مجموعه شمیم عرش زائران

پژوهشکده تزکیه اخلاقی امام علی علیه‏السلام

زائر سان بین

آیةاللَّه مصلحی به نقل از یکی از خدام متدیّن حرم حضرت معصومه(س) که خود روزگاری خادم حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) بوده است، فرمود:
شبی که فردای آن آیةاللَّه العظمی اراکی(ره) را در حرم دفن کردند خواب دیدم که به حرم حضرت امیر(ع) تشرّف یافته ام، خدام حرم آن حضرت با لباسهایی رسمی نیز به انتظار ایستاده اند، پس پرسیدم: چه خبر است؟
گفتند:
امیرالمؤمنین علی(ع) دستور فرموده اند که قبری را برای (آیةاللَّه) آقای اراکی(ره) آماده کنیم و ما نیز چنین کرده و به انتظار ایستاده ایم!
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد - که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوش دل چه عجب - مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند(51)(52)

زائر اسیر شده

مرحوم آیةاللَّه شیخ مرتضی حائری(ره) به نقل از مرحوم آیةاللَّه سید علی لواسانی فرمود:
صالحی از صالحان دیار هرات از پدرش که او نیز از اهل اخلاص و زیارت عتبات مقدّسه بود نقل کرد که روزگاری برای زیارت از شهر هرات پیاده به سوی ایران راه افتادم، چیزی از شهر دور نشده بودم که ناگهان اسب سواری تا دندان مسلح راه را بر من بسته و پس از دانستن این که شیعه هستم کتابهایم را غارت و مرا به اسیری گرفت تا شاید پس از بیگاری در نهایت نیز بکشد!
من هر چه بر آن اسب سوار معاند! التماس کردم اثری جز تندی توهین و جسارت بیشتر نمی دیدم ناگاه مردی پیاده و با لباس عادی در آن بیابان ظاهر شد و با این که بر حسب ظاهر بدون سلاح بود با تندی رو به آن سوار تا دندان مسلح کرده و فرمود: کتابهایش را پس بده و او را آزاد بگذار!
در کمال تعجّب دیدم که اسب سوار همانند برده ای از وی اطاعت کرده و ضمن پس دادن کتابها مرا آزاد گذاشته و خود به سرعت دور شد!(53)

زائر خالص

جناب حجةالاسلام شیخ محمد علی شاه آبادی به نقل از حجةالاسلام نصیری فرمود:
مرحوم آیةاللَّه حاج شیخ مرتضی حائری(ره) سخت در سفر به مشهد اهتمام داشت و به زیارت حضرت رضا(ع) عشق می ورزید.
او از فرصتهای بسیار کوتاه حتی در حدّ دو روز استفاده کرده و با مشقّت و سختی های فراوان خود را به مشهد رسانده و به زیارت حضرت رضا(ع) می شتافت.
گاه برخی از شرکتهای مسافربری که ایشان را نمی شناختند از دادن صندلی به وی خودداری کرده و او به ناچار با آن کهولت سنی بر روی یک پیت حلبی نشسته و تمام مسیر قم تا مشهد را در کمال سختی سیر می کرد و در عین حال نیز کوچکترین اظهار ناراحتی نیز نمی کرد!
سیره رفتاری او در زیارت بر این منوال بود که به محض ورود به مشهد بدون آن که به خانه کسی وارد و یا استراحتی بنماید مستقیما به حرم تشرّف یافته و در همان جا به زیارت می پرداخت و گاه یکی دو روز را بطور مداوم در حرم می ماند آنگاه به سرعت به قم باز می گشت و او این منش زیارتی را تا پایان عمر ادامه داد.
وقتی دل سودایی می رفت به بستانها - بی خویشتنم کردی بوی گل وریحانها(54)
پس از درگذشت وی یکی از موثّقین او را در خواب دیده و می پرسد:
حاج آقا! اثر این زیارتهای شما در آن دنیا چه بود؟
ایشان فرمود: تا کنون به تعداد زیارتهایم از حضرت رضا(ع) ایشان نیز از من بازدید کرده است!
دست از طلب ندارم تا کام من براید - یا جان رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر - کز آتش درونم دود از کفن برآید(55)(56)