حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

تو مرثیه خوان هستی؟

شخصی رفت نزد مرحوم صاحب مقامع(210)، گفت:
دیشب، خواب وحشتناکی دیدم.
- چه خوابی دیدی؟
- خواب دیدم با این دندانهای خودم گوشتهای بدن امام حسین علیه السلام را دارم می کنم.
صاحب مقامع از این سخن لرزید سرش را پایین انداخت مدتی فکر کرد، گفت: شاید تو مرثیه خوان هستی؟
عرض کرد: بله.
فرمود: بعد از این یا اساسا مرثیه خوانی را ترک کن و یا از کتابهای معتبر نقل کن. تو با این دروغهایت انگار گوشت بدن امام حسین (ع) را با دندانهایت می کنی! این لطف خدا بود که در این رویا، این را به تو نشان بدهد.(211)
با انکه ارزنده ترین و مستندترین و از پرمنبع ترین تاریخها، تاریخ عاشورا هست متاسفانه برخی از روضه خوانها بجای آنکه بروند مطالب درست و معتبر و ناگفته را پیدا کنند و یادآور شوند، به نقل مطالب بی اساس و جعلی می پردازند.(212)

موذن بد صدا

موذنی بد صدا، در شهری زندگی می کرد او هر روز با صدای بد و ناهنجاری اذان می گفت.
یک وقت دید: یک یهودی برایش هدیه ای آورد و گفت:
این هدیه ناقابل را قبول می کنی؟
- برای چی؟
- یک خدمت بزرگی به من کردی.
- چه خدمتی؟ من که خدمتی به شما نکرده ام.
- من دختری دارم که مدتی بود تمایل به اسلام داشت از وقتی که شما اذان می گویید و اللَّه اکبر را از تو می شنود دیگر از اسلام بیزار شده حال این هدیه را اورده ام برای اینکه تو خدمتی به من کردی و نگذاشتی این دختر مسلمان بشود.
در متن فقه اسلامی آمده است که مستحب است موذن صیت یعنی خوش صدا باشد. زیرا: طبع آدمی اینطور است که وقتی اذان خوش صدا می شود جملات آن جور دیگری بر قلبش اثر می گذارد. همینطور است قران خواندن، تبلیغ کردن، که اگر با لحن خوش باشد زودتر بر شنونده اثر می گذارد.(213)

گریه، به زور سنگ

یکی از طلاب نجف که اهل یزد بود، نقل می کرد: که در جوانی سفری پیاده از راه کویر به خراسان رفتم. در یکی از دهات نیشابور مسجدی بود و من چون جایی را نداشتم به مسجد رفتم.
پیشنماز مسجد آمد و نماز خواند و بعد منبر رفت. در این بین با کمال تعجب دیدم: فراش مسجد مقداری سنگ آورد و تحویل پیشنماز داد. وقتی روضه را شروع کرد دستور داد چراغها را خاموش کردند، چراغها که خاموش شد، سنگها را به طرف مستمعین پرتاب کرد که ناگهان صدای فریاد مردم بلند شد.
چراغها که روشن شد دیدم سرهای مردم مجروح شده است و در حالی که اشکشان میریخت از مسجد بیرون رفتند .
رفتم نزد پیشنماز و به او گفتم: این چه کاری بو که کردی؟
گفت: من امتحان کرده ام که این مردم با هیچ روضه ای گریه نمی کنند و چون گریه کردن بر امام حسین (ع) اجر و ثواب زیادی دارد و من دیدم که راه گریاندن اینها منحصر است به اینکه سنگ به کله اشان بزنم از این راه اینها را می گریانم
این منطق افرادی که عملا معتقدند: هدف وسیله را مباح می کند. هدف گریه بر امام حسین (ع) است ولو اینکه یک دامن سنگ به کله مردم بزند!(214)