فهرست کتاب


اوصاف الاشراف

خواجه نصیر الدین طوسی‏

فصل سوم (در نیت)

قال اللّه تعالی:«قل انّ صلاتی و نسکی و محیای و مماتی للّه ربّ العالمین» 6: 162().
نیت را معنی قصد است، و قصد واسطه است میان علم و عمل، چه اوّل تا نداند که کاری کردنی است ثابت قصد کردن آن کار نکند، و تا قصد نکند آن کار از وی حاصل نشود، و مبدء سیر و سلوک قصد است، و در سیر و سلوک باید که قصد مقصد معیّنی کند، و چون مقصد حصول کمال باشد از کامل مطلق، پس نیت باید که مشتمل باشد بر طلب قربت به حقتعالی که اوست کامل مطلق.
و چون چنین باشد نیت تنها از عمل تنها بهتر باشد که«نیّة المؤمن خیر من عمله»«»
چه نیت به مثابه جان است و عمل به مثابه تن و«الاعمال بالنّیات»«»
یعنی زندگی تن به جان است.
و«لکلّ امرء ما نوی و من کان هجرته إلی اللّه و رسوله فهجرته الی اللّه و رسوله و من کانت هجرته إلی الدّنیا یصیبها أو امرأة تزوّجها»
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 16
فهجرته إلی ما هاجر إلیه.»«»
و عمل خیری که مقارن نیت مقرون به طلب قربت باشد هر آینه مقتضی حصول کمال باشد به حسب آن، کما قال اللّه تعالی:
«لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من أمر بصدقة أو معروف أو اصلاح بین الناس و من یفعل ذلک ابتغاء مرضات اللّه فسوف نؤتیه أجرا عظیما.» 4: 114()
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 17

فصل چهارم (در صدق)

قال سبحانه:«یا أیها الذین آمنوا اتّقوا اللّه و کونوا مع الصّادقین» 9: 119.() صدق در لغت، راست گفتن و راست کردن وعده باشد، و در این موضع مراد راستی است هم در گفتن، و هم در نیت و عزم، و هم در وفای به آنچه زبان داده باشد و وعده کرده باشد، و هم در تمامی حالها که پیش آید او را.
و صدیق کسی است که در این همه او را راستی پیشه و ملکه بود، و البته خلاف آنچه باشد در هر باب از او نتوان یافت نه به عین، نه به اثر.
و علما گفته اند که هر کس چنین باشد خوابهای او نیز همه راست بود و راست آید، و«رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه علیه» 33: 23()در شأن ایشان آمده است، و صدیقان را با پیغمبران و شهیدان در یک سلک آورده اند، قال اللّه تعالی:«فاولئک مع الذین انعم اللّه علیهم من النبیّین و الصدّیقین و الشهداء و الصالحین» 4: 69()،و پیغمبران بزرگ را مانند إبراهیم و ادریس به صدّیقی وصف کرده اند«انّه کان صدّیقا نبیّا» 19: 41()
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 18
و دیگران را فرموده اند:«و جعلنا لهم لسان صدق علیّا» 19: 50()و چون راه راست نزدیکترین راهی باشد به مقصد آن کسی«» را که«» به طریق مستقیم سلوک کند امیدوارترین کس به وصول به مقصد باشد إن شاء اللّه تعالی.
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 19

فصل پنجم (در انابت)

قال اللّه تعالی سبحانه:«و انیبوا إلی ربّکم و اسلموا له» 39: 54()انابت با خدای گشتن و بر او اقبال کردن باشد، و آن به سه چیز است:
یکی به باطن، که همیشه متوجه به جانب خدای تعالی باشد، و در افکار و عزایم طلب قربت او کند«و جاء بقلب منیب.» 50: 33()و دیگر به قول، که در عموم اوقات به ذکر او و ذکر نعم و ذکر کسانی که به حضرت او نزدیکتر باشند مشغول باشد«و ما یتذکّر الا من ینیب» 40: 13().
سیّم«» از اعمال ظاهره، که همیشه بر طاعات و عبادات که مقرون«» به نیّت قربت باشد مواظبت کنند، مانند صلاة فرض و سنتی«» و نوافل، و وقوف بمواقف بزرگان دین، و بذل صدقات، و احسان با خلق خدا به رسانیدن اسباب نفع به ایشان و باز داشتن
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 20
موجبات ضرر ایشان، و راستی نگاه داشتن در معاملات، و انصاف از خود و اهل خود بدادن، و بر جمله التزام احکام شرع تقربا إلی اللّه تعالی و طلبا لمرضاته، فانه تعالی قال:
«ازلفت الجنّة للمتقین غیر بعید. هذا ما توعدون لکل اواب حفیظ. من خشی الرحمن بالغیب و جاء بقلب منیب. ادخلوها بسلام ذلک یوم الخلود. و لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید» 50: 31 - 35.()
أوصاف الاشراف ج : 1 ص : 21