مجموعه شمیم عرش زائران

نویسنده : پژوهشکده تزکیه اخلاقی امام علی علیه السلام

فصل اول: زیارت ناب

زیارت بی پرده

جناب حجةالاسلام حسن فتح اللَّه پور به نقل از عارف وارسته ای فرمود: سالهاپیش روزی با مرحوم حاج ملاآقاجان که خود از مردان نیک روزگار بود - به همراهی مرحوم حاج هادی امیری مسافرتی طولانی به مشهد داشتیم. دو شب و سه روز در راه بودیم، پس از ورود به شهر مقدّس مشهد، ابتدا به مسافرخانه ای در روبروی حرم رفتیم و دوستانم جهت غسل زیارت به حمّامی خارج از مسافرخانه رفتند، ولی من که در بین راه سرما خورده بوده بودم، به دستور حاج آقاجان از رفتن به حمّام منع و او به من تأکید کرد از مسافرخانه خارج نشده و صبر کنم تا او و سایر دوستانمان از حمّام بیایند، آنگاه همگی با هم به حرم تشرّف بیابیم.
آنگاه به حمّام رفتند، انتظار برای من بسیار سخت بود، پس تصمیم گرفته از مسافرخانه خارج و خود به حرم تشرّف یابم.
وقتی بیرون آمدم، مسافتی را پیمودم، ولی بر خلاف انتظار نه تنها به حرم نرسیدم بلکه ناگهان خود را در فلکه آب یافتم. پس به ناچار دوباره به سوی حرم بازگشتم. زمانی گذشت، باز دیدم در پایین خیابان هستم! بلافاصله متوجه شدم که مرحوم حاج ملاآقاجان تصرّفاتی کرده که توان رفتن تنهایی به حرم از من سلب شده است. خسته شده به مسافرخانه بازگشتم، دیدم آنان نیز از حمّام آمده و به انتظار نشسته تا چشمان مرحوم حاج ملاآقاجان به من افتاد، با لبخند فرمود: دیدی نگذاشتم تنهایی به حرم بروی!
باری! پس از قدری شوخی و مزاح با یکدیگر به حرم تشرّف یافتیم. به هنگام بیرون آمدن از حرم مطهّر، حاج ملاآقاجان رو به من کرد و فرمود: در حرم قدری مات و مبهوت به اطراف نگاه می کردی، چرا؟
ابتدا با پاسخهای زیرکانه سعی داشتم از پاسخ واقعی طفره روم، ولی او بی امان از من سؤال خویش را می پرسید، پس گفتم: پردها کنار رفته بود مردمان را به اشکال حقیقی خویش می یافتم!؟
او بلافاصله پرسید مرا چگونه یافتی؟ حیوان بودم نیمچه آدم و یا آدم کامل؟ گفتم: ترا آدم کاملی یافتم.
پرسید: چگونه این حالت از برایت پدید آمد؟
گفتم: وقتی به زیارت حضرت رضا(ع) تشرّف یافتم با خود اعتراض کنان گفتم درست است که در و دیوار حرم به برکت وجود حضرت رضا(ع) مبارک و مقدّس است و وظیفه ام احترام به آنهاست، ولی من به زیارت حضرت رضا(ع) آمدم و نه به زیارت درب، دیوار و ضریح آهنی! ناگهان اوضاع حرم عوض شد، مردم را به گونه ای دیگر یافتم. در همان هنگام نیز چشمانم به جمال مبارک حضرت رضا(ع) افتاد و آن حضرت را زیارت کردم.
حاج ملاآقاجان فوراً پرسید: آیا حضرت رضا(ع) شبیه همین عکسی است که روی پوست آهو از ایشان کشیده شده که اینک پس از صدها سال باقی است؟
گفتم: تقریباً همان است ولی تفاوت میان آن تصویر با خود حضرت رضا(ع) مثل تفاوت میان عکس با چهره حقیقی افراد در خارج است.(1)

زیارت حق نما

مرحوم آیةاللَّه شیخ مرتضی حائری (ره)(2) به نقل از مرحوم والدشان فرمود: در ایّامی که در شهر سامراء مشغول تحصیل بودم بیماری واگیردار و کشنده ای در شهر شایع شد بسیاری به بیماری فوق از دنیا رفتند. روزی برای مباحثه خصوصی با مرحوم میرزا علی آقا - فزرند صالح میراز محمد حسن شیرازی بزرگ رحمةاللَّه(3) - به حجره اش در بالاخانه ای رفته بودم، در همان هنگام میرزای شیرازی دوم رحمةاللَّه - میرزا محمد تقی شیرازی رحمةاللَّه - نیز در بالاخانه حضور داشت و مرحوم آیه اللَّه سید محمد فشارکی رحمةاللَّه وقتی صدای میرزای دوم رحمةاللَّه را از بالاخانه شنید، به احترام دوست و هم مباحثه ای پراستعداد، عالم و متقی اش به طبقه بالا آمد. دقایقی چند میان آن دو نگذشته بود، که ناگهان مرحوم سید محمد فشارکی رحمةاللَّه رو به میرزای شیرازی دوم رحمةاللَّه کرده و چنین فرمود: آقای میرزا! مرا مجتهد می دانی؟
میرزا محمد تقی رحمةاللَّه فرمود: آری! شما را مجتهد می دانم.
سید فشارکی رحمةاللَّه مجدداً پرسید: مرا عادل می دانی؟
میرزا رحمةاللَّه فرمود: بلی شما را عادل می دانم.
سید رحمةاللَّه مجدداً پرسید: حکم مجتهد عادل را نافذ می دانی؟
میرزا رحمةاللَّه فرمود: اطلاق آن محل منع است!؟
مرحوم سید رحمةاللَّه فرمود: من بر تمام مردان و زنان شیعه سامرایی حکم می کنم که زیارت عاشورا را خوانده و ثواب آن را به روح جناب نرجس خاتون - مادر حضرت بقیةاللَّه امام عصر عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف - هدیه نموده تا آن بانوی بزرگ با شفاعت آنان را در نزد حضرت ولی عصر و آن امام همام نیز نیز شفاعت آنان را نزد خداوند نماید.(4) من ضامن می شوم که هر کس این عمل را انجام دهد، مبتلا به بیماری وبا نگردد!
این حکم مرحوم سید فشارکی رحمةاللَّه به سرعت میان شیعیان و حتی سنّیان متعصب شهر سامراء پخش شد، پس همه شیعیان به حکم وظیفه دینی خویش به انجام آن زیارت عمل کردند.
عمل شیعیان به حکم مرحوم سید فشارکی رحمةاللَّه سبب شد که هیچیک از شیعیان به مرض وبا مبتلا نشده و هیچ کس نیز در آن ایّام بجز پیرمردی پاره دوز - که معلوم نشد که آیا زیارت را خوانده یا نه و آیا از مرض وبا مرده یا نه؟ - از دنیا نرفت!
این تأثیر معنوی جسمانی زیارت عاشورا به قدری شایع شد که سنیّان متعصب سامراء از خجالت، مردگان خویش را شبانه دفن کرده، آنگاه به حرم مطهّر امام هادی و عسکری علیهاالسلام آمده و چنین سلام می گفتند: انّا نسلّم علیک مثل ما یسلم علیک الشیعه!(5)