه متسالم علیه بین همه آنان این است که قرآن، تحریف نشده و همان طور که بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شده بود الآن موجود است.(488)
به نظر ما یکی از بهترین دلایل بر عدم وقوع تحریف در قرآن کریم، قرآنهای موجود در بلاد مسلمین است که هیچ گونه تفاوتی با هم نداشته و از جمیع جهات با هم مطابقت دارند. در اینجا خوب است داستانی را نقل کنیم:
یکی از بزرگان حوزه علمیه قم حکایت می کرد که در بعضی از سالها که به حج مشرف شده بود، در مکه یا مدینه بین او و یکی از علمای اهل تسنن بحثی واقع شد.
در ضمن آن مباحثه، عالم سنی گفت: شما شیعیان قرآنی دارید که غیر از قرآن منزل است، و مطالب موجود در آن قرآن، ربطی با مطالب قرآن موجود در دیگر بلاد اسلامی ندارد.
آن عالم بزرگوار شیعی می گوید: به او گفتم بهترین راه برای اثبات باطل یا حق بودن گفتار شما، این است که همین الآن با من به ایران بروید، مصارف رفت و برگشت شما هم به دوش من باشد، و به مجرد فرود آمدن در تهران، شما آزادید هر خانه ای را که بخواهید در بزنید، نه یک خانه بلکه تا آنجا که برای شما یقین حاصل شود و از صاحبان آن خانه ها بخواهید، قرآنهایی را که دارند برای شما بیاورند. اگر آن قرآنها با قرآنهای موجود در دیگر بلاد اسلامی تفاوت داشتند، شما در کلام و گفتارتان صادق و ذیحق هستید؛ و اما اگر مثل بقیه قرآنهای موجود در دیگر بلاد اسلامی بودند، آن وقت باید حرف خود را پس گرفته و دیگر این نسبت دروغ را به شیعیان ندهید.
بنابر آنچه گذشت، روایاتی که در کتب فریقین آمده، و ظاهر آنها وقوع تحریف در قرآن کریم است، یا باید به وجهی مناسب تأویل و توجیه شود و یا باید طرح شده و مورد قبول واقع نشود؛ زیرا همه مسلمانان اجماع و اتفاق نظر دارند بر این که با استناد به خبر واحد غیر مفید علم، نمی توان پذیرفت چیزی از قرآن کم، یا بر آن افزوده شده است .