حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیةالله مرتضی مطهری

نویسنده : محمّد جواد صاحبی

رفیق آخرت

قیس بن عاصم که از اصحاب رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله است نقل کرده که روزی با گروهی از ((بنی تمیم)) خدمت پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله شرفیاب شدم، گفتم: یا رسول اللَّه! ما در صحرا زندگی می کنیم و از حضور شما کمتر بهره مند می گردیم ما را موعظه فرمایید.
رسول اکرم نصایح سودمندی فرمود، و از آن جمله چنین فرمود:
برای تو به ناچار همنشینی خواهد بود که هرگز از تو جدا نمی گردد؛ با تو دفن می گردد در حالی که تو مرده ای و او زنده است. همنشین تو اگر شریف باشد تو را به دامان حوادث می سپارد. آنگاه آن همنشین با تو محشور می گردد و در رستاخیز با تو برانگیخته می شود و تو مسؤول آن خواهی بود. پس دقت کن که همنشینی که انتخاب می کنی نیک باشد؛ زیرا اگر او نیک باشد مایه انس تو خواهد بود و در غیر این صورت موجب وحشت تو می گردد. آن همنشن، کردار تو است.
قیس بن عاصم عرض کرد که اندرزهای شما به صورت اشعاری درآورده شود تا آن را حفظ و ذخیره کنم، موجب افتخار ما باشد.
رسول اکرم صلی اللَّه علیه و آله دستور فرمود کسی به دنبال حسان بن ثابت برود؛ ولی قبل از اینکه حسان بیاید قیس خودش که از سخنان رسول اکرم به هیجان آمده بود، نصایح رسول خدا را به صورت شعر درآورد و به حضرت عرضه داشت. اشعار این است:
تخیَّر خلیطاً من فعالک اِنَّما - قرینُ اْلفتی فتی القبرِ ما کان یفعل
و لابدُّ بعد الموتِ من انْ تُعِدَّه - لیومٍ ینادی المرءُ فیهِ فَیقبلُ
فاِن کنتَ مشغولاً بشی ءٍ فلا تکن - بغیر الَّذی یرضی به اللَّهُ تَشغُل
فل یصحب الانسان من بعد موتهِ - و من قبله الاّ الّذی کان یفعلُ
الا اِنَّما الانسانُ ضیفٌ لاَهلِهِ - یُقیمُ قلیلاً فیهم ثُمَّ یرحَلُ (14)
از کردار خویشین، دوست برای خود برگزین که رفیق آدمی در گور (برزخ) همان اعمال او می باشد.
به ناچار باید همنشین خود را برای روز رستاخیز انتخاب کنی و آماده سازی.
پس اگر به چیزی سرگرم می شوی مراقب باشد که جز به آنچه خدا می پسندد نباشد.
((زیرا آدمی پس از مرگ جز با کردار خویش قرین نمی گردد.))
((همانا آدمی در خانواده خود مهمانی بیش نیست که اندکی در میان ایشان درنگ و سپس کوچ می کند.))(15)

گریه بر شهید

حضرت حمزه عموی پیامبر از مکّه به مدینه مهاجرت کرده بود و لذا کسی را نداشت، جنگ احد فرا رسید حمزه در جنگ فعالانه شرکت کرد و از سایر رزمندگان بهتر درخشید تا مظلومانه به فیض شهادت رسید. و به همین مناسبت لقب سیدالشهداء یعنی سالار شهیدان را به او دادند.
جنگ احد به پایان رسید خانواره شهدا در سوگ عزیزانشان نشسته بودند و با گریه هایشان خاطره آنان را بزرگ می داشتند.
پیامبر صلی اللَّه علیه و آله از احد بر گشت، وقتی به مدینه وارد شدند دیدند که در خانه همه شهداء گریه هست جز خانه حمزه، حضرت فقط یک جمله فرمود: ((امّا حمزة فلا بواکی له یعنی همه شهدا گریه کننده دارند جز حمزه که گریه کننده ندارد. تا این جمله را فرمود، صحابه رفتند به خانه هایشان و گفتند: پیامبر فرمود: حمزه گریه کننده ندارد. ناگهان زنانی که برای فرزندان خودشان یا شوهرانشان یا پدرانشان می گریستند، به احترام پیامبر و به احترام جناب حمزة بن عبدالمطلب به خانه حمزه آمدند و برای آن جناب گریستند. و تعد از این دیگر سنت شد هر کس برای هر شهیدی که می خواست بگرید اوّل می رفت خانه جناب حمزه و برای او می گریست.
این جریان نشان داد که اسلام با اینکه با گریه بر میت (میت عادی) چندان روی خوشی نشان نداده است مایل است که مردم بر شهید بگریند، زیرا شهید حماسه آفریده است و گریه بر شهید شرکت در حماسه او و هماهنگی با روح او و موافقت با نشاط او و حرکت در موج اوست.(16)

مکتب گرا باشید نه ملی گرا

در جنگ احد جوانی ایرانی در میان مسلمین بود، این جوان مسلمان ایرانی، پس از آنکه ضربتی به یکی از افراد دشمن وارد آورد، از روی غرور گفت:
این ضربت را از من تحویل بگیر که منم یکی از جوانان ایرانی.
پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله احساس کرد که هم اکنون این سخن تعصبات دیگران را برخواهد انگیخت، فورا به آن حوان فرمود: چرانگفتی منم یک جوان انصاری؟
یعنی چرا به چیزی که به آیین و مسلک مربوط است افتخار نکردی و پای تفاخر قومی و نژادی را به میان کشیدی.(17)