فهرست کتاب


تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی

تدوین مجتبی فراهانی‏‏‏

نقش قلب در درک حقیقت توحید

بدان که ایمان به معارف الهیّه و اصول عقاید حقه صورت نگیرد مگر به آنکه اولا: آن حقایق را به قدم تفکر و ریاضت عقلی و آیات و بیّنات و براهین عقلیه ادراک کند، و این مرحله به منزله مقدمه ایمان است، و پس از آن که عقل حظّ خود را استفیاء نمود، به آن قناعت نکند، زیرا که این قدر از معارف، اثرش خیل کم است و حصول نورانیّت از آن، کمتر شود و پس از آن، باید سالک الی اللّه اشتغال به ریاضات قلبیه پیدا کند، و این حقایق را با هر ریاضتی شده به قلب رساند، تا قلب به آنها بگرود.
پس در این جا، مراتب ایمان فرق کند، و شاید معنای حدیث شریف که فرماید: علم نوری است که خدای تعالی در دل هر کس که خواهد افکند(314) همین باشد، زیرا که علم باللّه تا در حد عقل است، نور است، و پس از ریاضات قلبی، خدای تعالی آن را در قلوب مناسبه افکند، و دل به آن بگرود.
مثلاً، حقیقت توحید، که اصل اصول معارف است، و اکثر فروع ایمانیه و معارف الهیّه و اوصاف کامله روحیه و صفات نورانیّه قلبیّه از آن منشعب شود، تا در ادراک عقلی است، هیچ یک از این فروع بر آن مترتب نشود، و انسان را به هیچ یک از آن حقایق نرساند.
مثلاً، توکل به خدای تعالی یکی از فروع توحید و ایمان است. ما غالباً یا به برهان یا به امور شبیه به برهان ارکان توکّلمان تمام است، ولی حقیقت توکل در ما حاصل نیست.
ما همه می دانیم که در مملکت حق تعالی کسی تصرفی، بی اجازه قیّومی و اشاره اشراقی آن ذات مقدس نکند، و اراده کسی بر اراده قویمه ذات مقدس، قاهر نشود، مع ذلک، ما از اهل دنیا و ارباب ثروت و مکنت، طلب حاجات کنیم و از حق تعالی غفلت نمائیم.
توکل ما بر اوضاع طبیعت و امور طبیعیه صدها مقابل بالاتر است از توکل به حق. این نیست مگر آن که حقیقت توحید افعال در قلب ما حاصل نشده.(315)
260

صفات مؤمنان

خدای تعالی در آیه دوم از سوره انفال فرماید: انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله و جلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون(316) تا آن که می فرماید: اولئک هم المؤمنون حقاً(317) به طور حصر می فرماید: مؤمنان آنانند که این چند صفت را دارند و غیر اینهانیستند، و در آخر نیز فرماید: اینها فقط مؤمن درست راست می باشند.
یکی از اوصافی که برای آنها ذکر شده است آن که چون ذکر خدا شود قلبهای آنان ترسناک شود. و دیگر آن که چون آیات حق بر آنها خوانده شود، آن آیات ایمان آنها را زیادت کند. و دیگر آن که توکل آنها بر پروردگار خودشان است.(318)
261

علم و ادراک، ایمان نیست

و در روایات شریفه، اوصاف مؤمنین را شمرده اند و آنها را متصف به صفاتی کردند، از قبیل توکل و تسلیم و رضا و خوف و رجا و امثال آن. و البته کسی که متصف به آن صفات نباشد، از اهل ایمان نخواهد بود. و این نیست جز آن که این علم و ادراک که در ما هست، ایمان نیست، و الا ملازم با این اوصاف شریفه و اعمال صالحه بودیم، والله العالم.(319)
262