فهرست کتاب


تشیّع چیست ؟ و شیعه کیست ؟

سیّد محسن حجّت‏

بخش اوّل: تشیّع چیست؟

فصل اوّل: پیروی از اهل بیت (ع) پیروی از کتاب و سنّت

معنای تشیّع

قبل از ورود در این بحث و بیان حقیقت تشیّع، نخست لازم است معنای « تشیّع » را از نظر لغت و اصطلاح بدانیم. « تشیّع » از نظر لغوی از ماده « شیع » گرفته شده که به معنای متابعت و پیروی است. بنابراین، تشیّع که مصدر ثلاثی مزید فیه و از باب تفعّل و تای آن تای مطاوعه می باشد، به معنای «قبول پیروی و اطاعت» است .
اما اصطلاحاً به مکتب و مذهبی گفته می شود که پیروی از اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را در جمیع ابعاد اسلام، اعم از اعتقادی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، مسائل عبادی و حتّی در زندگی فردی و اجتماعی، واجب و لازم می داند .
مراد از پیروی اهل بیت علیهم السلام این نیست که در مکتب تشیّع، قرآن و سنّت عمل نمی شود، بلکه مراد آن است که قرآن و سنّت، باید از طریق اهل بیت علیهم السلام به دست آورده شده، وانگهی به آن دو عمل شود .
اما در رابطه با قرآن کریم، همه می دانند که «قرآن» کتابی است مشتمل بر ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید، مجمل و مبیّن، محکم و متشابه، نصّ و ظاهر و مواردی از این قبیل که فهم آن برای عموم مردم آسان نبوده بلکه فهم قرآن برای عموم مردم بسیار مشکل است و اگر فقط قرآن باشد و بس، هیچ حکمی از احکام الهی از آن به طور کامل استخراج نخواهد شد؛ زیرا نه تنها نیاز به تأویل و تفسیر دارد، بلکه قرآن، کتابی است مشتمل بر یک سلسله کلیّات که به عنوان اصل و قاعده، باید از آن استفاده شود. و تطبیق آن اصول و قواعد بر موارد جزئی و بیان مصادیق، کار انسان عادی نیست، بلکه طبق نصّ خود قرآن کریم: « إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ فِی کِتَبٍ مَّکْنُونٍ لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا ا لْمُطَهَّرُونَ ».(12)
«که آن قرآن کریمی است که در کتاب محفوظی جای دارد و جز پاکان نمی توانند به آن دست زنند [ دست یابند]».
تنها کسانی می توانند این کتاب آسمانی را فهمیده و بیان کنند که از انجاس و ارجاس و ناپاکیهای باطنی و ظاهری، پاک و مطهر باشند.
البته بعضی از مفسرین گفته اند که اینجا خبر به معنای نهی است و مراد از آیه، حرمت مس قرآن برای محدث و جنب می باشد. و بعضی هم مراد از «مطهرون» را «ملائکه» گفته اند که هر دو نظر بلاوجه است؛ چون اگر «لا» را ناهیه یا حتی نافیه بگیریم و بخواهیم از آیه مبارکه استفاده حرمت مس برای محدث و جنب بنمائیم باید اوّلاً : کلمه «مطهرون» را به معنای «متطهرون» و از باب تفعّل بدانیم .
و ثانیاً : «فی کتاب مکنون» را به معنای همین کتاب موجود بگیریم، در حالی که اولاً: اصل، ظهور هر کلمه در معنای خودش می باشد و ثانیاً: خداوند در جای دیگر می فرماید: « بَلْ هُوَ قُرْءَانٌ مَّجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ ».(13)
«بلکه این قرآن همان قرآن مجیدی است که در لوح محفوظ بوده است». و به قرینه این آیه، آیه قبل را نیز چنین معنا می کنیم: «این قرآن همان قرآن کریم است که در کتاب مکنون و مستور، از دید مردم عادی می باشد و مصون از اشتباه و تحریف بوده است که نمی دانند این قرآن را مگر کسانی که مطهر و پاکند» .
و اگر مراد از مطهرون «ملائکه» باشد، آن وقت باید فهم و درک قرآن را منحصر به آنان کرده و حتّی قایل شویم که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم هم قرآن را نمی فهمیده و این مطلبی است که التزام به آن مشکل بلکه نادرست و غلط است .
پس باید مراد از «مطهرون» اعم از ملائکه و غیر آنان که عبارت از افراد مطهرند باشد، بلکه اساساً مطهرون ملائکه را شامل نمی شود؛ زیرا قرآن کتابی است که برای انسانها نازل شده وملائکه فقط آورنده آن هستند نه مبین آن .
راغب، در کتاب مفردات، در مادّه «طهر» آیه را چنین معنا می کند: «لا یمسّه الّا المطهرون ای انّه لا یبلغ حقائق معرفته الّا من طهّر نفسه و تنقّی من دَرَنِ الفساد» .(14)
«به حقایق معرفت قرآن پی نمی برد، مگر کسی که نفسش را پاک نموده و آلودگیهای فساد را از آن زدوده است» .
و به نصّ قرآن کریم تنها کسانی که در میان امت اسلامی متصف به وصف «مطهر» شده اند، اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم هستند؛ زیرا خدای متعال درباره آنان می فرماید:
« ... إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا »؛(15) «خداوند اراده فرموده است که تنها از شما اهل بیت، رجس و پلیدی را دور نموده و شما را پاک و مُطَهّر بگرداند» .
با گذاشتن آیه دوم در کنار آیه اول، متوجه خواهیم شد که مراد از مطهّرون در آیه قبل اهل بیت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم می باشند که خود آن حضرت نیز جزو آنان محسوب می گردد. و چون قرآن را فقط اینها می دانند و بس، پس باید در فهم معنای قرآن و استنباط احکام خدا از آن، به آنان مراجعه شود .
و اما نسبت به سنّت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم پر واضح است که سنت را باید از اهل بیت علیهم السلام گرفت؛ زیرا معنای لغوی سنّت، طریقه و روش است و روش اکثر مردم به طور کامل برای غیر اهل بیت او روشن و واضح نخواهد بود؛ چون اوّلاً : همانطور که گفته اند: « اهل البیت ادری بما فی البیت؛ اهل خانه آگاهترند از آنچه در خانه می گذرد».
ثانیاً : از روایات و ادله ای که بعداً خواهد آمد، استفاده می شود که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم رجوع به اهل بیت علیهم السلام در فهم دین وروش خویش را واجب و لازم دانسته است؛ زیرا آنان را بعد از خود، راهنما و هادی امت اسلامی معرفی فرموده است .
ثالثاً : همانطوری که درک قرآن کریم برای مردم عادی مشکل است، درک و فهم سنّت نیز برای آنان مشکل خواهد بود. و از این جهت است که نیاز به «مبین» پیدا می شود و مبین سنّت مثل مبین قرآن باید مطهر از ارجاس و پلیدیها باشد. و به نص قرآن کریم تنها کسانی که از ارجاس و پلیدیها پاک هستند، اهل بیت علیهم السلام می باشند .