حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

جاذبه اسلام

مرحوم آیت اللَّه حاج شیخ عبدالکریم حائری اعلی اللَّه مقامه آخر عمر که پیر و فرسوده شده بودند با آنکه روزه هم برای ایشان سخت بود روزه میگرفتند، به ایشان گفته بودند:
شما چرا روزه می گیرید؟ شما که خودتان در رساله نوشته اید برای پیرمرد و پیره زن واجب نیست، آیا فتوای شما عوض شده است؟
یا آنکه هنوز خودتان را پیر حساب نمی کنید؟
فرموده بود: فتوای من تغییر نکرده است و خودم را هم پسر می دانم.
عرض کردند: پس چرا افطار نمی کنید؟
فرمود: آن رگ عوامی من نمی گذارد!
اسلام دین آسانگیری است و با همان سماجت و آسانگیری توانسته است طوری مردم را جذب کند که حتی بعضی از افراد در بسیاری از اوقات از وظایفی که از آنها سلب هم شده است دست برندارند.(144)

مردانه بگو نمی دانم!

ابن جوزی یکی از خطبای معروف زمان خودش بود رفته بود بالای منبری که سه پله داشت برای مردم صحبت می کرد.
زنی از پایین منبر بلند شد و مسئله ای از او پرسید:
ابن جوزی گفت: نمی دانم.
زن گفت: تو که نمی دانی پس چرا سه پله از دیگران بالاتر نشسته ای؟
جواب داد: این سه پله را که من بالاتر نشسته ام به آن اندازه ای است که من من دانم و شما نمی دانید، بنابراین به اندازه معلوماتم بالا رفتاه ام و اگر به اندازه مجهولاتم می خواستم بالا بروم لازم بود که یک منبری درست کنم که تا فلک الافلاک بالا می رفت.
ابن مسعود در این باره می گوید:
قل ما تعلم و لا تقل مالا تعلم!
آنچه را می دانی بگو و آنچه را که نمی دانی لب فرو بند و زبان از سخن گفتن بازدار. و اگر از تو سؤال کردند آنچه را که می دانی با کمال صراحت و مردانه بگو نمی دانم.(145)

درس نمی دانم!

مرحوم شیخ انصاری رضوان اللَّه علیه مردی بود که در علم و تقوی نابغه روزگار بود که هنوز هم علماء و فقها به فهم دقائق کلامش افتخار می کنند.
یکی از صفات نیکو و جالب ایشان این بود که وقتی از ایشان چیزی سؤال می کردند اگر نمی دانستند تعمد داشتند که بلند بگویند ندانم، ندانم، ندانم.
اینطور می گفتند که شاگردان یاد بگیرند که چیزی را نمی دانند از این که بگویند نمی دانم ننگشان نیاید.