پندهای حکیمانه استاد علامه حسن زاده آملی جلد 3

نویسنده : عباس عزیزی

1- مناجات عارفانه

الهی آدم شب کور کجا و عبد شکور کجا؟ که شب کور شکور نباشد.
الهی، خروس را در شب خروش نباشد و حسن خاموش باشد!
الهی، مس سگ اصحاب کهف بی طهارت روا نبود، و حسن را طهارت نباشد؟!
الهی، نماینده ات فرمود: القلب حرم الله، حرمت را حفظ بفرما!
الهی، با همه شیرین زبانی و شیرین کاری ام، نمی دانم چه کاره ام.
الهی، سبحانک و تعالیت، قطره ماء مهین را چه مَنیتی و چه مُنیَتی؟!
الهی، شکرت که ندای یا ایتها النفس المطمئنه(1) را لبیک می گویم.
الهی، شکرت که هر کتابی را می خوانم، کتاب وجود خودم را می خوانم.
الهی، جهان زندان رندان است، و جهانیان بهشت آنان؛ ما را با رندان بدار!
الهی، چه عذابی از حجاب سخت تر است؛ به حق خودت از جهنم حجابم وارهان!
الهی شکرت که از تنهایی و خلوت لذت می بریم، چه، تنها از خلوت وحشت دارد.
الهی، حسین شیر خوار حسن را به حسن ببخش و حسن را به شیر خوار حسین!(2)

2- بهترین الگوی زندگی

لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه؛ یقیناً رسول خدا برای شما بهترین الگوی زندگی است.(3)

3- دستورالعملی ساده و مجرب

همیشه حضرت استاد علامه حسن زاده آملی (دام عزه العالی) چند دقیقه قبل از شروع درس در محل تشکیل کلاس (مسجد حضرت معصومه (علیها السلام) حاضر می شدند - که این خود درس نظم و احترام به درس و بحث بود - ما عده ای بودیم که از این فرصت طلایی حداکثر استفاده را می کردیم، گرد شمس وجود معظم له حلقه می زدیم و از انفاس قدسیه و حرکات و حتی سکنات حضرت استاد (دام عزه) درس می گرفتیم.
روزی یکی از یاران درس، مصرانه و عاجزانه از حضرت استاد تقاضا کردند که:
حضرت آقا عنایتی بفرمایید، ذکری - دعای، چیزی بفرمایید، بلکه از این گرفتاری روحی نجات پیدا کنم، خیلی گرفته و در قبض هستم
حضرت استاد (دام عزه) که تا آن لحظه سر به زیر انداخته بودند و در سکوتی پر معنی و مراقبه ای ملکوتی به سر می بردند، سر را بلند کرده و فرمود: آقا جان! من هم گرفتارم، من هم از شما بدترم!
چند لحظه ای درنگ فرمودند و ادامه دادند: دو مطلب به شما عرض می کنم، یقیناً اثر دارد به شرط این که، اقلاً یک اربعین بر آن مداومت داشته باشید.
1- ذکر شریف یا حی یا قیوم یا من لا اله الا انت که گفته اند، اکثار در آن سبب حیات و زیادت عقل می شود و مجرب هم است!(4)
2- سوره غنی (واقعه) را بخوانید، تا غنی در علم و بعدا هم چیزهای دیگری شوید؛ چون روایت شده است.