فهرست کتاب


تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی

تدوین مجتبی فراهانی‏‏‏

انبیا و مهار قوای نامحدود انسان

انسان دو جنبه دارد: جنبه معنوی و جنبه ظاهری. جنبه ظاهری همین است که می بینید و همین دنیاست که می بینید و همین مادیات است که مشهود است و جنبه معنوی جنبه دیگری است که ماورای این عالم است، در انسان است. اما انسان مجموعه همه عالم است کانه خدای تبارک و تعالی دو نسخه موجود فرموده اند: یک نسخه تمام عالم، یک نسخه کوچک این است. انسان عصاره همه موجودات عالم است یعنی در انسان همه چیز هست و خدای تبارک و تعالی توجه و عنایت فرموده است و منت گذاشته است بر انسان به اینکه پیغمبرانی فرستاده است برای اینکه هم آن جهت معنویت را که اهم است و تمام نظر به اوست تربیت کند، تزکیه کند مردم را، تهذیب کند مردم را، تعلیم بدهد مردم را، حکمت تعلیم کند، کتاب تعلیم کند و هم این جهات مادی افسار گسیخته را مهار کند. اینها که مادی هستند مادیت را به طور افسار گسیختگی توجه به آن دارند و انبیا آمده اند که همین مادیات را و همین امورات مادی که انسان نسخه ای از آن هم هست، عصاره ای از آن هم هست و انسان را طوری تربیت کند که مادیات هم در مهار معنویات باشد. اصل اساس، معنویات اوست. اصل اساس این است که هیچ تعلیم و تربیتی در دنیا و هیچ رژیمی در عالم (از تمام رژیمها که بگیرید) توجه به آن معنویت انسان ندارند. اینکه توهم می شود که فرق مابین رژیم اسلامی و انسانی با سایر رژیمها این است که در این عدالت هست، این صحیح است لکن فرق این نیست، فرق ها هست، یکی از فرق هایش قضیه عدالت اجتماعی است. هیچ یک از رژیم های دنیا غیر از این رژیم توحیدی انبیا توجهش به معنویات انسان نبوده است، در نظر نداشته است که معنویات را ترقی بدهد. آنها همه در دنبال این بوده اند که این مادیات را استفاده از آن بکنند و یک نظام مادی در عالم ایجاد بشود و انبیا اصلش آمده اند برای تزکیه نفوس انسانی، تعلیم و تربیت کتاب و حکمت و مهار کردن این طبیعت که انسان قبل از مهار کردن طبیعت به دست انبیا به طور اصلاح همه چیز را می خواهد. در انسان کما اینکه یکی از موجودات عالم است که یک حیوانی است منتها حیوان قابل تربیت. هیچ یک از چیزهائی که در انسان، قوائی که در انسان است محدود نیست. انسان شهوتش محدود نیست به اینکه نظام داشته باشد مثل سایر حیوانات، بلکه از سایر حیوانات هم بدتر است. غضب انسان محدود نیست به اینکه در یک موردی اعمال غضب بکند، در یک موردی نکند، غیر محدود است. این مثل این است که سلطه بر سایر کشورها، بر سایر گروه ها محدود نیست که با یک نظمی بر آنها غلبه کند، غیر محدود است انسان شهوتش همچو غیر محدود است که هیچ مرزی ندارد، هیچ فرقی ما بین افراد نیست، اگر غضب کند مرزی ندارد که در آن مرز محدود باشد مهار تا نشود، تا اشخاصی که باید مهار کنند این قوای انسان را، تا مهار نکنند غیر محدودی و مطلق است. انبیا آمده اند که با تعلیم و تربیت الهی و با تزکیه نفوس مهار کنند این قوه های غیر محدود انسان را(84).
73

انسان موضوع علم انبیا

اگر برای هر علمی موضوعی است، چنانچه شما آقایان می فرمایید، علم همه انبیاء هم موضوعش انسان است و اگر برای هر دولتی برنامه ای است، برنامه رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را می شود گفت سوره ای که در اول وارد شده است آن برنامه رسول خداست: «بسم الله الرحمن الرحیم اقراء باسم ربک، اقرا باسم ربک الذی خلق، خلق الانسان من علق، اقراء و ربک الاکرم الذی علم بالقلم، علم الانسان مالم یعلم».(85) تمام انبیاء موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع علمشان انسان است. آمده اند انسان را تربیت کنند، آمده اند این موجود طبیعی را از مرتبه طبیعت به مرتبه عالی مافوق الطبیعه مافوق الجبروت برسانند. تمام بحث انبیا در انسان است. از اول، هر کس هر یک از انبیاء که مبعوث شدند، مبعوث شدند برای انسان و برای تربیت انسان(86).
74

انسان منشأ همه خیرات

انبیا آمدند که ما را هوشیار کنند، تربیت کنند. انبیا برای انسان آمده اند و برای انسان سازی آمده اند، کتب انبیا کتب انسان سازی است. قرآن کریم کتاب انسان است. موضوع علم انبیاء انسان است هر چه هست با انسان حرف است، انسان منشأ همه خیرات است و اگر انسان نشود منشأ همه ظلمات است. در سر دو راهی واقع است این موجود، یک راه، راه انسان، یک راه، راه منحرف از انسانیت تا از چه حیوانی سر بیرون بیاورد(87).
75