دیوان شمس تبریزی «غزلیات»

نویسنده : مولانا جلال الدین محمد بلخی

حرف یاء 2801 تا 2900

2801 عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی Aوز برای امتحان بر نقد مردان آتشی

داغ سلطان می نهند اندر دل مردان عشق Aتخت سلطان در میان و گرد سلطان آتشی
آفتابش تافته در روزن هر عاشقی Aما پریشان ذره وار اندر پریشان آتشی
الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گستریدAبهر آتشخوارگانش بر سر خوان آتشی
عکس این آتش بزد بر آینه گردون و شدAهر طرف از اختران بر چرخ گردان آتشی

2802 آخر ای دلبر تو ما را می نجویی اندکی Aآخر ای ساقی ز غم ما را نشویی اندکی

آخر ای مطرب نگویی قصه دلدار ماAگر نگویی بیشتر آخر بگویی اندکی
گر بدی گفتند از من من نگفتم بد تو راAاین قدر گفتم که یارا تنگ خویی اندکی
در جمال و حسن و خوبی در جهانت یار نیست Aشکرستانی ولیکن ترش رویی اندکی
این غزل را بین که خون آلود از خون دل است Aبوی خون دل بیابی گر ببویی اندکی