حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

بیا با هم فریاد کنیم

روزی علی(ع) شنید که مظلومی فریاد برمی کشد و می گوید:
من مظلومم و بر من ستم شده است.
علی(ع) به او فرمود: (بیا سوته دلان گرد هم آئیم) بیا با هم فریاد کنیم، زیرا من نیز همواره ستم کشیده ام.(57)

سکوتی شکوهمند

زهرای اطهر، دختر رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله مورد اهانت قرار می گیرد،
خشمگین وارد خانه می شود و با جملاتی که کوه را از جا می کند شوهر غیور خود را مورد عتاب قرار میدهد و می گوید:
پسر ابوطالب! چرا به گوشه خانه خزیده ای؟ تو همانی که شجاعان از بیم تو خواب نداشتند، اکنون در برابر مردمی ضعیف سستی نشان می دهی! ای کاش مرده بودم و چنین روزی را نمی دیدم!
علی(ع) خشمگین از ماجراها از طرف همسری که بی نهایت او را عزیز می دارد اینچنین تهییج می شود.
این چه قدرتی است که علی را از جا نمی کند پس از استماع سخنان زهرا با نرمی او را آرام می کند که:
نه من فرقی نکرده ام، من همانم که بودم، مصلحت چیز دیگر است، تا آنجا که زهرا را قانع می کند و از زبان زهرا می شنود: حسبی اللَّه و نعم الوکیل
روز دیگری باز فاطمه سلام اللَّه علیها، علی(ع) را دعوت به قیام می کند در همین حال فریاد مؤذن بلند می شود که: اشهد ان رسول اللَّه .
علی(ع) به زهرا(س) فرمود:
آیا دوست داری این فریاد خاموش شود؟
گفت: نه.
فرمود: سخن من جز این نیست.(58)
این همان علی است که در جنگهای مهّم زمان حیات رسول اللَّه حضور فعال داشته است. در زمان حکومتش نیز در جنگهای صفین، جمل، نهروان و... شجاعت و شهامت او از کسی پوشیده نمانده است اما در مقابل خلفا چرا اینگونه صبر اختیار کرده است؟ سؤالی است که جواب آن را باید در کلام علی(ع) یافت!

غلبه بر نفس

روزی حضرت علی (ع) از درب دکان قصابی می گذشت.
قصاب به آن حضرت عرض کرد:
یا امیرالمؤمنین! گوشتهای بسیار خوبی آورده ام. اگر میخواهید ببرید.
فرمود: الآن پول ندارم که بخرم.
عرض کرد من صبر می کنم پولش را بعداً بدهید.
فرمود: من به شکم خود می کویم که صبر کند اگر نمی توانستم به شکم خود بگویم از تو می خواستم که صبر کنی ولی حالا که میتوانم به شکم خود می گویم که صبر کند.
آری، خاصیت نفس اماره این است که اگر تو او را وادار و مطیع خود نکنی او تو را مشغول و مطیع خود خواهد ساخت. ولی علی(ع) که در میدان جنگ مغلوب عمرو بن عبدودها و مرحب ها نمی شود، به طریق اولی و صد چندان بیشتر هرگز بر خود نمی پسندد که مغلوب یک میل و هوای نفس گردد.(59)