الحیاة جلد 2

نویسنده : محمد رضا حکیمی، محمد حکیمی، علی حکیمی مترجم : احمد آرام‏

باب پنجم: اصول کلی رسالت و پیامبران

فصل نخست انگاره کلی

قرآن
1 الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه، و لا یخشون احداً الا الله، و کفی بالله حسیباً.(1)
(پیامبران) کسانیند که پیامهای خدا را می رسانند، و از او می ترسند، و از هیچکس جز خدا هراس ندارند؛ و خدا برای حسابرسی بسنده است.
2 لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان، لیقوم الناس بالقسط، و انزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس، و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب، ان الله قوی عزیز.(2)
فرستادگان خود را با نشانه های روشن فرستادیم، و با ایشان کتاب و ترازو نازل کردیم، تا مردمان به عدالت بر پای ایستند؛ و آهن را فرو فرستادیم که هم در آن نیرویی کوبنده و سخت (و ابزار کارزار برای بر پا داری عدالت و نگهداری آن) است و هم سودهایی برای مردمان، تا معلوم گردد که چه کس خدا و رسول خدا را، از روی ایمان به نهان، یاری خواهد کرد؛ و خدا خود قوی و عزیز است.
3 و جعلنا هم ائمة یهدون بأمرنا، و اوحینا الیهم فعل الخیرات، و اقام الصلاة و ایتاء الزکاة، و کانوا لنا عابدین.(3)
پیامبران را پیشوایانی قرار دادیم که به فرمان ما هدایت کنند؛ و پرداختن به کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را به ایشان وحی کردیم؛ و آنان پرستندگان ما بودند.
4 ان الله یأمر بالعدل و الاحسان، و ایتاء ذی القربی، و ینهی عن الفحشاء و المنکر والبغی، یعظکم لعلکم تذکرون.(4)
خدا به عدالت و نیکوکاری فرمان می دهد، و به بخشیدن مال به خویشاوندان؛ و از کارهای پلید و ناپسند و ستمکاری نهی می کند؛ او به شما پند می دهد تا مگر پندپذیرید.
5 ابلغکم رسالات ربی و انصح لکم، و اعلم من الله ما لا تعلمون. (5)
من پیامهای پروردگارم را به شما می رسانم، و پندتان می دهم، و از خدا (و وحی او) چیزها (درباره قیامت، پاداش و کیفر اعمال و راز زندگی و عاقبت حیات) می دانم که شما نمی دانید.
6 اذ قال لهم خوهم هود: الا تتقون. انی لکم رسول امین. فاتقوا الله و اطیعون. و ما اسألکم علیه من اجر، ان اجری الا علی رب العالمین. (6)
بیاد آر هود پیامبر را که به قوم خویش گفت: آیا راه تقوی در پیش نمی گیرید؟ من برای شما پیامبری امینم از خدا بترسید و از من (به نام پیامبر خدا) فرمان برید. من برای ادای رسالت مزدی از شما نمی خواهم. مزد مرا پروردگار جهانیان خواهد داد.
7 و لوطاً آتیناه حکماً و علماً، و نجیناه من القریة التی کانت تعمل الخبائث، انهم کانوا قوم سوء فاسقین. (7)
لوط را داوری و دانش دادیم، و او را از مردم روستایی که به کارهای پلید می پرداختند رهانیدیم، که آنان مردمانی فاسق و نافرمان بودند.
8 و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین. قل: انما یوحی الی انما الهکم اله واحد، فهل انتم مسلمون؟(8)
تو را نفرستادیم مگر رحمتی برای جهانیان بگو: به من وحی می رسد که خدای شما خدایی یگانه است، اکنون آیا می پذیرد و اسلام می آورید؟
9 یا ایها النبی انا ارسلناک شاهداً و مبشراً و نذیراً و داعیاً الی الله باذنه و سراجاً منیراً.(9)
ای پیامبر! تو را فرستادیم تا گواه و نوید دهنده و بیمرسان باشی و دعوتگر به خدا، به فرمان خود او، و چراغی پرتوافکن
10 و ما ارسلناک الا کافة للناس، بشیراً و نذیراً، و لکن اکثر الناس لا یعلمون (10)
تو را نفرستادیم مگر برای همه مردمان جهان، پیامبری بشارت دهنده و انذار کننده، لیکن بیشترین مردمان نادانند.

فصل دوم: برپایی قسط و دادگری در میان مردم

قرآن
1 لقد ارسلنا رسلنا بالبینات، و انزلنا معهم الکتاب و المیزان، لیقوم الناس بالقسط. (11)
همانا پیامبران را با نشانه های آشکارا برانگیختیم، و با آنان کتاب و میزان فرستادیم، تا مردمان به قسط و دادگری برخیزند (و همه چیز بر پایه داد و دادگری باشد)...
2 یا ایها الذین امنوا کونوا قوامین بالقسط...(12)
ای کسانی که گرویده اید، بر پای دارندگان سستی ناپذیر قسط و دادگری باشید...
3 قل: امر ربی بالقسط...(13)
بگو (ای پیامبر!) پروردگارم به من دستور (برپاداری) قسط و دادگری داده است...
4 ...واوفوا الکیل و المیزان بالقسط... (14)
پیمانه ها و ترازوها را بر پایه قسط و دادگری بسنجید و درست بدهید...
5 و ان حکمت فاحکم بینهم بالقسط، ان الله یحب المقسطین (15)
...چون در میان آنان حکم می کنی، با قسط و دادگری حکم کن، که خدا دادگران را دوست می دارد.
بحثی دامنه دار، درباره موضوع این فل و فصل بعد (قسط و عدل و عدالت اقتصادی و معیشتی در اسلام) در دوباب یازدهم و دوازدهم، در جلد سوم تا ششم، خواهد آمد.