مجموعه شمیم عرش زائران

پژوهشکده تزکیه اخلاقی امام علی علیه‏السلام

زائر خوش نشین

جناب حجةالاسلام والمسلمین حاج سید جواد گلپایگانی به نقل از پدر بزرگوارشان حضرت آیةاللَّه العظمی گلپایگانی فرمود:
در جوانی به حرم حضرت رضا(ع) تشرّف یافتم، شلوغی زوّار مانع از این بود که کنار ضریح حضرت بروم، پس با حال خاصی از آن حضرت تقاضا کردم به من فرصتی دهد تا بتوانم کاملاً قبرشان را زیارت کنم.
در آن ایّام اوایل شب درب حرم حضرت رضا(ع) را باز می کردند، وقتی آن شب هنگام خارج کردن زوار فرا رسید، منتظر بودم که خادمان به من نیز بگویند که حرم را ترک کنم، ولی در کمال تعجّب می دیدم خدمه یک یک زوّار را بیرون می کنند ولی به من کاری ندارند وقتی همه را بیرون کردند باز کسی به من چیزی نگفت، پس درب حرم را بسته و رفتند، و من یکه و تنها در حرم باقی ماندم.
آن شب تا به صبح، مشغول زیارت و عبادت بودم و لذّت غیر قابل توصیفی از آن زیارت می بردم.
نزدیک سحر، وقتی خدامان حضرت(ع)، دربهای حرم را باز کردند و سیّدی وارد قبه مطهّر شد، ناگهان با حیرت متوجه شد که مشغول زیارت هستم.
پرسید: شما چگونه و کی وارد حرم شده اید؟
جریان را به او گفتم او با ناباوری، عاجزانه از من خواست که از درب پشتی قبه بیرون بروم و سپس از درب ورودی حرم وارد شوم، تا کسی او را به خاطر سهل انگاری مؤاخذه نکند!
عجیب بود آن شب نه تنها خواب به چشمانم نیامد بلکه نیازی به تجدید وضو نیز پیدا نکردم در آن شب هر آن چه از حضرت خواستم حضرت به من عنایت فرمود.(43)

زائر حقیقت بین

مرحوم حجةالاسلام و المسلمین حاج شیخ حسن معزی فرمود:
دوستی چندی قبل با تعدادی از رفیقانش با ماشین جیپ عازم مشهد می شود، در میانه راه از شلوغی مسیر و نامناسب بودن وسیله نقلیه اش سخت به هراس و نگرانی می افتد. ناگهان پرده ها و حجابها از برایش کنار رفته او سیدی را کنار جاده در حالی می یابد که دستانش به سوی آسمان بلند و چنین می گوید:
خدایا زائران ما را محافظت فرما و به زمینهایی که آنان از آن گذر می کنند برکت عنایت کن:
فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش - گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربائی همه آن نیست که عاشق بکشند - خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش
آن برادر پس از بازگشت به حالت عادی آرامش عجیبی در خود احساس می کند و به لطف خداوند و توجهات حضرت رضا(ع) نیز با سلامتی به مقصد می رسد.(44)

زائر وظیفه یاب

مرحوم آیة اللَّه حاج شیخ مرتضی حائری(ره) فرمود:
شبهای یکشنبه در قم جلسه ای متشکل از صاحبان حرف و کسب وجود داشت و دارد که هدف اصلی از تشکیل آن امداد مالی نسبت به مستمندان واقعی بود. مسؤول این جلسه سید جلیل القدر حاج آقا محمود طباطبایی نیز بر این کار اهتمام فراوانی داشت.
در یکی از همان ایّام ماه محرم فرا رسید و من بنا بر عادت چند ساله ام دهه اوّل محرم را با تعدادی از همان دوستانم به مشهد رفتم.
چندی نگذشت که رفیقان قصد بازگشت نموده و آماده مراجعت شدند، ولی من همچنان بر ماندن ایّام فوق در مشهد مصر بودم. در آخرین ساعات و پیش از عزیمت آنان من به حرم تشرّف یافتم، ناگهان درد شدیدی در ناحیه قلب خویش احساس کرده، پس به زحمت فراوان از حرم خارج و خود را به مسافرخانه شرق اوسط رسانده و با خوردن قرص آسپرین، بدون آن که به دوستان عازم خویش از بیماری خود سخنی بگویم روی تخت خوابیدم، لحظاتی بعد قدری بهتر شده و دوستانم نیز رفتند.
همان شب وقتی به خواب رفتم، ناگاه صدایی شنیده که می گفت: چرا از اسلام دست برمی داری؟
به التماس گفتم: من کی دست از اسلام برداشتم؟!
گفت: همین پول گرفتن از صاحبان پول و دادن آنها به مردمان محتاج اسلام است!
اینجا بود که فهمیدم نباید از آن نوع جلسات شب یکشنبه ها دست بردارم.
همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن - همه ساله از پی حج سفرحجازکردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن - ز وجود بی نیازش طلب نیازکردن
پی طاعت و زیارت به نجف مقیم گشتن - به مضاجع و مراقد سفر درازکردن
به حضور قلب ذکر خفی و جلی گرفتن - طلب گشایش کار ز کارساز کردن
به مبانی طریقت به خلوص راه جستن - به مجالس حقیقت گذر از مجازکردن
پی طاعت الهی به زمین جبین نهادن - گه و گه به آسمانها سر خود درازکردن
به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن - و ملاهی و مناهی همه احترازکردن
به خدا قسم که کس را ثمر آنقدر نبخشد - که به روی مستمندی در بسته باز کردن(45)(46)