فهرست کتاب


تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی

تدوین مجتبی فراهانی‏‏‏

ابتلائات موجب توجه و تنبه

خداوند تبارک و تعالی چون به بندگانش عنایت داشته به آنان عقل داده، نیروی تهذیب و تزکیه عنایت فرموده، انبیا و اولیا فرستاده تا هدایت شوند و خود را اصلاح نمایند و دچار عذاب الیم جهنم نگردند و اگر این پیشگیریها مایه تنبه و تهذیب انسان نگردید خدای مهربان از راههای دیگر او را متنبه می سازد، با گرفتاریهای گوناگون، ابتلائات، فقر، مرض... آنان را متوجه می نماید. مانند یک طبیب حاذق یک پرستار ماهر و مهربان می کوشد که این بشر مریض را از بیماریهای خطرناک روحی علاج بخشد. اگر بنده مورد عنایت حق باشد این ابتلائات برایش پیش می آید تا بر اثر آن به حق تعالی توجه پیدا کند و مهذب گردد راه همین است و غیر از این راهی نیست. ولی انسان باید با پای خویش این راه را بپیماید تا نتیجه بگیرد.(744)
616

ملّت ما بیدارتر می شود

بریزید خونها را، زندگی ما دوام پیدا می کند، بکشید ما را، ملت ما بیدارتر می شود. ما از مرگ نمی ترسیم و شما هم از مرگ ما صرفه ندارید.(745)
617

ابتکارات از برکات محاصره اقتصادی

شما دیدید که در این جنگ تحمیلی که پیش آمد و محاصره اقتصادی ما شدیم، خود ایرانی ها، خود ارتشی ها این قطعات را درست کردند. اگر قبل از این بود، یکی از آن قطعات را نمیتوانستند درست کنند، از باب اینکه شخصیتشان را گم کرده بودند می گفتند باید متخصص بیاید. من اعتقاد ماست که اگر ما در محاصره اقتصادی یک ده سال، پانزده سال واقع بشویم، شخصیت خودمان را پیدا میکنیم، یعنی همه مغزهائی که راکد بودند در آنوقت و نمی توانستند فعالیت بکنند به فعالیت می افتند و این طبیعی است که اگر یک نفر آدم یک جائی نشسته و همه چیز او را می آورند تقدیمش می کنند این فکرش به راه نمیافتد حتی کاسب هم نمی تواند بشود. اگر یک آدمی بود که اول صبح چای و نانش را می آوردند و ظهر هم همین طور، شب هم همین طور، هر احتیاجی هم داشت، هر چیزی را برایش برآورده می کردند، این نمی توانست دیگر هیچ کاری بکند، یک مرد فلجی می شد اینها می خواستند که این مملکت را یک موجودات فلج بار بیاورند که شماها تبلیغات دامنه دار و اعمال بسیار کوبنده بود که به ما حالی کنند که شماها نمی توانید، از شماها هیچ کاری بر نمی آید، از آن طرف هم از آنجا مرتبا بیاورند هر چیزی را و متخصصین را از خارج وارد کنند و هر چیزی که احتیاج دارند راجع به هر امری از خارج بیاورند. وقتی که یک ملتی دید که از خارج همه چیزش دارد اداره میشود و دیگر احتیاج ندارد، این به فکر این نمیافتد که خودش احتیاجش را رفع کند. آن روزی که این ملت فهمید که اگر ما جدیت نکنیم برای کشاورزیمان، جدیت نکنیم برای صنعت نفت مان، جدیت نکنیم برای کارخانه خودمان، از بین خواهیم رفت و کسی نیست که به ما بدهد، وقتی این احساس پیدا شد در یک ملتی که من خودم باید هر چیز می خواهم تهیه کنم، دیگران به من نمی دهند، این احساس اگر پیدا شد، مغزها به راه می افتد و متخصص در هر رشته ای پیدا می شود و بازوهائی که هر عملی را می توانند انجام بدهند به کار می افتند، کشاورزی را خودشان درست می کنند و کارخانه ها را خودشان راه میاندازند، چنانکه می بیند که بسیاری از کارخانه ها را خودشان راه انداخته اند. در تلویزیون هم گاهی دیده می شود که خود آنها راه انداخته اند و یا ابتکاراتی کرده اند اینها. این ابتکارات از برکات این محاصره اقتصادی بود. اگر ما هر چیزی می خواستیم می فرستادند، جوان های ما دیگر نمی رفتند دنبال اینکه خودمان بکنیم، هست دیگر، می خواهیم چه کنیم.(746)
618