آنچه یک جوان باید بداند

نویسنده : رضا فرهادیان - بتول فرهادیان

مقدمه

جوان برای درک بهتر خود و آشنایی با محیط پیرامون خویش، نیاز به راهنمایی و آگاهی دارد. او همواره در حال رشد و نمو است و رشد جسمی اش بطور طبیعی، همراه با حالتها و هیجانهای روحی و عاطفی است. جسم جوان به شکل غیر ارادی به رشد خود ادامه می دهد و رشد روحی و روانی وی در ارتباط مستقیم و متقابل با جسم اوست.
هنگامی جریان رشد، حالت طبیعی به خود می گیرد، که او از نظر فکری و اعتقادی در جهت صحیح و در مسیر طبیعی برنامه های تکاملی نظام آفرینش قرار گیرد.
بنابراین، جوان برای رشد روانی و سازندگی خود، نیازمند هدایت و راهنمایی مربیان صالح و خیر اندیش است. از طرفی او نیازمند به فکر کردن درباره خود و رفتار و اعمال و عکس العملهای خویش در محیط زندگی است.
او باید چگونه زیستن را بیاموزد، به خصوص زمانی که به شخصیت خود پی می برد و کم کم خودش را پیدا می کند که: من کیستم و در کجا هستم و چگونه باید باشم؟
او باید پاسخ این سؤالها را بیابد، تا بتواند در مسیر زندگی خود سنجیده گام بردارد و به آینده ای مطمئن و سعادتمند دست یابد.
یکی از روان پزشکان(1) می گوید: من در تحقیقات فراوانی که درباره علت ناراحتیهای اشخاص انجام داده ام، به این نتیجه رسیده ام که: این افراد در دوران کودکی و جوانی، چگونه زیستن را به خوبی فرا نگرفته اند و به اندازه کافی راهنمایی نشده اند؛ بسیاری از آنان بدون این که خودشان بخواهند و یا بدانند، ناراحتیهای روحی و روانی خود را به فرزندان منتقل می کنند.
جوان به علت این که سنش کم است و کمتر از بزرگسالان گرفتار ناملایمات زندگی شده، دارای ذهنی خام و عاری از تجربه است. او کمتر از بزرگترها سرد و گرم روزگار را چشیده و با مشکلات و دشواریهای کمتری در زندگی روبه رو گردیده است.
ذهن پاک و ساده اش فرصت انحراف و آلودگی پیدا نکرده از طرفی چون ره دوران کورکی نزدیک است، بهتر از افراد مسن می تواند خاطره ها و حوادث دوران کودکی خود را به یاد آورد و علت بعضی از احساسات و رفتار خود را بفهمد و در نتیجه، هر گاه رفتار ناپسندی از خود مشاهده کرد، به آسانی آن را علت یابی کرده و اصلاح نماید.
جوان هنوز قسمت بیشتر عمر خود را در پیش رو دارد. او با شناخت بهتر خود، می تواند از بروز واکنشها نابهنجار در برابر پیشامدهای زندگی، در آینده جلوگیری نماید.

فصل اول جوان و دوران بلوغ

نخستین گام

یکی از آگاهیهای بسیار مهم در زندگی جوان، قبل از شناختن محیط و پدیده های پیرامونش، آشنایی با خود است.
توجه به خویشتند و آگاهی به خود یکی از شگفتیهای نظام آفرینش است، زیرا انسان علاوه بر علم و آگاهی به اشیا و دیگران، درباره خود آگاهی و توجه حضوری (2) دارد و در عین حال می تواند توجه خود را به شخصیت خویش متمرکز سازد و رفتار و کردار خود را مورد ارزیابی و تحلیل قرار دهد؛ حتی بهتر از یک پدیده خارجی خود و رفتار خود را مورد مطالعه و تجربه و جستجوی علمی قرار دهد.
اطلاعات علمی که انسان از خارج دریافت می کند، ممکن است همراه با خطا و اشتباه باشد، ولی درباره خود خطا نمی کند.
در این باره قرآن می فرماید: انسان نسبت به نفس خود آگاهی دارد، اگر چه (برای خطاهایش) عذر تراشی کند.(3)
انسان وقتی باطن خویش را شناخت و اصلاح کرد، رفتاری که از او صادر می گردد نیز اصلاح می شود.
جوان دارای این قدرت خواهد بود که در برابر موفقیتها و یا شکستهای زندگی، خود را نبازد و با تقویت ایمان و توکل به خدا با عزمی راسخ، در حوادث به جلو گام بردارد، زیرا غرور در نتیجه موفقیت یا نومیدی در نتیجه شکست، هر دو برای وی خطرناک است.
بنابراین، جوان عزیز! اگر شما می خواهید در زندگی خوشبخت و سعادتمند باشید، باید از هم اکنون خود را بررسی کنید و ببینید چه معایب و نقایصی دارید؛ سپس کوشش کنید که آنها را یکی پس از دیگری برطرف نمایید.
باید بدانید که گذشتن از مرحله کودکی و وارد شدن به دوران بلوغ و جوانی چندان آسان نیست، بلکه این راه پر فراز و نشیب باید همراه با آگاهی و مراقبتهای لازم طی شود.
مطالعه درباره زندگی رهبران بزرگی که منشأ خدماتی به انسانها بوده اند و آنان را به سوی دانش و عدالت و خداپرستی هدایت کرده اند، ما را به این نکته آگاه می سازد که این گونه افراد از جمله کسانی بوده اند که دوران حساس بلوغ را به سلامتی و پاکی پشت سر گذاشته و ایام جوانی را آگاهانه سپری کرده و از قدرت جوانی شان بیشترین استفاده را نموده اند. آنان شیوه ای را بر گزیده اند که استعدادهایشان را در جهت کمال، شکوفا کرده و همواره وجودشان برای خود و دیگران منشأ خیر و برکت بوده است.
اندیشیدن و دقت کردن در زندگی دانشمندان و رهبران اجتماعی و دینی و پیامبران بزرگوار به جوان کمک می کند که چگونه در موقعیتها و مراحل مختلف زندگی عمل نماید تا استعدادهای خود را شکوفا سازد. اما کسانی که مبدا فساد و گمراهی برای خود و دیگران گردیده اند، بیشتری افرادی بوده اند که در دوران مهم بحرانی بلوغ، انحراف و آلودگی فراوان پیدا کرده و بکلی شخصیتشان از هم متلاشی شده است.
بنابراین عدم اطلاع و آگاهی جوان به مسائل حساس دوران بلوغ، موجب اختلال روانی و تزلزل در شخصیتش گردیده و در نهایت آینده ای مبهم و تاریک در انتظارش خواهد بود.