حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

صاحب ثواب

زبیده زن هارون الرشید نهری در مکّه جاری ساخته است که از آن زمان تاکنون مورد استفاده زوار بیت اللَّه است. اینکار ظاهری بسیار صالح دارد. همت زبیده این نهر را از سنگلاخهای بین طائف و مکّه به سرزمین بی آب مکه جاری ساخت و قریب دوازده قرن است که حجاج تفتیده دل تشنه لب از آن استفاده می کنند. از نظر چهره ملکی کار بس عظیمی است دلی از نظر ملکوتی چطور؟ آیا ملائکه هم مانند ما حساب می کنند؟ آیا چشم آنان هم به حجم ظاهری این خیریه خیره می شود؟
نه، آنها طوری دیگر حساب می کنند. آنان با مقیاس آلهی ابعاد دیگر عمل را می سنجند؛ حساب می کنند که زبیده پول این کار را از کجا آروده؟
زبیده همسر یک مرد جبار و ستمگر به نام هارون الرشید بود که بیت المال مسلمین را در اختیار داشت و هر طور هوس می کرد عمل می نمود. زبیده از خود ثروتی نداشت و مال خود را صرف عمل خیر نکرد؛ مال مردم را صرف مردم کرد؛ تفاوتش با سایر زنانی که مقام او را داشته اند در این جهت بود که دیگران مال مردم را صرف شهوات شخصی می کردند و او قسمتی از این مال را صرف یک امر عام المنفعه کرد. تازه مقصود زبیده از این کار چه بوده است؟ آیا می خواسته نامش در تاریخ بماند؟ یا واقعا رضای خدا را در نظر داشته است؟ خدا میداند و بس.
در این حساب است که گفته شده زبیده را در خواب دیدند و از او پرسیدند که خدا با این نهری که جاری ساختی با تو چه کرد؟ جواب داد تمام ثوابهای آن را به صاحبان اصلی پولها داد.(200)

هدف وسیله را توجیه می کند!

جنگ صفین شروع شده بود علی (ع) به میدان آمد و فریاد زد:
ای معاویه چرا اینقدر مسلمانها را به کشتن می دهی؟ (به جای اینکه مردم را به سوی مرگ بفرستی) خودت به میدان بیا تا با هم نبرد کنیم.
عمرو بن العاص که مجسمه شیطنت و رذالت بود پس از شنیدن این سخن رو کرد به معاویه و از روی تمسخر گفت: ای معاویه، علی درست می گوید تو هم که مرد شجاعی هستی اسلحه را بگیر و جواب علی را بده.
معاویه که می دانست حریف آن حضرت نیست و اگر به میدان برود کشته خواهد شد سحن او را نپذیرفت. بالاخره روزی معاویه با خدعه و نیرنگ توانست عمرو عاص را به میدان بفرستد.
عمرو عاص که نسبتا مرد نترس و بی باکی بود و حتی مصر را هم او فتح کرده بود. لباس رزم پوشید و به میدان جنگ آمد و مبارزه طلبید و ضمنا گوشه و کنار را هم نگاه می کرد که در جواب او علی (ع) به میدان پا نگذارد و گر نه خوب می دانست که حریف آن حضرت نمی باشد.
ولی با این حال فریاد می زد: می زنم شما را ولی نمی بینم اباالحسن را (چرا از علی خبری نیست؟)
امیرالمومنین (ع) خیلی آهسته بطوری که عمرو عاص نفهمد کم کم و کم کم جلو آمد تا اینکه نزدیک او رسید آنگاه فریاد زد: انا الامام القریشی الموتمن، من امام قریشی و موتمن هستم، منم علی!
عمرو عاص خودش را باخت و فورا سر اسب را برگرداند و فرار کرد علی(ع) او را تعقیب کرد و شمشیری بر او انداخت عمرو عاص خود را از روی اسب بر زمین پرتاب کرد و چون می دانست که امیرالمومنین (ع) مردی است که خلاف شرع کاری را انجام نمی دهد.
فورا کشف عورت کرد در نتیجه حضرت از او روی برگرداند و عمرو عاص به این وسیله نجات یافت و معرکه را ترک کرد.
این است منطق افرادی مانند عمرو عاص که از هر وسیله ای برای رسیدن به هدف استفاده می کنند ولی به عکس علی و سایر ائمه دین در سخت ترین شرایط حتی در گرما گرم جنگ از ضوابط شرعی که عدول نمی کنند جای خود دارد حتی خود را ملزم به رعایت مکارم اخلاق می دانند.(201)

بد مستی

در یکی از ایام شخصی به مغازه عرق فروشی رفت و به فروشنده گفت: آقا یک شاهی عرق بده.
عرق فروش گفت: یک شاهی که عرق نمی شود؟!
- هر چقدر می شود بده.
- با یک شاهی هیچ مقدار نمی توانم بدهم.
- آقا هر مقدار که ممکن است ولو اینکه خیلی هم کم باشد بدهید؟
- آخر بیچاره! مردم عرق می خورند که مست بشوند این مقدار به این کمی که مستی نمی آورد و بنابراین چه فایده و اثری دارد؟
- قربان اثر بدمستی آن ظاهر است لااقل این بهانه ای برای بدمستی کردن که می شود!
واقعا بعضی از مردم هم همین طور دنبال بهانه ای هستند برای بدمستی مثلا اینکه به ما اجازه داده اند تا برای اهل بدعت هر دروغی را جعل کنیم بیاییم از این مطلب سوء استفاده کنیم و به هر کس که خصومتی شخصی داشتیم فورا به او برچسب بزنیم که او اهل بدعت هست و بنا کنیم به تهمت زدن و دروغ ساختن و ناسزاگویی آن وقت بهانه هم داریم اگر کسی اعتراض کرد فورا می گوییم به ما اجازه داده اند که نسبت به اهل بدعت هر جه خواستیم بگوییم دقت کنید و ببینید فقط این سوء استفاده از یک مطلب شرعی بر سر دین چه خواهد اورد؟(202)