دیوان شمس تبریزی «غزلیات»

نویسنده : مولانا جلال الدین محمد بلخی

2800 در میان جان نشین کامروز جان دیگری Aکاین جهان خیره است در تو کز جهان دیگری

خوش خرام ای سرو جان کامروز جان دیگری Aخوش بخند ای گلستان کز گلستان دیگری
آب خلقان رفت جمله در هوای آب و نان Aیوسفا در قحط عالم آب و نان دیگری
تو جهان زندگی و این جهان بندگی Aتو ز شاه شه نشان والله نشان دیگری

حرف یاء 2801 تا 2900

2801 عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی Aوز برای امتحان بر نقد مردان آتشی

داغ سلطان می نهند اندر دل مردان عشق Aتخت سلطان در میان و گرد سلطان آتشی
آفتابش تافته در روزن هر عاشقی Aما پریشان ذره وار اندر پریشان آتشی
الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گستریدAبهر آتشخوارگانش بر سر خوان آتشی
عکس این آتش بزد بر آینه گردون و شدAهر طرف از اختران بر چرخ گردان آتشی