فهرست کتاب


تشیّع چیست ؟ و شیعه کیست ؟

سیّد محسن حجّت‏

دیدگاه آیةاللَّه مرعشی نجفی (ره) در باره آیه تطهیر

مرحوم آیةاللَّه العظمی آقای نجفی مرعشی قدس سره در حاشیه کتاب «احقاق الحق» در تتمّه می فرماید: بدانکه آیه تطهیر صریح الدلاله است بر عصمت اهل بیت علیهم السلام، به این بیان که آیه مبارکه بالصراحه دلالت دارد بر تعلق اراده خداوند متعال به تطهیر اهل بیت علیهم السلام و ثابت است تحقق آن از جهت آنکه تخلف اراده خداوند از مرادش محال است؛ زیرا اراده در این آیه، اراده تکوینیه هست نه تشریعیه؛ چون اراده تشریعیه فقط تعلق به فعل مکلّف می گیرد وروی همین لحاظ مساوی با امر است، و لکن در آیه تطهیر اراده متعلق به فعل خداوند است؛ چون می فرماید: « ... إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ ... ». علاوه بر اینکه اراده تشریعیه خداوند بر طهارت اختصاص به اهل بیت علیهم السلام ندارد بلکه شامل جمیع مکلّفین می شود .
تا آنجا که می فرماید: اگر گفته شود احتمال می رود مراد از تطهیر در آیه مبارکه، آمرزش ذنب اهل بیت باشد نه پاک بودن آنان از رجس و مآثم. جواب می دهیم که مغفرت و بخشش، موجب تطهیر ناپاکیها نمی شود بلکه سبب رفع عقوبت از گناهکار می شود؛ زیرا بخشش معصیت موجب انقلاب نفس از آنچه که هست، نخواهد شد، همچنانکه بخشیده شدن ظالم از سوی مظلوم، زشتی عمل او را از بین نمی برد . علاوه بر این، اطلاق آیه دلالت دارد که اهل بیت، در تمام ازمنه و امکنه و در تمام حالات مطهرند. در حالی که گناهکار موقع صدور گناه مطهر نیست؛ زیرا که مغفرت گناه در حین ارتکاب معصیت، امکان ندارد، والّا دیگر گناه نامیده نخواهد شد .
تا آنجا که می فرماید: پس آیه کریمه دلالت دارد بر عصمت اهل بیت علیهم السلام از جمیع انواع رجس، آن هم با تأکیدات متعدده که عبارتند از :
- آوردن لفظ «انّما» که دال بر حصر است در اول آیه .
- داخل کردن «لام» در خبر «لیذهب» .
- اختصاص کلام به خطاب «عنکم» .
- تکرار کردن مؤدّی و نتیجه که یک بار می فرماید: « ... إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ ... » باز بار دوم می فرماید: « و یُطَهّرَکُم » و پشت سر آن مفعول مطلق «تطهیراً» را می آورد و آن را نکره هم می آورد تا دلالت کند بر اهتمام و تعظیم .
- آنچه را که باید مؤخّر باشد، مقدم ذکر می کند و آنچه را که باید مقدم باشد، مؤخّر ذکر می کند، مثل تقدیم کلمه «عنکم» بر «رجس»(58).
در دستور زبان عربی آمده است که: تقدیم ما حقّه التأخیر، یفید الحصر و الاختصاص؛ مقدم کردن چیزی که باید مؤخّر باشد، مفید حصر واختصاص است؛ چنانکه در سوره حمد می خوانیم « ایّاک نعبد » و با این تقدیم می خواهیم بگوییم که فقط تو را عبادت می کنیم و بس. یا می خوانیم « ایّاک نستعین »؛ فقط از تو کمک می خواهیم و بس .
آیه مودّت و وجوب پیروی از اهل بیت (ع)
علاوه بر آیه تطهیر، آیات دیگری نیز در قرآن کریم وجود دارد که ما را به پیروی از اهل بیت علیهم السلام امر می کند. از آن جمله «آیه مبارکه مودّت» است که خدای متعال خطاب به پیامبرش می فرماید: « ... قُل لَّا أَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا ا لْمَوَدَّةَ فِی ا لْقُرْبَی ... »(59)؛ «بگو: من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم [اهل بیتم ]».
برای بیان دلالت آیه بر وجوب پیروی از اهل بیت علیهم السلام ناگزیریم اموری را مورد بحث و بررسی قرار بدهیم:

1 - دیدگاههای دانشمندان اهل سنّت پیرامون آیه مودّت

حافظ سلیمان قندوزی حنفی می نویسد: « و عن ابن عباس، لمّا نزلت « قُل لَّا أَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا ا لْمَوَدَّةَ فِی ا لْقُرْبَی »، قالوا: یا رسول اللَّه من هؤلاء الذین وجبت علینا مودّتهم؟ قال: علی و فاطمة و ابناهما وان اللَّه تعالی جعل اجری علیکم المودة فی اهل بیتی وانّی سائلکم غداً عنهم ؛(60) ابن عباس می گوید: وقتی آیه مودّت بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شد که از مردم بخواهد حبّ ذی القربی را کنند، گفتند: یا رسول اللَّه! حب و مودّت چه کسانی بر ما واجب شده است؟ پیامبر فرمود: علی، فاطمه، و دو فرزند آنها و به درستی که خداوند مزد مرا بر شما، مودّت و دوستی اهل بیتم قرار داده است و من از شما در روز قیامت خواهم پرسید که نسبت به آنان چگونه رفتار نمودید».
محی الدین عربی می گوید: «وقتی این آیه بر پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نازل شد، سؤال کردند یا رسول اللَّه! ذوالقربای شما چه کسانی هستند که محبت و مودت آنان بر ما واجب شده است؟ فرمود: علی، فاطمه، حسن، حسین و فرزندان حسن و حسین»(61).
محبّ الدین طبری از ابن عباس نقل می کند که پس از نزول این آیه، گفته شد: یا رسول اللَّه! اقربای شما کیستند که محبت آنان، بر ما واجب شده است؟ فرمود: «علی، فاطمه و فرزندانشان»(62)(63).

2 - معنای مودّت اهل بیت (ع) و دلیل لزوم آن

مراد از دوستی در این آیه مبارکه فقط دوستی که از روی احساسات و عواطف باشد، نیست بلکه مراد از آن، پیروی می باشد و این معنا را خود قرآن کریم بیان نموده است .
برای توضیح بیشتر می گوییم قرآن کریم در موارد عدیده، از انبیای سلف نقل می کند که آنان به امتهای خود می گفتند: « ... َمَآ أَسَْلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی رَبِ ّ الْعَلَمِینَ »(64)؛ «من برای این دعوت، هیچ مزدی از شما نمی طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است». ولی وقتی نوبت به رسالت پیامبر خاتم صلی الله علیه وآله وسلم می رسد، خداوند متعال به او دستور می دهد تا عکس انبیای گذشته عمل کند واز مردم برای انجام رسالتش مزد بخواهد؛ و آن را در دوستی اهل بیتش قرار بدهد. در حالی که پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم چون بالاتر و افضل از انبیای سلف است، باید بیشتر به خدا وابسته باشد و همان طوری که آنان اجرشان را از خدا می خواستند، او هم از خدا بخواهد.
از طرفی دیگر انبیای گذشته هم اهل بیت و خواص داشتند، ولی آنان هیچ وقت مأمور درخواست دوستی و محبت آنان از امّت خود نشدند، وانگهی عرف و سیره و عادت مردم بر این جاری شده که بستگان شخص بزرگ و کسی را که برای آنها خدمتی انجام داده است، دوست داشته باشند، شما هم بارها و بارها این قضیه را دیده اید و حتّی خود به آن عمل نموده اید. وقتی مسأله فطری و وجدانی است، پس چرا خداوند متعال به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دستور می دهد که از امتش بخواهد، اهل بیت او را دوست داشته باشند، خود همین دستور، می رساند که این دوستی در اینجا اثری دارد که غیر از اثر دوستی های دیگر است؛ زیرا دیگر دوستی ها نفعی برای محب ندارد و اگر هم داشته باشد، همه نفع برای محبّ نیست بلکه بیشتر در آن دوستی ها، خوشحال کردن محبوب و ارج گذاشتن نسبت به او مطرح است. ولی این دوستی تمام اثرش برای محب است، والاّ پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نیز مانند دیگر انبیا علیهم السلام کارش برای جلب رضای خداوند است و اجر و مزدش را نیز از او می خواهد، لذا قرآن کریم به پیامبر می فرماید: « قُلْ مَا سَأَلْتُکُمْ مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَی اللَّهِ وَهُوَ عَلَی کُلِ ّ شَیْ ءٍ شَهِیدٌ »(65)؛ «بگو: هر اجر و پاداشی از شما خواسته ام برای خودِ شماست؛ اجر من تنها بر خداوند است، و او بر همه چیز گواه است!». یعنی این دوستی اثری دارد که به درد خود شما می خورد و خدای متعال آن اثر و نفع را در قرآن کریم بیان می کند که: « قُلْ مَآ أسَْلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَن شَآءَ أَن یَتَّخِذَ إِلَی رَبِّهِ ی سَبِیلًا »(66)؛ «بگو: من در برابر آن (ابلاغ آیین خدا) هیچ گونه پاداشی از شما نمی طلبم؛ مگر کسی که بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند (این پاداش من است)».
پس از کنار هم گذاشتن سه آیه فوق، نتیجه می گیریم که دوستی اهل بیت تنها راه عروج و تقرّب به خداوند متعال، می باشد و انسان با پیروی از اهل بیت که پس از دوستی آنان پیدا می شود، می تواند خود را به مدارج عالیه از کمال در مقام عبودیت برساند؛ زیرا معلوم است که وصول به خداوند متعال بدون انجام اعمال صالحه و دوری از گناه ممکن نیست و این دو مطلب هم متوقف است به داشتن راهنما و مقتدی، و طبق نصّ قرآن کریم، اهل بیت علیهم السلام راه وصول به این دو مطلبند یعنی با پیروی از آنان است که انسان مسلمان می تواند خودش را به سعادت ابدی رسانیده و از هلاکت رهایی یابد .
اشکال
ممکن است گفته شود بین آیه سوم و آیه اول ارتباطی وجود ندارد؛ چون در آیه اول دوستی ذی القربی از ما خواسته شده و در آیه سوم اتخاذ طریق و راه به سوی خداوند، پس دوستی، غیر از اتخاذ طریق و راه است .
جواب
در جواب می گوییم که در دستور زبان عربی «استثنا» بعد از «نفی» مفید حصر و اختصاص است، به همین جهت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به عنوان اجر، دو چیز را از مردم نمی خواهد؛ زیرا وقتی به دستور خداوند به مردم می گوید از شما هیچ مزدی نمی خواهم جز فلان مطلب؛ یعنی مخصوصاً همین را می خواهم و بس، پس اگر بار دوم چیز دیگری را مطرح کند و اجری مغایر اجر اول از مردم بخواهد، تکذیب کلام اولش را نموده است؛ زیرا او دو چیز می خواهد در حالی که اول فرموده است، فقط یک چیز می خواهم و چون انبیا به اجماع امت از کذب بری هستند و در گفتار صادق، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم همان یک چیز را می خواهد، منتها خواسته خودش را به دستور خداوند به دو بیان برای مردم باز گو می کند تا فهیمده شود که او به خاطر قوم گرایی و گرایش به نزدیکان، دوستی آنان را از مردم نخواسته است، بلکه این دوستی را می خواهد تا به سبب آن مردم از ضلالت نجات پیدا نموده و به سوی نور و سعادت راهنمایی شوند .
روشن است که این هدایت بدون دوستی اهل بیت میسر نیست، برای اینکه پیروی از روش پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم منحصر است به پیروی از اهل بیت علیهم السلام چون آنها از هر کس دیگری به پیامبر نزدیکترند و از تمام حرکات و سکناتش اطلاع دارند و این پیروی هم بدون دوست داشتن آنان ممکن نیست؛ زیرا کسی که نسبت به آنها علاقه ندارد، میلی به اتخاذ راه و روش آنان نیز نخواهد داشت.
ناگفته نماند که بین مودّت و پیروی حقیقی نیز ملازمه هست؛ یعنی محبت داشتن با پیروی نکردن، سازگاری ندارد بلکه هر جا متابعت است، محبت نیز هست و هر جا مخالفت است یقیناً آنجا محبت نیست. برای اثبات این مطلب می شود به این آیه از قرآن استدلال کرد: « قُلْ إِنْ کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی ... »(67)؛ «بگو: اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید».
یعنی اگر می گویید ما خدا را دوست داریم ولی از من پیامبر پیروی نمی کنید، معلوم می شود که به دروغ ادعای دوستی خداوند متعال را می نمایید؛ زیرا متابعت و پیروی از من متابعت و پیروی از خداوند است .
حافظ سلیمان قندوزی حنفی از «مناقب خوارزمی» از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که آن حضرت در تفسیر آیه مبارکه « قُلْ مَا سَأَلْتُکُم مِّنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ »، فرمود: «الاجر الذی هو المودة فی القربی الّتی لم اسئلکم غیرها فهو لکم تهتدون بها وتسعدون بها وتنجون من عذاب الله یوم القیامة؛(68) اجری که عبارت از دوستی ذوالقربی است و غیر آن از شما خواسته نشده، به نفع خود شماست؛ زیرا شما به سبب این دوستی هدایت شده و به سعادت می رسید و از عذاب خدا در جهان پس از مرگ رهایی می یابید» .
3 - مودّت و دوستی اهل بیت(ع)، مزد رسالت پیامبر(ص) و رمز بقای اسلام
اگر دوستی مورد درخواست، فقط دوستی عادی و از روی احساسات و عواطف باشد، نیازی نبود تا خداوند متعال آن را اجر و مزد رسالت قرار بدهد؛ زیرا بر انسان مسلمان واجب و لازم است که نه تنها اهل بیت بلکه همه مؤمنین را دوست داشته باشد .
خدای متعال می فرماید: « إِنَّمَا ا لْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ ... »(69)؛ «مؤمنان برادر یکدیگرند»، و معلوم است که برادری بدون دوستی معنا ندارد.
باز می فرماید: « وَالْمُؤْمِنُونَ والْمُؤْمِنَتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَآءُ بَعْضٍ ... »(70)؛ «مردان و زنان با ایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند».
روایاتی هم از طریق منابع وحی در این زمینه وارد شده است که مستفاد از آنها وجوب دوستی مؤمنان و حرمت دشمنی با آنان است.
برای توضیح بیشتر می توان گفت که خدای متعال پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم را به عنوان آخرین پیامبر فرستاد و دین اسلام را به عنوان کامل ترین و آخرین قرار داد و راضی شد که این دین برای همیشه بماند؛ « ... ا لْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ ا لْإِسْلَمَ دِینًا ... »(71)؛ «امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودانِ) شما پذیرفتم» .
شخص رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نیز برای پیاده کردن این دین و ارشاد و هدایت مردم، زحمات زیادی را متحمل شد، به نحوی که خود آن حضرت فرمود: «ما اوذی نبی مثل ما اوذیت»(72)؛ «هیچ پیامبری مثل من مورد آزار و اذیت قرار نگرفته است». همه این مواردبرای ابقای دین و احیای تفکر الهی بوده است. پس این دین باید باقی بماند وبدون سبب نمی شود؛ چون سنت الهی بر این قرار گرفته که کارها از روی سبب صورت پذیرد .
یکی از عوامل مهم، بلکه اساسی برای حفظ و بقای دین مقدس اسلام، پیروی از اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم است به این معنا که اگر بعد از آن حضرت ، اهل بیت او مقتدا و پیشوای مردم باشند، اسلام دست نخورده و بدون تحریف باقی خواهد ماند. ولی اگر آنان پیشوا و راهنمای مردم نباشند، اسلام جز وسیله ای برای رسیدن به اهداف یک عده زورگو و افراد فرصت طلب، چیز دیگری نخواهد بود. وقتی بنابراین است که اسلام حقیقی حفظ شود و سنّت محمَّدی صلی الله علیه وآله وسلم همانطوری که بوده به مردم ابلاغ گردد، خدای متعال دوستی اهل بیت را واجب می کند تا به سبب این دوستی و محبت، پیروی و تبعیت پیدا شود و به سبب آن پیروی که از پیشوایان حقیقی اسلام صورت می گیرد، دین باقی بماند .