یک هزار حدیث در یک صد موضوع

نویسنده : گردآورنده:هادی موحدی

مقدمه

بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از قرآن مجید که آخرین کتاب آسمانی است، راهنمای ما سنت رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) و ائمه معصوم (علیهم السلام) است و این همان دو گوهر ارزشمند است که بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و اله) به یادگار مانده، و با چنگ زدن به این دو هرگز گمراه نخواهیم شد. در این باره از طرف پیامبر گرامی اسلام و ائمه هدی صلوات الله علیهم جهت حفظ و نگهداری و تعلیم و تعلم و عمل به احادیث تاکید بسیار شده و بدان تشویق نموده اند چنان که رسول اکرم (صلی الله علیه و اله) در وصایای خود به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرمایند:
یا علی، من حفظ من امتی اربعین حدیثاً یطلب بذلک وجه الله عزوجل والدار الاخرة حشره الله یوم القیامة مع النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن اولئک رفیقاً؛
بحار الانوار 2/157/7
ای علی: هر کس از امتم چهل حدیث را حفظ کند که به آن وسیله، رضای خدا و آخرت را طلب نماید خداوند در قیامت او را با پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین مهشور می نماید و اینان چه خوب رفقایی هستند.
همچنین از آن حضرت روایت شده که فرمود:
من حفظ علی امتی اربعین حدیثاً من السنة کنت له شفیعاً یوم القیامة؛
وسائل الشیعه 18/67/58
هر کس برای امتم چهل حدیث از سنت حفظ کند من در قیامت از او شفاعت خواهم کرد.
و در فرمایش امام صادق (علیه السلام) آمده است:
من حفظ من شیعتنا اربعین حدیثاً بعثه الله عزوجل یوم القیامة عالماً فقیها و لم یعذبه؛
بحار الانوار 2/153/1
هر کس از شیعیان ما چهل حدیث حفظ نماید خدای عزوجل او را در روز قیامت، عالم و فقیه مبعوث می کند و عذابش نخواهد کرد.
این همه انگیزه ای شد تا این حقیر به جمع آوری و دسته بندی یک هزار حدیث در صد موضوع که هر موضوع شامل ده حدیث باشد اقدام نمایم. امید آن است بعد از این مجموعه، توفیق خدمتی دیگر نصیب گردد.
از خداوند متعال حکیم دانای مهربان، توفیق درک آیات و احادیث و عمل به آنها را برای خود و دیگران خواستارم.
امیدوارم خوانندگان گرامی حقیر را از انتقادها و پیشنهادهای خویش بهره مند سازند.
هادی موحدی

1 - خداشناسی

(1)
امام علی (علیه السلام):
ما یسرنی لومت طفلا و ادخلت الجنة ولم أکبر فأعرف ربی عزوجل؛
دوست ندارم که در کودکی از دنیا می رفتم و وارد بهشت می شدم و بزرگ نمی شدم تا پروردگارم، عزوجل، را بشناسم.
(2)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
أفضل الاعمال العلم بالله ان العلم ینفعک معه قلیل العمل و کثیره و ان الجهل لاینفعک معه قلیل العمل و لا کثیره؛
بهترین اعمال، خداشناسی است، زیرا با وجود علم و معرفت، علم، کم یا زیاد تو را سود می بخشد اما با وجود نادانی (نسبت به خدا) عمل، نه اندکش تو را سود می بخشد و نه بسیارش.
(3)
امام علی (علیه السلام):
ولو ضربت فی مذاهب فکرک لتبلغ غایاته ما دلتک الدلالة الا علی أن فاطر النملة هو فاطر النخلة لدقیق تفصیل کل شی ء و غامض اختلاف کل حی و ما الجلیل و اللطیف و الثقیل و الخفیف و القوی و الضعیف فی خلقه الا سواء؛
اگر راههای اندیشه ات را در نوردی تا به پایانه های آن رسی، هیچ دلیلی تو را جز به این رهنمون نشود که آفریننده مورچه همان آفریننده درخت خرما است و این به سبب دقت و ظرافتی است که جداسازی هر چیزی از چیز دیگر و پیچیدگی و تنوعی است که در هر موجود زنده ای به کار رفته است موجودات بزرگ و کوچک، سنگین و سبک و نیرومند و ناتوان، همگی در آفرینش برای خداوند یکسانند.
(4)
امام رضا (علیه السلام):
انما قلت اللطیف، للخلق اللطیف و لعلمه بالشی ء اللطیف ألاتری الی أثر صنعه فی النبات اللطیف و غیر اللطیف و فی الخلق اللطیف من أجسام الحیوان من الجرجس والبعوض و ما هو أصغر منهما مما لایکاد تستبینه العیون بل لایکاد یستبان لصغره الذکر من الانثی والمولود من القدیم فلما رأینا صغر ذلک فی لطفه... علمنا أن خالق هذا الخلق لطیف؛
گفتم لطیف است، چون هم موجودات لطیف آفریده و هم به چیزهای ظریف و ریز آگاهی دارد. آیا نشانه آفرینش او را در گیاهان ظریف و غیر ظریف و در پیکرهای ظریف و ریز جاندارانی چون کک و پشه و کوچکتر از اینها را نمی بینی که تقریباً به چشم دیده نمی شوند و از بس ریزند و نر و ماده آنها و نوزاد و کهن زادشان از یکدیگر تشخیص داده نمی شوند. پس چون ریزی و ظرافت این چیزها را دیدیم... پی بردیم که آفریننده این موجودات نیز لطیف است.
(5)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
ان الله خلق یوم خلق السماوات و الارض مائة رحمة کل رحمة طباق ما بین السماء والارض فجعل منها فی الارض رحمة فبها تعطف الوالدة علی ولدها و الوحش و الطیر بعضها علی بعض و أخر تسعاً و تسعین فاذا کان یوم القیامة أکملها بهذه الرحمة؛
خداوند روزی که آسمان و زمین را آفرید، صد رحمت بیافرید که هر یک از آنها میان زمین و آسمان را پر می کند و یکی را در زمین قرار داد تا به وسیله آن مادر به فرزند محبت می کند و حیونات وحشی و پرندگان به یکدیگر مأنوسند و نودونه رحمت را نگه داشته و همین که روز قیامت شود این یک رحمت را نیز بر آنها می افزاید.
(6)
امام صادق (علیه السلام):
و قد سأله ابن أبی العوجاء: ولم احتجب عنهم و أرسل الیهم الرسل؟ ویلک و کیف احتجب عنک من أراک قدرته فی نفسک؟ نشأک ولم تکن و کبرک بعد صغرک و قواک بعد صعفک... وما زال یعد علی قدرته التی هی فی نفسی التی لا ادفعها حتی ظننت أنه سیظهر فیما بینی و بینه؛
در پاسخ ابن ابی العوجاء که پرسید: چرا خداوند خود را از مردم در پرده داشت و آن گاه پیامبران را سویشان فرستاد؟ فرمود: وای بر تو کسی که قدرتش را در وجود تو نشان داده چگونه خود را از تو پوشیده داشته است؟ تو را که نبودی پدید آورد، کوچک بودی بزرگت کرد، ناتوان بودی توانایت گردانید... حضرت پیوسته مظاهر قدرت خدا را که در وجود من است و نمی توانم منکرشان شوم برایم برشمرد تا جایی که خیال کردم خداوند بزودی میان من و او ظاهر خواهد شد.
(7)
امام علی (علیه السلام):
و لا یعزب عنه عدد قطر الماء و لا نجوم السماء و لا سوا فی الریح فی الهواء و لا دبیب النمل علی الصفا و لا مقیل الذر فی اللیلة الظلماء یعلم مساقط الأوراق و خفی طرف الأحداق؛
شما قطره های آبها و ستارگان آسمان و ذرات گردوغبار پراکنده در هوا و حرکت مورچه برسنگ و خوابگاه مورچگان در شب تاریک بر او پوشیده نیست و محل ریزش برگها و بر هم خوردن پلکها را می داند.
(8)
امام علی (علیه السلام):
... عالم السر من ضمائر المضمرین و نجوی المتخافتین و خواطر رجم الظنون و عقد عزیمات الیقین...؛
خدا داناست به هر رازی که مردم به دل داشته اند، و به نجوای آهسته رازگویان و به هر گمان که در خاطری نهفته است و به هر تصمیمی که از روی یقین گرفته شود.
(9)
امام علی (علیه السلام):
أعلم الناس بالله أکثرهم له مسألة؛
خداشناس ترین مردم پر درخواست ترین آنها از خداست.
(10)
امام علی (علیه السلام):
ینبغی لمن عرف الله سبحانه أن لا یخلو قلبه من رجائه و خوفه؛
کسی که خدای سبحان را می شناسد، شایسته است دلش از بیم و امید به او خالی نباشد.

2 - یاد خدا

(1)
امام علی (علیه السلام):
الذکر یونس اللب وینیر القلب و یستنزل الرحمة:
یاد خدا عقل را آرامش می دهد، دل را روشن می کند و رحمت او را فرود می آورد.
(2)
امام علی (علیه السلام):
اذکروا الله ذکراً خالصاً تحیوا به أفضل الحیاة و تسلکوا به طرق النجاة؛
خدا را خالصانه یاد کنید تا بهترین زندگی را داشته باشید و با آن راه نجات و رستگاری را بپیمایید.
(3)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
من أطاع الله عزوجل فقد ذکر الله وان قلت صلاته و صیامه و تلاوته للقرآن؛
هر کس خدای عزوجل را اطاعت کند خدا را یاد کرده است، هر چند نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندنش اندک باشد.
(4)
امام صادق (علیه السلام):
فی قوله تعالی: (لذکر الله أکبر) -: ذکر الله عند ما أحل و حرم؛
درباره آیه یاد خدا بزرگتر است -: به یاد خدا بودن در هنگام روبه رو شدن با حلال و حرام.
(5)
امام باقر (علیه السلام):
کأن المومنین هم الفقهاء أهل فکرة و عبرة، لم یصمهم عن ذکر الله ما سمعوا بآذانهم ولم یعمهم عن ذکر الله ما رأو امن الزینة؛
گویا مومنان همان فقیهان (فرزانگان دین فهم) و اهل اندیشیدن و پندگرفتن هستند. شنیده های دنیوی، گوش آنها را از (شنیدن) یاد خدا کر نمی کند و زرق و برق دنیا چشم آنان را از یاد خدا کور نمی گرداند.
(6)
امام صادق (علیه السلام):
قال: أوحی الله عزوجل الی موسی (علیه السلام) یا موسی، لاتنسنی علی کل حال و لا تفرح بکثرة المال، فان نسیانی یقسی القلوب، ومع کثرة المال کثرة الذنوب؛
خدای عزوجل به موسی وحی کرد: ای موسی در هیچ حالی مرا فراموش نکن و به ثروت زیاد شاد نشو، زیرا از یاد بردن من دلها را سخت می کند و همراه ثروت زیاد، گناهان زیاد است.
(7)
امام سجاد (علیه السلام):
ان قسوة البطنة و فترة المیلة و سکر الشبع و عزة الملک مما یثبط و یبطی ء عن العمل و ینسی الذکر؛
پرخوری و سستی اراده و مستی سیری و غفلت حاصل از قدرت، از عوامل بازدارنده و کنترل کننده در عمل است و ذکر (خدا) را از یاد می برد.
(8)
امام سجاد (علیه السلام):
یا من ذکره شرف للذاکرین و یا من شکره فوز للشاکرین و یا من طاعته للمطیعین، صل علی محمد و آله واشغل قلوبنا بذکرک عن کل ذکر؛
ای آن که یادش مایه شرافت و بزرگی یاد کنندگان است و ای آن که سپاسگزاریش موجب دست یافتن سپاسگزاران (بر نعمتها) است و ای آن که فرمانبرداریش سبب نجات فرمانبرداران است، بر محمد و آل او درود فرست و با یاد خود دلهای ما را از هر یاد دیگری بازدار.
(9)
امام باقر (علیه السلام):
ذکر اللسان الحمد والثناء و ذکر النفس الجهد والعناء و ذکر الروح الخوف والرجاء و ذکر القلب الصدق و الصفاء و ذکر العقل التعظیم والحیاء و ذکر المعرفة التسلیم والرضا و ذکر السر الرویة واللقاء؛
ذکر زبان حمد و ثناء، ذکر نفس سختکوشی و تحمل رنج، ذکر روح بیم و امید، ذکر دل صدق و صفا، ذکر عقل تعظیم و شرم، ذکر معرفت تسلیم و رضا و ذکر باطن مشاهده و لقا است.
(10)
رسول اکرم (صلی الله علیه و اله):
یقول الله عزوجل اذ کان الغالب علی العبد الاشتغال بی، جعلت بغیته ولذته فی ذکری فاذا جعلت بغیته ولذته فی ذکری عشقنی و عشقته فاذا عشقنی و عشقته رفعت الحجاب فیما بینی و بینه و صیرت ذلک تغالبا علیه لایسهو اذا سها الناس اولئک کلامهم کلام الانبیاء اولئک الابطال حقا؛
خدای عزوجل می فرماید: هر گاه یاد من بر بنده ام غالب شود، خواهش و خوشی او را در یاد خود قرار دهم و چون خواهش و خوشی او را در یاد خود قرار دهم عاشق من شود و من نیز عاشق او گردم و چون عاشق یکدیگر شدیم حجاب میان خود و او را بر دارم و عشق خود را بر جان او چیره گردانم، چندان که مانند مردم دچار سهو و غفلت نمی شود، سخن اینان سخن پیامبران است، اینان براستی قهرمانند.