فهرست کتاب


تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی

تدوین مجتبی فراهانی‏‏‏

توصیه های اسلام در ازدواج

شما به حکومت های دنیا، غیر ادیان وقتی که نظر بکنید چه حکومت های شرق و غرب و چه حکومت هایی که در بین شرق و غرب هستند هیچ حکومتی را نمی بینید که با کیفیت بارداری زن ها کار داشته باشند. بابچه های شیرخوار کار داشته باشند، با کیفیت ازدواج که چه وقت باشد، چه وقت نباشد کار داشته باشد، با بچه های کوچکی که در دامن مادرشان هست و تکلیف پدر و مادر، با آنها کار داشته باشد، بلکه هیچ حکومتی با اخلاق افراد هم کار ندارد الاّ آن چیزی که به حکومت ضرر بزند. نظر حکومت های دنیایی این است که یک کسی مخالفت با نظم نکند، مخالفت با حکومت آنها نکند، بیرون نیاید و عربده بکشد و بخواهد نظم را به هم بزند تا این حدود کار دارند آنها، اما در باطن منزلها چه می گذرد و غیر از توطئه ها که این هم مربوط به نظام است این آدم در خانه خودش چه می کند ابداً کاری به این ندارد، هر کاری می خواهد بکند. آزادی که حکومت های مادی به مردم می دهند غیر از آن آزادی است که حکومت های معنوی و خصوصاً اسلام به جامعه می دهد. طرز حکومت اسلام با سایر حکومت ها در تشکیلات، طرز نیروهای مسلح اسلامی با سایر نیروهایی که غیر اسلامی هستند همه اینها فرق دارند. اسلام از قبل از اینکه شما ازدواج بکنید، با ازدواج شما سروکار دارد، می خواهد نتیجه این ازدواج یک انسان سالم باشد، مثل حیوانات نباشد که به طور هرج و مرج هر کاری می خواهند می کنند. از قبل از ازدواج قوانین اسلام هست که چه شخصی را زن قبول کند به ازدواج و چه زنی را مرد قبول کند برای ازدواج، اوصاف مرد، اوصاف زن، اینها در اسلام مطرح است، در هیچ حکومتی این مطرح نیست که مرد اوصافش چه باشد، زن اوصافش چه باشد. در اسلام این مطرح است، وقت ازدواج چه وقت باشد، بعد از ازدواج چه روابطی بین زن و مرد باشد، وضع زندگی زن و مرد با هم چه جور باشد. وقتی زن و مرد با هم خلوت می کنند وقت این خلوت چه وقت باشد.(261)
221

همراهی اسلام در امر ازدواج

بیایند ببینند که اسلام چه می گوید و از اولی که بشر می خواهد ازدواج کند همراهش هست که این بچه ای که می خواهد از این بشر تولید بشود یک بچه خوبی باشد. بعد هم در دامن مادرش اینطور. بعد در دبستانش اینطور بالا و پایین تا آخر. اسلام می خواهد شما را هدایت کند به یک راه راستی، اسلام اینطور نیست که بخواهد به شما یک سلطه ای پیدا کند و یک آقایی بفروشد، خیر.(262)
اعتقاد به مبدأ و معاد
222

اصلاح اعمال جهت سفر آخرت

... ای عزیز، بدان که یک سفر پر خطر لازمی در پیش است که عُدّه و عِدّه آن و زاد و راحله آن علم و عمل نافع است، و وقت سفر معلوم نیست چه وقت است؛ ممکن است وقت خیلی تنگ باشد و فرصت از دست برود. انسان نمی تواند چه وقت کوس رحیل می زنند که باید ناچار کوچ کند. این طول امل که من و تو داریم، که از حبّ نفس و مکاید شیطان و شاهکارهای آن ملعون است، به طوری ما را از توجه به عالم آخرت بازداشته که در فکر هیچ کار نیفتیم. و اگر مخاطرات سیر و موانع حرکت داشته باشیم، در صدد اصلاح آن به توبه و انابه و رجوع به حق برنیاییم و هیچ در صدد جمع زاد و راحله نباشیم، ناگاه اجل موعود در رسد و ما را بی زاد و راحله و بی تهیه سفر ببرد: نه عمل صالحی داریم و نه عمل نافعی؛ و مؤنه آن عالم روی این دو مطلب چرخ می زند، و ما هیچیک را تهیه نکردیم. اگر عملی هم کرده باشیم، خالص و بی غل و غش نبوده، بلکه با هزاران موانع قبول به جا آوردیم. و اگر علمی تحصیل نمودیم، علم بی حاصل و نتیجه بوده که خود یا لغو و باطل است و یا از موانع بزرگ راه آخرت است. اگر این علم و عمل ما نافع بود، در ما که سالهای سال است دنبال آن هستیم باید تأثیر واضحی کرده باشد و در اخلاق و اطوار ما تفاوتی حاصل شده باشد؛ چه شده است که علم و عمل چهل پنجاه ساله ما در قلوب ما اثر ضد بخشیده و دلهای ما را از سنگ خارا سختتر کرده؟ از نماز که معراج مؤمنان است ما را چه حاصل شده؟ کو آن خوف و خشیتی که لازم علم است؟ اگر خدای نخواسته با این حال که هستیم ما را کوچ دهند، خسارتهای بزرگی و حسرتهای بسیاری در پیش داریم که زایل شدنی نیست.
... نسیان آخرت از اموری است که اگر ولیّ اللّه اعظم، امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - بر ما بترسد از آن و از موجب آن، که طول امل است، حق است؛ زیرا که او می داند این چه سفر پر خطری است. و انسانی که باید آنی راحتی نداشته باشد و در هر حال مشغول جمع زاد و راحله باشد و دقیقه ای ننشیند، اگر نسیان کرد آن عالم را و به خواب رفت و نفهمید که چنین عالمی هم هست و چنین سیری هم در پیش است، چه به سر او خواهد آمد و به چه بدبختیهایی خواهد گرفتار شد. خوب است قدری در حال آن حضرت و حضرت رسول اکرم - صلّی اللّه علیه و آله - که اشرف خلیقه و معصوم از خطا و نسیان و لغزش و طغیان هستند، تفکر کنیم و بفهمیم که ما در چه حال هستیم و آنها در چه حال بودند. علم آنها به بزرگی سفر و خطر آن، از آنها راحت را سلب کرده، و جهل ما نسیان در ما ایجاد کرده. حضرت ختمی مرتبت به قدری ریاضت کشید و قیام در مقابل حق کرد که قدمهای مبارکش ورم کرد و از طرف ذات مقدّس حق - جلّ و جلاله - آیه نازل شد: طه، ما أنزلنا علیک القرآن لتشقی.(263) جناب امیرالمؤمنین - علیه السلام - که حالات و عبادات و خوفش از حق تعالی معلوم است. پس، بدان که سفر خیلی پر خطر است، و این نسیان و فراموشی که در ما است از مکاید نفس و شیطان است، و این امیدها و آمال طولانی و دراز از دامهای بزرگ ابلیس و از مکاید نفس است. پس، از این خواب برخیز و تیقظ و تنبه پیدا کن. بدان که مسافری و دارای مقصدی. مقصد تو عالم دیگر است و تو را از این عالم خواهی نخواهی می برند. اگر تهیه سفر و زاد و راحله آن را دیدی، در این سفر درمانده نشوی و در این سیر بیچاره نشوی، و الاّ فقیر و بیچاره و بینوا گردی، و خواهی رفت به سوی شقاوتی که سعادت ندارد، ذلتی که عزت ندارد، فقری که غنا دنبالش نیست، عذابی که راحت ندارد، آتشی که خاموشی پیدا نکند، فشاری که برطرف شدن ندارد، حزن و اندوهی که خوشحالی در پی آن نیست، حسرت و ندامتی که آخر ندارد.(264)
223