مجموعه شمیم عرش زائران

پژوهشکده تزکیه اخلاقی امام علی علیه‏السلام

زائر وظیفه یاب

مرحوم آیة اللَّه حاج شیخ مرتضی حائری(ره) فرمود:
شبهای یکشنبه در قم جلسه ای متشکل از صاحبان حرف و کسب وجود داشت و دارد که هدف اصلی از تشکیل آن امداد مالی نسبت به مستمندان واقعی بود. مسؤول این جلسه سید جلیل القدر حاج آقا محمود طباطبایی نیز بر این کار اهتمام فراوانی داشت.
در یکی از همان ایّام ماه محرم فرا رسید و من بنا بر عادت چند ساله ام دهه اوّل محرم را با تعدادی از همان دوستانم به مشهد رفتم.
چندی نگذشت که رفیقان قصد بازگشت نموده و آماده مراجعت شدند، ولی من همچنان بر ماندن ایّام فوق در مشهد مصر بودم. در آخرین ساعات و پیش از عزیمت آنان من به حرم تشرّف یافتم، ناگهان درد شدیدی در ناحیه قلب خویش احساس کرده، پس به زحمت فراوان از حرم خارج و خود را به مسافرخانه شرق اوسط رسانده و با خوردن قرص آسپرین، بدون آن که به دوستان عازم خویش از بیماری خود سخنی بگویم روی تخت خوابیدم، لحظاتی بعد قدری بهتر شده و دوستانم نیز رفتند.
همان شب وقتی به خواب رفتم، ناگاه صدایی شنیده که می گفت: چرا از اسلام دست برمی داری؟
به التماس گفتم: من کی دست از اسلام برداشتم؟!
گفت: همین پول گرفتن از صاحبان پول و دادن آنها به مردمان محتاج اسلام است!
اینجا بود که فهمیدم نباید از آن نوع جلسات شب یکشنبه ها دست بردارم.
همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن - همه ساله از پی حج سفرحجازکردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن - ز وجود بی نیازش طلب نیازکردن
پی طاعت و زیارت به نجف مقیم گشتن - به مضاجع و مراقد سفر درازکردن
به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن - طلب گشایش کار ز کارساز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه جستن - به مجالس حقیقت گذر از مجازکردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن - گه و گه به آسمانها سر خود درازکردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن - و ملاهی و مناهی همه احترازکردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد - که به روی مستمندی در بسته باز کردن(45)(46)

فصل سوم: ثمره زیارت زائر

زائر مشتاق

مرحوم آیةاللَّه شیخ مرتضی حائری (ره) نقل می فرمود:
پدرم آیةاللَّه مؤسس (ره) علاقه عجیبی به کربلا داشت. او خود بارها و بارها می فرمود: آرزو دارم به کربلا بازگردم. و آنگاه به مزاح و از روی اشتیاق اضافه می فرمود: آرزو که بر جوانان! عیب نیست.
ای یاد تو در عالم آتش زده بر جانها - هر جا ز فراق تو، چاک است گریبانها
ای گلشن دین سیراب با اشک محبانت - از خون تو و شد رنگین هر لاله به بستانها(47)
اگر چه این علاقه تا پایان عمر ادامه داشت و او در زمان حیات خویش دیگر موفق به بازگشت به کربلا نشد ولی به هنگام رحلتشان خوابی دیده شد که نشان از بازگشت روح مطهرش به کربلا بود؛ زیرا که دوست قدیمی مرحوم والد - آیةاللَّه حاج شیخ عبدالکریم حائری(ره) - مرحوم آقای حاج شمس الضحی اراکی که مردی میهمان دوست، سخی الطبع، متهجد و نماز خوانی بود، روزی نقل فرمود:
شب رحلت مرحوم آیةاللَّه مؤسس (ره) من خبر نداشتم که ایشان از دنیا رفته است.
شب هنگام خواب دیدم که مرحوم آیةاللَّه حاج میرزا مهدی بروجردی(ره)(48) به من تلفن کرده و در تلفن می گوید:
آقای حاج شیخ - آیةاللَّه مؤسس حوزه - به اراک آمده و سپس به کربلا عزیمت می نماید! پس از این تلفن در همان رؤیا ناگهان مرحوم حاج شیخ(ره) به همراهی عده ای در روستای کرهرود حاضر یافته که پس از لحظه ای درنگ از کنار دیوار متصل به منزل به آسمان اوج گرفته تا به کربلا برود.(49)