فهرست کتاب


اوصاف الاشراف

خواجه نصیر الدین طوسی‏

فصل پنجم (در انابت)

قال اللّه تعالی سبحانه:«و انیبوا إلی ربّکم و اسلموا له» 39: 54()انابت با خدای گشتن و بر او اقبال کردن باشد، و آن به سه چیز است:
یکی به باطن، که همیشه متوجه به جانب خدای تعالی باشد، و در افکار و عزایم طلب قربت او کند«و جاء بقلب منیب.» 50: 33()و دیگر به قول، که در عموم اوقات به ذکر او و ذکر نعم و ذکر کسانی که به حضرت او نزدیکتر باشند مشغول باشد«و ما یتذکّر الا من ینیب» 40: 13().
سیّم«» از اعمال ظاهره، که همیشه بر طاعات و عبادات که مقرون«» به نیّت قربت باشد مواظبت کنند، مانند صلاة فرض و سنتی«» و نوافل، و وقوف بمواقف بزرگان دین، و بذل صدقات، و احسان با خلق خدا به رسانیدن اسباب نفع به ایشان و باز داشتن
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 20
موجبات ضرر ایشان، و راستی نگاه داشتن در معاملات، و انصاف از خود و اهل خود بدادن، و بر جمله التزام احکام شرع تقربا إلی اللّه تعالی و طلبا لمرضاته، فانه تعالی قال:
«ازلفت الجنّة للمتقین غیر بعید. هذا ما توعدون لکل اواب حفیظ. من خشی الرحمن بالغیب و جاء بقلب منیب. ادخلوها بسلام ذلک یوم الخلود. و لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید» 50: 31 - 35.()
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 21

فصل ششم (در اخلاص)

قال الله سبحانه و تعالی:و ما امروا الا لیعبدوا اللّه مخلصین له الدّین 98: 5().
پارسی اخلاص، ویژه کردن باشد، یعنی پاک کردن چیزی از هر چیزی که غیر او باشد و با او در آمیخته باشد، و اینجا به اخلاص آن می خواهند که هر چه گوید و کند، قربت«» به خدای تعالی بود و خاص خالص به سوی او کند که هیچ غرضی دیگر از دنیوی و اخروی«» با آن نیامیزد«الا للّه الدین الخالص» 39: 3.() و مقابل اخلاص آن بود که غرض دیگر با آن در آمیزد، مانند حب جاه و مال، یا طلب نیکنامی، یا طمع ثواب آخرت، یا از جهت نجات و رستگاری از عذاب دوزخ، و این همه از باب شرک باشد.
و شرک دو نوع بود: جلی و خفی. امّا شرک جلی آن بت پرستی بود، و باقی همه شرک خفی باشد.
قال صلّی اللّه علیه و آله:«نیّة الشّرک فی امّتی اخفی من
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 22
دبیب النمّلة السّوداء علی الصّخرة الصّماء فی اللّیلة الظّلماء»«».
و طالب کمال را شرک تباه ترین مانعی باشد در سلوک«فمن کان یرجو لقاء ربّه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعبادة ربّه احدا» 18: 110().
و چون مانع شرک خفی برطرف«» شود، سلوک و وصول به آسانی دست دهد،«من اخلص للّه اربعین صباحا ظهرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه»«»
و باللّه العصمة.
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 23

باب دوّم در ازالت عوایق و قطع موانع از سیر و سلوک.

و آن مشتمل بر شش فصل است:
فصل اول - در توبه فصل دوم - در زهد فصل سیّم - در فقر فصل چهارم - در ریاضت فصل پنجم - در محاسبت و مراقبت فصل ششم - در تقوی
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 25