فهرست کتاب


اوصاف الاشراف

خواجه نصیر الدین طوسی‏

فصل پنجم (در اتحاد)

قال اللّه تعالی سبحانه:لا تدع مع اللّه إلها آخر لا إله إلا هو 28: 88()توحید یکی کردن است و اتّحاد یکی شدن، آنجا«و لا تجعل مع اللّه إلها آخر» 17: 22()و اینجا«لا تدع مع اللّه إلها آخر» 26: 213()چه در توحید شایبه تکلّفی«» هست که در اتّحاد نیست.
پس هر گاه که یگانگی مطلق شود و در ضمیر راسخ شود تا به وجهی«» به دوئی التفا ننماید به اتّحاد رسیده باشد.
و اتّحاد نه آن است که جماعتی قاصر نظران توهّم کنند که مراد از اتّحاد یکی شدن بنده با خدای تعالی باشد، تعالی اللّه عن ذلک علوا کبیرا، بل آن است که همه او را ببینند بی تکلّف آنکه گوید هر چه جز او است از او است پس همه یکی است، بل چنانکه به نور تجلّی او تعالی شأنه بینا شود غیر او را نبیند، بیننده و دیده و بینش نباشد و همه یکی شود.
و دعای منصور حسین حلاج که گفته است:
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 96
بینی و بینک انّ ینازعنی فارفع بفضلک انّییّ من البین مستجاب شد و انیّت او از میان برخاست، تا توانست گفت: «أنا من أ هوی و من أهوی أنا».
و در این مقام معلوم شود که آن کس که گفت: «انا الحقّ» و آن کس که گفت: «سبحانی ما أعظم«» شأنی» نه دعوی الا هیّت کرده اند، بل دعوی نفی انیّت خود و اثبات«» انیّت غیر خود کرده اند، و هو المطلوب.
__________________________________________________
جامع الاسرار سید حیدر (ره) - 364.
دیوان حلاج - 90 - اخبار حلاج - 76 (به نقل جامع الاسرار - 809) در منابع مختلف این شعر با مختصر تفاوتی از حلاج نقل شده است:
در مرصاد العباد چاپ بنگاه ترجمه و نشر - ص 323 چنین آمده: «حسین منصور از اینجا می گفت:
بینی و بینک انی یزاحمنی فارفع بجودک انی من البین»و در شرح فصوص خوارزمی جلد اول - صفحه 94 چنین آمده: «و منصور حلاج بدین اشارت کرد آنجا که گفت:
بینی و بینک انی ینازعنی فارفع بلطفک اننی من البین»
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 97

فصل ششم (در وحدت)

قال اللّه سبحانه:لمن الملک الیوم للّه الواحد القّهار 40: 16()وحدت یگانگی است، و این بالای اتّحاد است، چه از اتّحاد که به معنی یکی شدن است بوی کثرت آید، و در وحدت آن شائبه نباشد، و آنجا سکون و حرکت، و فکر و ذکر، و سیر و سلوک، و طلب و طالب و مطلوب، و نقصان و کمال همه منعدم بشود که:
«إذا بلغ الکلام إلی اللّه فامسکوا»«»
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 99

باب ششم در فنا

أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 101
قال اللّه تعالی:کلّ شی ء هالک الا وجهه 28: 88()در وحدت، سالک و سلوک، و سیر و مقصد، و طلب و طالب و مطلوب نباشد،کلّ شی ء هالک الا وجهه،و اثبات این سخن و بیان هم نباشد و نفی این سخن و بیان هم نباشد، و اثبات و نفی متقابلانند و دوئی مبدء کثرت است آنجا نفی و اثبات نباشد، و نفی نفی و اثبات اثبات هم نباشد، و نفی اثبات و اثبات نفی هم نباشد.
و این را «فنا» خوانند، که معاد خلق با فنا باشد همچنانکه مبدء ایشان از عدم بود:
«کما بدءکم تعودون» 7: 29()و معنی فنا را حدّی با کثرت است:«کل من علیها فان و یبقی وجه ربّک ذو الجلال و الاکرام» 55: 26 - 27()،فنا به این معنی هم نباشد، هر چه در نطق آید و هر چه در وهم آید و هر چه عقل بدان رسد جمله منتفی گردد.
«الیه یرجع الامر کلّه»
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 102
این است آنچه در این مختصر خواستیم که ایراد کنیم، و اینجا سخن منقطع شود.
و السلام علی من اتبع الهدی،سبحان ربّک ربّ العزّة عمّا یصفون،و سلام علی المرسلین،والحمد للّه ربّ العالمین،و الصّلوة و السّلام علی سیّدنا محمد و آله الطّاهرین الطیّبین الذینهم نقلوا من أصلا الطّاهرین إلی ارحام المطهّرات و الّذین اذهب اللّه عنهم الرجس و طهّرهم تطهیرا.
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 103