مجموعه شمیم عرش زائران

پژوهشکده تزکیه اخلاقی امام علی علیه‏السلام

زائر پر روزی

جناب حجةالاسلام و المسلمین حاج سید جواد گلپایگانی به نقل از جناب حجةالاسلام صابری همدانی فرمود:
روزگاری پس از انجام مراسم حج به مدینه منوره شرفیاب شدم اتفاقاً هیچ پولی در بساط نداشتم تا بتوانم به خرید سوغاتی اختصاص دهم پس به حرم مطهّر شرفیاب شده و از آن حضرت تقاضای پولی برای خرید سوغاتی نمودم.
پس از زیارت هنوز اندکی از حرم دور نشده بودم که یکی از فضلاء حوزه به نزدم آمده و پاکتی به من داد وقتی پاکت را باز کردم مبلغ نسبتاً زیادی بود که با آن پول توانستم سوغاتی خوبی را خریداری نمایم.(58)

زائر بینا

جناب حجةالاسلام شیخ مهدی کربی به نقل از مرحوم عارف وارسته حاج حسین مظلومی فرمود:
به هنگامی که در ایّام حج به مسجدالحرام تشرّف یافتم ناگهان انبوه جمعیت طواف کننده و زائران را به صورت حیوانات گوناگون یافتم و تنها از میان آنها تنی چند نفر را شناختم که به صورت انسان بودند که از آن جمله مرحوم حاج علی کوچک زاده قمی بود.(59)

زائر پشیمان

جناب آقای براق فرمود:
روزی پدرم به همراهی خانواده و تعدادی از دوستانش به سوی امامزاده شاه اسماعیل در مسیر روستای وشنوه قم به راه افتادند.در آن ایّام پدرم گرفتاری مالی داشت و زندگی خانوادگی آنان به سختی می گذشت. آنان هنگام شب به امامزاده رسیده و در آنجا اطراق می کنند.
نیمه های شب پدرم امامزاده را در خواب می بیند که به دیدارش آمده و به رسم یادبود سکه پولی را در اختیارش گذارده و چنین می گوید: این را در جیب خود بگذار تا برکت به زندگی ات باز گردد و مشکلات مالی ات مرتفع شود ولی به شرط این که جریان این هدیه را به کسی نگویی.
صبح که پدرم از خواب بیدار می شود می بیند که سکه کف دستش است آن را در جیت پنهان کرده و هر آنچه که می خواهد خریداری و پول همه آنها را از همان جیبی که سکه در آن قرار داشته پرداخت می کند!
مادرم که از ولخرجی های ناگهانی او سخت به حیرت افتاده بود به اصرار از وی جرنان را می پرسد او پس از مقاومت اندکی بالاخره واقعیت آن خواب و سکه را می گوید. به محض افشاء شدن آن سرّ ناگهان می بیند که سکه مذکور نه تنها در جیب اش نیست بلکه آنچه را که خریداری کرده نیز ناپدید شده است.(60)