حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

اصحاب علی(ع)

هنگامی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام از جنگ صفین مراجعت می نمود، شخصی از اصحاب آن حضرت خدمت ایشان آمد و عرض کرد: یا امیرالمؤمنین دوست داشتم برادرم هم در این جنگ بود و به فیض درک رکاب شما نایل می شد.
حضرت در جواب فرمود: بگو نیّتش چیست؟ تصمیمش چه هست؟
آیا این برادر تو معذور بود و نتوانست بیاید و در جنگ شرکت کند؟ و یا نه بدون عذری از شرکت در جنگ خودداری کرد و نیامد؟ اگر معذور نبود و نیامد بهتر همانکه نیامد و اگر عذری داشته که با ما باشد پس با ما بوده است.
آن مرد عرض کرد: بله یا امیرالمؤمنین! اینطور بود یعنی نیّتش این بود که با ما باشد.
حضرت فرمود: نه تنها برادر تو با ما بود بلکه با ما بوده اند کسانی که هنوز در رحمهای مادرانند و افرادی که هنوز در اصلاب پدرانند. و تا دامنه قیامت اگر افرادی یافت شوند که واقعاً از صمیم قلب نیّت و آرزویشان این باشد که (ای کاش علی را درک می کردم و در رکاب او می جنگیدم) ما آنها را جزو اصحاب خود می شماریم.(69)

اوّل همسایه بعد خانه

امام مجتبی(ع) می گوید: در دوران کودکی شبی بیدار ماندم و به نظاره مادرم زهرا(س) در حالی که مشغول نماز شب بود گذراندم.
پس از آنکه نمازش به پایان رسید متوجه شدم که در دعایایش یک یک مسلمین را نام می برد و آنها را دعا می کند خواستم بدانم که درباره خودش چگونه دعا می کند.
اما با کمال تعجب دیدم که برای خود دعا نکرد.
فردا از او سؤال کردم: چرا برای همه دعا کردی امّا برای خودت دعا نکردی؟
فرمود: یا بنی! الجار ثم الدار.
پسرم! اوّل همسایه بعد خانه!(70)

همدردی با مردم

امیرالمؤمنین در دوران خلافت به خانه شخصی در بصره به نام علاء بن زیاد حارثی وارد شد. پس از یک سلسله گفتگوها آن مرد از برادرش عصم بن زیاد شکایت کرد که زهدگرا شده است، زن و زندگی را رها کرده و جامه درشت پوشیده و منحصرا به عبادت و ریاضت پرداخته است.
امیرالمؤمنین دستور داد او را احضار کردند.
همین که با آن قیافه زاهدانه ظاهر شد به تندی به او فرمود: یا عدی نفسه! ای ستمگر بر خود! این چه کاری است که می کنی؟ چرا بر خود جفا می کنی؟ آیا گمان کردی خداوند که نعمتهای پاکیزه دنیا را خلق کرده آنها را بر تو حرام است و اگر از آنها استفاده کنی از تو مأخذه خواهد کرد که چرا نعمت حلال مرا خورده ای؟ تو کوچکتر از آن هستی.
عصم که این عتابها را شنید جواب بسیار روشنی داشت. او خود علی(ع) را که جلو چشمش بود می دید که دو تکه لباس بیشتر تنش نیست، یکی را روی دوش انداخته و یکی را به کمرش بسته است. غذای علی را هم می دانست که نان جو خشک است. تعجب کرد که از علی چنین سخنانی را می شنود. تعجب کرد که علی اوّل زاهد او را به واسطه زهدش ملامت می کند. لهذا گفت: یا امیرالمؤمنین! خودت هم که همین طوری! من به تو اقتدا کردم. لباس تو که از من ژنده تر است، غذای تو از من بدتر است.
امیرالمؤمنین به او فرمود: اشتباه کردی! آنچه تو در من می بینی رهبانیّت و تحریم حلال خدا نیست. من رهبرم. من امامم، من زعیم جامعه ام. رهبران و زعما تکلیف جداگانه دارند. فرمود: انّ اللَّه فرَضَ علی ائمه المسلمین ان یُقدِّروا انفُسهم بضعفَة الناس کیْ لا یتبیّغَ بالفقیر فقرُهُ. (71) خداوند برای کسی که می خواهد مردم را رهبری کند وظیفه خاصی قرار داده است. تو از افراد عادی هستی. من باید به تمام افرد ملّت خود و رعایای خودم نگاه کنم و ببینم پایین ترین طبقات کدام است؟ آنکه دستش از همه کوتاه تر است کدام است؟ البته من هم مایلم که سطح زندگی آنها بالا برود؛ اما تا وقتی در مملکت من افرادی هستند که توانایی ندارند و نمی توانند لباس بهتری از آنچه من اکنون به تن دارم بپوشند تا وقتی که در مملکت من ژنده پوش و نان جو خور بالاضطرار هست من به حکم آنکه رهبرم و می خواهم مردم را هدایت و رهبری کنم باید با آنها همدل و همدرد باشم، باید خود را با فقیرترین مردم اجتماع تطبیق دهم. اگر غیر از این باشد آن فقیر حق دارد به هیجان بیاید اعتراض کند و فریادش به آسمان بلند شود زیرا خیال می کند دروغ می گویم که در فکر او هستم ولی حالا باور می کند که راست می گویم. اصول رهبری ایجاب می کند که من اینجنین زندگی کنم.
این مطلب که رهبر در پست رهبری وظیفه خاص دارد ضمنا یک معما را حل می کند. آن مسأله معما مانند این است که می بینیم سیره ائمه اطهار(ع) از نظر سخت گرفتن بر خود و از نظر به اصطلاح زاهدانه زندگی کردن فی المثل متفاوت است، امام جعفر صادق(ع) یک جور لباس می پوشند، امیرالمؤمنین طور دیگر. این خود یک معماست که چرا رهبران اختلاف روش دارند؟
حل معما به این است که بدانیم که موقعیت اجتماعی شان متفاوت بود بعلاوه موقعیت زمانی شان نیز فرق داشت. امام جعفر صادق فرمود: اگر امروز می بینید من لباس عالی می پوشم و پیغمبر و علی نمی پوشیدند زمان آنها با زمان من فرق داشت، سطح زندگی مردم امروز با مردم آن زمان هم فرق می کند.(72)