دیوان شمس تبریزی «غزلیات»

نویسنده : مولانا جلال الدین محمد بلخی

ای شاه شاهان جهان الله مولانا علی - ای نور چشم عاشقان الله مولانا علی

حمد است گفتن نام تو ای نور فرخ نام تو - خورشید و مه هندوی تو الله مولانا علی
خورشید مشرق خاوری در بندگی بسته کمر - ماهت غلام نیک پی الله مولانا علی
خورشید باشد ذره ای از خاکدان کوی تو - دریای عمان شبنمی الله مولانا علی
موسی عمران در غمت بنشسته بد در کوه طور - داود می خواندت زبور الله مولانا علی
آدم که نور عالم است عیسی که پور مریم است - در کوی عشقت در هم است الله مولانا علی
داود را آهن چو موم قدرت نموده کردگار - زیرا بدل اقرار کرد الله مولانا علی
آن نور چشم انبیا احمد که بد بدر دجا - می گفت در قرب دنی الله مولانا علی
قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی - هر سه شدند از دین بری الله مولانا علی
گر مقتدای جاهلی کردست در دین جاهلی - تو مقتدای کاملی الله مولانا علی
شاهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما - خوانم حسین کربلا الله مولانا علی
آن آدم آل عبا دانم علی زین العباد - هم باقر و صادق گوا الله مولانا علی
موسی کاظم هفتمین باشد امام و رهنما - گوید علی موسی الرضا الله مولانا علی
سوی تقی آی و نقی در مهر او عهدی بخوان - با عسکری رازی بگو الله مولانا علی
مهدی سوار آخرین بر خصم بگشاید کمین - خارج رود زیر زمین الله مولانا علی
تخم خوارج در جهان ناچیز و ناپیدا شود - آن شاه چون پیدا شود الله مولانا علی
دیو و پری و اهرمن اولاد آدم مرد و زن - دارند این سر در دهن الله مولانا علی
اقرار کن اظهار کن مولای رومی این سخن - هر لحظه سر من لدن الله مولانا علی
ای شمس تبریزی بیا بر ما مکن جور و جفا - رخ را بمولانا نما الله مولانا علی

ای رهنمای مومنان الله مولانا علی - ای سرپوش غیب دان الله مولانا علی

تو چشم و جان را می دهی کون و مکان را می دهی - چشم و عیان را می دهی الله مولانا علی
داننده راز همه انجام و آغاز همه - ای قدر و اعزاز همه الله مولانا علی
هم حی و هم باقی تویی هم کوثر و ساقی تویی - قسام و رزاقی تویی الله مولانا علی
ما جمله سرگردان تو هم واله و حیران تو - گوینده برهان تو الله مولانا علی
وحش و طیور و انس و جان جمله بفرمانت روان - داری تو فضل بی کران الله مولانا علی
بردار از جانم محن ما را بده فیض سخن - از تست کامم در دهن الله مولانا علی
تو حاکم هفت اختری هم سالکان را رهبری - هم مؤمنان را غمخوری الله مولانا علی
احسان ز تو ارکان ز تو برهان ز تو ابدان ز تو - هم روح و هم ریحان ز تو الله مولانا علی
هم انبیا گویا ز تو هم اولیا دانا ز تو - هم عارفان شیدا ز تو الله مولانا علی
قیومی و هم اکرمی سلطانی و هم اعظمی - بر جمله عالم عالمی الله مولانا علی
ملت ز تو جان یافته هم جان جانان تویی - نقد فراوان یافته الله مولانا علی

ای مرغ خوش الحان بخوان الله مولانا علی - تسبیح خود کن بر زبان الله مولانا علی

خواهی که یابی زندگی بشتاب اندر بندگی - تا بخشدت زیبندگی الله مولانا علی
اسمش عظیم و اعظم است غفران و فرد و عالمست - مولا و حق آدم است الله مولانا علی
خواهی که یابی زو نشان جان در ره او برفشان - کو جان دهست و جانستان الله مولانا علی
سبحان حی لاینام پیدا ز تو هر صبح و شام - حج و نماز است و صیام الله مولانا علی
رازق رزق بندگان مطلوب جمله طالبان - مأمور امر کن فکان الله مولانا علی
سلطان بی مثل و نظیر پروردگار بی وزیر - دارنده برنا و پیر الله مولانا علی
دارنده لوح و قلم پیدا کن خلق از عدم - میر عرب فخر عجم الله مولانا علی
سردفتر هر انجمن علامه مصر و یمن - آن پردل دشمن فکن الله مولانا علی
مجموع قرآن مدحتش حمد و ثنا و عزتش - نام بزرگی خدمتش الله مولانا علی
هم مومنان و مومنات وحش و طیور و هم نبات - مقصود کل کائنات الله مولانا علی
اشجار و کوه و بحر و بر هم آسمان اندر نظر - تسبیح گویندش بغر الله مولانا علی
در بندگی می بند کمر اندر طلب میر و بسر - خوش هادی است و راهبر الله مولانا علی
گر عاشقی و راه بین غره مشو خود را ببین - وانگه ز جان و دل گزین الله مولانا علی
ای بنده شیرین زبان از دیو گر خواهی امان - هر دم بر آور تو ز جان الله مولانا علی
ای شمس دین جانباز جان در معانی برفشان - تا آیدت در گوش جان الله مولانا علی
خواهی که یابی زو نشان جان در ره او برفشان - کو جان ده است و جان ستان الله مولانا علی