حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

ذکر خیری از پدر بزرگوارم

پدر بزرگوارم (مرحوم حاج محمّد حسید مطهری رحمة اللَّه علیه) از وقتی که یادم می آید (حداقل از چهل سال پیش) من می دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمی گذاشت که وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأخیر بیفتد.
شام را سر شب می خورد و سه ساعت از شب گذشته می خوابید و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده و در شب های جمعه از سه ساعت به طلوع صبح مانده بیدار می شد. و حداقل قرآنی که مطالعه می کرد یک جزء بود. و با چه فراغت و آرامشی نماز شب میخواند.
در سالهای اخیر با وجود اینکه تقریباً صد سال از عمرش می گذشت. هیچ وقت من ندیدم که یک خواب ناآرام داشته باشد، این همان لذت معنوی بود که وی را این چنین نگه اش می داشت.
یک شب نبود که پدر و مادرش را دعا نکند. یک نامادری داشت که خیلی به او ارادت داشت هر شب به او نیز دعا می کرد. خویشاوندان و ذیحقان و بستگان دور و نزدیکشش را همچنین از یاد نمی برد، حتی یک شب هم نشد که همه آنها را دعا نکند، این ها دل را زنده می کند.
آدمی که بخواهد از چنین لذتی بهره مند شود، ناچار باید لذتهای مادی را تخفیف بدهد تا به آن لذت عمیق تر آلهی معنوی برسد.(132)

بالاتر از عدالت

مرحوم شیخ عبد الکریم حائری رضوان اللَّه علیه نقل کرده اند: که مرحوم میرزا محمّد تقی شیرازی رضوان اللَّه علیه که از مراجع بسیار بسیار بزرگ هستند، عادت داشتند که هیچ وقت به کسی فرمان نمی دادند حتی یک وقت ایشان مریض بودند و خانواده ایشان برایشان غذایی تهیّه کرده بودند، ایشان هم که مریض و بستری بودند و نمی توانستند بلند بشوند، وقتی خانواده اشان که بیرون رفته بودند، برگشتند دیدند غذا سرد شده و ایشان میل نکرده اند،
علت آن این بود که آن مرحوم پیش خود فکر کرد که اگر بخواهد آن غذا را بخورد مستلزم آن است که یکی از بچّه ها را صدا کند تا بیاید و به او کمک نماید لذا شبهه کرد که شرعاً آیا جائز است یا نه؟
پس ایثار وقتی ایثار است که برای خودنمایی و برای خودخواهی نباشد و کسی این کار را می تواند انجام دهد که از مرحله عدالت بالاتر آمده باشد یعنی عادل باشد و به حق کسی تجاوز نکند و بعد اگر خواست آنگاه از حقوق مشروع خودش ایثار بکند.(133)

ایثار

در جنگ موته عده ای مجروح بر زمین افتاده بودند، مجروح چون از بدنش خون میرود تشنگی بر او غالب می شود و خیلی احتیاج به آب پیدا می کند.
مردی رفت آبی را برداشته و آن را در میان مجروحان مسلمان تقسیم می کرد، به یکی از مجروحین رسید دید تشنه است آمد تا آب به او بدهد اشاره کرد به مجروح دیگری که او از من تشنه تر است؛ زود رفت سراغ او او نیز شخص دیگری را سراغ داد و گفت: برو به سراغ او که از من مستحق تر است رفت سراغ او دید سومی مرده است برگشت سراغ دومی، دید دومی نیز جان داده است آمد سراغ اولی دید اولی هم به لقای خدا پیوسته است.
این را می گویند ایثار، و از خود گذشتگی، یعنی در نهایت احتیاج، دیگران را بر خود مقدم داشتن، بدون شک خدمت و محبّت یک ارزشی است انسانی، ولی یکی از ارزشهای انسان است.(134)