حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

طلاق

رسول خدا، به مردی رسید و از او پرسید: با زنت چه کردی؟
گفت:او را طلاق دادم.
فرمود: آیا کاری بدی از او دیدی؟
گفت: نه، کار بدی از او ندیدم.
قضیه گذشت و آن مرد بار دیگر ازدواج کرد.
پیغمبر از او پرسید، زن دیگر گرفتی؟
گفت: بلی.
پس از چندی که باز به او رسید پرسید: با این زن چه کردی؟
گفت طلاقش دادم.
فرمود: کار بدی از او دیدی؟
گفت: نه کار بدی هم از او ندیدم.
این قضیه نیز گذشت و آن مرد نوبت سوّم ازدواج کرد.
پیغمبر اکرم از او پرسید: باز زن گرفتی؟
گفت: بلی یا رسول اللَّه.
مدتی گذشت و پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله به او رسید و پرسید:
با این زن چه کردی؟
- این را هم طلاق دادم.
- بدی از او دیدی؟
- نه بدی از او ندیدم.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله فرمود: خداوند دشمن می دارد و لعنت می کند مردی را که دلش می خواهد مرتب زن عوض کند و زنی را که دلش می خواهد مرتب شوهر عوض کند.
اسلام با طلاق سخت مخالف است، اسلام می خواهد تا حدود امکان طلاق صورت نگیرد، اسلام طلاق را به عنوان یک چاره جویی در مواردی که چاره منحصر به جدایی است تجویز کرده است.
اسلام مردانی را که مرتب زن می گیرند و طلاق می دهند و به اصطلاح مطلاق میباشند دشمن خدا می داند.(40)

پس چرا طلاقش دادی؟

امام باقر (ع) زنی اختیار می کند و آن زن خیلی مورد علاقه ایشان واقع می شود. اما در یک جریانی متوجه می شود که این زن ناصبیّه است. یعنی با علی بن ابیطالب (ع) دشمنی می ورزد و بغض آن حضرت را در دل می پروراند.
امام (ع) او را طلاق داد.
از امام پرسیدند: تو که او را دوست داشتی چرا طلاقش دادی؟
فرمود: نخواستم قطعه آتشی از آتشهای جهنم در کنارم باشد.(41)
این داستان نشان می دهد: با این که اسلام طلاق را شدیداً مذمت میکند اما در شرایطی که زندگی مشترک زن و شوهری بخواهد آرمانها و مقّدسات مذهبی را به خطر اندازد و یا خدشه دار کند و یا مشکلات مهم دیگری ایجاد نماید در این صورت طلاق را به عنوان راه حلی تجویز می کند.

یک زن و چند شوهر

روزی در حدود چهل نفر از زنان قریش گرد آمده و به حضور علی (ع) رسیدند گفتند: یا علی چرا اسلام به مردان اجازه چند زنی داده است اما به زنان اجازه چند شوهری نداده است؟
آیا این امر یک تبعیض ناروا نیست؟
علی (ع) دستود داد: ظرفهای کوچکی از آب آوردند و هر یک از آنها را به دست یکی از زنان داد سپس دستور داد همه آن ظرفها را در ظرف بزرگی که وسط مجلس گذاشته بود و خالی کنند.
دستور اطاعت شد آنگاه فرمود: اکنون هر یک از شما دو مرتبه ظرف خود را از آب پر کنید، اما باید هر کدام از شما عین همان آبی که در ظرف خود داشته بر دارد.
گفتند: این چگونه ممکن است؟ آبها با یکدیگر ممزوج شده اند و تشخیص آنها ممکن نیست.
علی (ع) فرمود: اگر یک زن چند شوهر داشته باشد خواه ناخواه با همه آنها همبستر می شود و بعد آبستن می گردد، چگونه می توان تشخیص داد که فرزندی که بدنیا آمده است از نسل کدام شوهر است.(42)
البته این بهترین و ساده ترین دلیلی بود که آن حضرت برای آنان اقامه کرده است وگرنه از جهتی دیگر: زن مانند مرد نیست که فقط بر اساس نیاز غریزه جنسی تن به ازدواج دهد بلکه زن بیشتد از غریزه جنسی به محبّت و عاطفه می اندیشد و لذا زن در چند شوهری هرگز نمی توانسته است حمایت و محبت و عواطف خالصانه و فداکاری یک مرد را نسبت به خود جلب کند. از این رو چند شوهری نظیر روسپی گری همواره مورد تنفر زن بوده است. علی هذا چند شوهری نه با تمایلات و خواسته های مرد موافقت داشته است و نه با خواسته ها و تمایلات زن.(43)