حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

مقابله بمثل

مردن است به نام کریب بن صباح که از لشکریان معاویه بشمار می امده است.
مورخین نوشته اند: بازو و انگشتان این مرد به قدری قوی بود که سکه را با دستش می مالید و اثر آن را هم از بین می برد.
در جنگ صفین جلو آمد و مبارز طلبید.
یکی از شجاعان لشکر امیرالمومنین که جلو بود رفت به میدان ولی طولی نکشند که کریب این صحابی امیرالمؤمنین را کشت و جنازه اش را انداخت به یک طرف.
دوباره مبارز طلبید.
یک نفر دیگر آمد او را هم کشت و بعد از اینکه کشت فورا از اسب پرید پایین و جنازه اش را انداخت روی جنازه اولی.
باز گفت: مبارز می خواهم.
سومی و چهارمی از اصحاب علی (ع) به میدان آمدند اما خیلی زود در برابر کریب به زانو درآمدند و کشته شدند.
بالاخره این مرد در شجاعت و زورمندی آنقدر هنرنمایی کرد که: افرادی از اصحاب علی (ع) که در صفوف جلو بودند به عقب رفتند، تا در رودربایستی گیر نکنند.
اینجا بود که علی (ع) خودش آمد و با یک گردش او را کشت و جنازه اش را انداخت به یک طرف.
پس از آن فریاد زد الا رجل.
دوم آمد، دویم را هم کشت و فورا جنازه اش را انداخت روی اولی.
دوباره گفت: الا رجل، تا چهار نفر همینطور آمدند و در مقابل شمشیر مولا علی (ع) تاب و توان از دست دادند و کشته شدند.
دیگر کسی جرات نکرد جلو بیاید آنوقت علی (ع) این آیه قرآن را خواند:
فمن اعتدی علیکم فاعتدوا بمثل ما اعتدی علیکم و اتقوااللَّه.(215)
بعد فرمود: ای اهل شام! شما اگر جنگ را شروع نکرده بودید ما هم شروع نمی کردیم، چون شما چنین کردید ما هم این کار را کردیم.(216)

حذف نام و تحریف حذف حسین (ع)

متوکل عباسی یک سر مغنیه داشت یعنی خانمی خواننده و رقاصه ای که سایر رقاصه ها زیر نظر او بودند.
روزی متوکل با این خانم کار داشت از اینرو سراغ او را گرفت.
گفتند: نیست.
پرسید: کجاست؟
جواب دادند: به مسافرت رفته است.
بعد از مدتی که این زن از سفر برگشت متوکل از او سوال کرد:
- کجا رفته بودی؟
- به مکّه رفته بودم.
- الان که وقت زیارت مکّه نیست نه ماه ذی الحجه است که وقت حجّ باشد و نه ماه رجب است که وقت عمره باشد. پس راستش را باید بگویی کجا رفته بودی؟
بالاخره معلوم شد این زن به زیارت امام حسین بن علی (ع) رفته است. متوکل از این مسئله آتش گرفت. فهمید نام حسین را نمی شود فراموشاند.
دشمن وقتی دید اینطور نمی شود نام حسین و عاشورا و کربلا را از خاطره ها برد دست به شیوه دیگر زد و آن تحریف هدف حسین بود آنچنان که همان چرندی را که مسیحی ها در مورد حسین گفته اند، درباره حسین (ع) شایع ساختند و گفتند: حسین کشته شد برای آنکه بار گناه امت را به دوش بگیرد (217)

عزاداری بی هدف

سالهای اوّل مرجعیت مرحوم آیت اللَّه بروجردی رضوان اللَّه علیه بود. زمانی که ایشان قدرت فوق العاده ای داشتند به ایشان خبر دادند که وضع شبیه خوانی قم خیلی خراب و ناجور است.
دعوت کردند از تمام روسای هیئت ها تا به منزل ایشان بیایند.
آقا از حاضرین پرسید:
شما مقلد کی هستید؟
همه گفتند: مقلد شما.
فرمود: اگر مقلد من هستید فتوای من این است که این شبیه هایی که شما به این شکل درمی آورید حرام است.
با کمال صراحت به آقا عرض کردند: که آقا ما در تمام سال مقلد شما هستیم الا این سه چهار روز که ابدا از شما تقلید نکردند.
خوب، این نشان میدهد که هدف امام حسین (ع) نیست هدف اسلام نیست، نمایشی است که از آن استفاده های دیگری و لااقل لذتی می برند.(218)