حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

لذّت کشف حقیقت

دانشمند معروف اسلامی، ابوریحان بیرونی در معرض موت قرار داشت.
وی همسایه ای داشت که فقیه بود. همسایه به عیادت ابوریحان آمده و او را در حالی دید که در بستر افتاده و در انتظار مرگ بسر می برد و به اصطلاح رو به قبله است و چیزی از عمرش باقی نیست.
فقیه سؤال کرد: حالا چه وقت پرسیدن مسئله است؟
ابوریحان گفت: می دانم که الان دارم می میرم، اما اگر بدانم و بمیرم بهتر است از اینکه آن را ندانم و دنیا را وداع بگویم! پس جوابم را زودتر بده؟
فقنه جوابش را داد.
آن فقیه مدعی است که هنوز به خانه اش نرسیده بود که صدای گریه و شیون از خانه ابوریحان بلند شد.
این یک حسی است در بشر، و دانشمندانی که این حس را زنده نگاه داشته اند و آن را پرورش داده اند به مرحله ای می رسند که لذّت کشف حقیقت برایشان از هر چیز دیگر برتر است.(148)

عاشق علم

مرحوم سید محمّد باقر اصفهانی شب زفافش بود، زنها وارد اطاق عروس و داماد شدند مرحوم سید فوراً از اطاق خارج گردید و به اطاق دیگری رفت.
دید برای مطالعه وقت مناسبی است فرصت را غنیمت شمرده بدون تأمل مشغول مطالعه شد.
اواخر شب زنها از اطاق عروس خارج گردیدند و به سوی خانه های خود رفتند و عروس بیچاره تنها ماند! و هر چه منتظر ماند که سید بیاید نیامد تا یک وقت متوجه شد که صبح است یعنی جاذبه علم این مرد را طوری کشید که شب زفاف عروسش را فراموش کرد.
این حس علاقه به علم و حقیقت در همه افراد بشر کم و بیش وجود دارد، البته مثل همه حس های دیگر شدت و ضعف دارد. و بستگی دارد به اینکه انسان چقدر آن را پرورش دهد.(149)

معشوق حقیقی

شاعر معروف زمان ما شهریار دانشجوی پزشکی بوده است به هنگام تحصیل در خانه ای در همدان سکونت داشته است. بعد عاشق دختر صاحبخانه می شود چه جور هم عاشق می شود!
اما در همین هنگام خواستگار زیباتر و پولدارتری برای دختر پیدا می شود لذا دیگر دختر را به شهریار نمی دهند.
مجنون وار، از همه چیز، کار، شغل، تحصیل، دست برمی دارد و دنبال این مسئله می افتد.
سالها از این قضیه می گذرد یک روز همان خانم و شوهرش با شهریار ملاقات می کنند، شهریار به او می گوید: من دیگر با تو کاری ندارم!
حتی اگر از شوهرت طلاق بگیری برای من فایده ای ندارد!
بعد شهریار این ملاقات را به زبان شعر خوب وصف کرده است. او زبان حال خودش را چنین شرح می دهد: نمی دانم من چگونه به عشق او خو کرده ام در حالی که به خود معشوق التفاتی ندارم.
و به همین جهت بعضی از عرفا گفته اند: اگر عشق مادی هم باشد فقط محرک است و گرنه معشوق حقیقی انسان یک حقیقت ماوراءالطبیعی می باشد که روح انسان با او متحد می گردد و به او می رسد و او را کشف می کند و در واقع معشوق حقیقی در درون است.(150)