حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

مردانه بگو نمی دانم!

ابن جوزی یکی از خطبای معروف زمان خودش بود رفته بود بالای منبری که سه پله داشت برای مردم صحبت می کرد.
زنی از پایین منبر بلند شد و مسئله ای از او پرسید:
ابن جوزی گفت: نمی دانم.
زن گفت: تو که نمی دانی پس چرا سه پله از دیگران بالاتر نشسته ای؟
جواب داد: این سه پله را که من بالاتر نشسته ام به آن اندازه ای است که من من دانم و شما نمی دانید، بنابراین به اندازه معلوماتم بالا رفتاه ام و اگر به اندازه مجهولاتم می خواستم بالا بروم لازم بود که یک منبری درست کنم که تا فلک الافلاک بالا می رفت.
ابن مسعود در این باره می گوید:
قل ما تعلم و لا تقل مالا تعلم!
آنچه را می دانی بگو و آنچه را که نمی دانی لب فرو بند و زبان از سخن گفتن بازدار. و اگر از تو سؤال کردند آنچه را که می دانی با کمال صراحت و مردانه بگو نمی دانم.(145)

درس نمی دانم!

مرحوم شیخ انصاری رضوان اللَّه علیه مردی بود که در علم و تقوی نابغه روزگار بود که هنوز هم علماء و فقها به فهم دقائق کلامش افتخار می کنند.
یکی از صفات نیکو و جالب ایشان این بود که وقتی از ایشان چیزی سؤال می کردند اگر نمی دانستند تعمد داشتند که بلند بگویند ندانم، ندانم، ندانم.
اینطور می گفتند که شاگردان یاد بگیرند که چیزی را نمی دانند از این که بگویند نمی دانم ننگشان نیاید.

مقدس اردبیلی

احمد بن محمّد اردبیلی، معروف به مقدّس اردبیلی ضرب المثل زهد و تقوا است و در عین حال از محققان فقهاء شیعه است. مقدّس اردبیلی در نجف سکنی گزید، او معاصر صفویه بود گویند: شاه عباس خیلی مایل بود که مقدس اردبیلی خدمتی به او ارجاع کند تا اینکه اتفاق افتاد که شخصی به علت تقصیری از ایران فرار کرد و در نجف از مقدّس اردبیلی خواست که نزد شاه عباس شفاعت کند.
مقدّس نامه ای به شاه عباس نوشت به این مضمون:
بانی ملک عاریت عباس بداند: اگر چه این مرد اوّل ظالم بود اکنون مظلوم مینماید چنانچه از تقصیر او بگذری شاید که حق سبحانه از پاره ای تقیصیرات تو بگذرد(بنده شاه ولایت، احمد اردبیلی)
شاه عباس نوشت:به عرض می رساند: عباس خدماتی که فرموده بودید به جان منت داشته به تقدیم رسانید امید که این محب را از دعای خیر فراموش ننمائید.کلب استان علی، عباس
امتناع مقدّس اردبیلی از آمدن به ایران سبب شد که خوزه نجف به عنوان مرکزی دیگر در مقابل حوزه اصفهان احیاء شود.(146)
شواهد فوق نشان میدهد که برخلاف ادعاهای بعضی از مغرضان و یا احتمالا بی خبران، روحانیت شیعه در هیچ زمانی تسلیم پادشاهان و زمامداران جائر نشده حتی در زمان صفویه که این مطلب بیشتر شایع شده است.(147)