الحیاة جلد 5

نویسنده : محمد رضا حکیمی، محمد حکیمی، علی حکیمی مترجم : احمد آرام‏

فصل چهل یکم دارایی، دو چارچوب و دو مرز

در تعالیم اسلامی، در ستایش ثروت و پسندیدگی آن و انگیزش به کسب آن، سخنانی آمده و رفاه مالی از نعمتها محسوب شده است، چنانکه در دعاهای مأثور نیز جمله هایی می بینیم که حاکی از طلب وسعت در زندگی و توان مالی است. در عین حال آیاتی در قرآن کریم، در نکوهش ثروتمندان و شادخواران (اغنیا و توانگران) و مالهای فراوان و زر و سیم هنگفت و انباشته وجود دارد، و احادیث بسیاری در مذمت قاطع ثروتمندی و ثروتمندان و تحقیر آنان، و یادآوری صفات ناپسند ایشان رسیده است، احادیثی که اجتماع را از آنان و تمایلات تجاوزگرانه ایشان و نزدیک شده دیگران به آنان بر حذر می دارد، بلکه مردمان را به طرد متکاثران و مبارزه با ایشان فرامی خواند؛ که برخی از آن احادیث در فصلهای گذشته گذشت؛ و دیدیم که آن تعالیم، مردمان را از فراوانداری و فریفتگی به آن پرهیز می داد.
اکنون پرسشی که با آن روبه رو هستیم این است که چگونه میان این دو دسته از احادیث و تعالیم بظاهر متضاد توافق بر قرار کنیم؟ در این باره می گوییم خود آن تعالیم ما را به این توافق هدایت کرده است، زیرا که نشانه های حق آشکار است، و تعالیم دین حنیف واضح و مبین. و بر ماست که به چپ و راست تمایل پیدا نکنیم و از متن روشن راه منحرف نشویم و از جانبداری بی دلیل پرهیز کنیم و دانش را از سرچشمه های آن بجوییم و در دین تفقه کنیم یعنی دین را به شکلی واقعگرایانه و مرتبط با هم بفهمیم چه دین در حالت پیوستگی هر بخش از احکام آن به بخشی دیگر (با رد نظر گرفتن محور و ارتباط در احکام) (1)، انسان را راهنمایی می کند و رد گرفتاریهای زندگی دست او را می گیرد و جامعه اسلامی را می سازد و آن را به اوج فضیلت و حق و بزرگی و عدل و قسط و آرمانی بودن می رساند. از اینرو می نگریم که پیامبر بزرگوار (ص) هنگامی که صحابی معروف، معاذ بن جبل را برای ساختن یک جامعه اسلامی - که اسلام و قرآن بر آن حکومت داشته باشد - به یمن فرستاد به او سفارش کرد که به همه احکام اسلام، از کوچک و بزرگ توجه کند (2) و همه را مطرح سازد و همین چگونگی یعنی تأکید بر عملی کردن تمامی احکام اسلام - از کوچک و بزرگ و فقهی و اخلاقی (3) - خود ملاک ساختن جامعه ای اسلامی و پایه گذاری حکومتی قرآنی است؛ پس لازم است سفارش پیامبر خدا باری ما بهترین سر مشق باشد.
و اما توانگری و دارایی بر حسب آنچه از مجموع تعالیم قرآنی و حدیثی و جمع آنها با یکدیگر دستگیر ما می شود، از لحاظ کمی بر دو قسم و از لحاظ کیفی بر دو نوع است، دو قسم کمی یعنی:
1 - دارایی معتدل،
2 - دارایی مفرط
و دو نوع کیفی یعنی:
1 - دارایی متعهدانه،
2 - دارایی نامتعهدانه.
دو تای ردیف اول از این چهار تا (یعنی: دارایی معتدل و باتعهد) پسندیده است و - اغلب - حسب واقع و مصداق یکی است و دو تای ردیف دوم (یعنی: دارایی مفرط و بی تعهد) مردود است و این دو نیز اغلب - بر حسب واقع و مصداق یکی است.
پس هر دارایی و ثروتی که از لحاظ کمیت و تملک مطابق با موازین اعتدال باشد، و از لحاظ کیفیت و مصرف، به خیر و فضیلت و عدل و احسان و حق باز گردد، ستوده و مطلوب است؛ و آنچه از نظر کمیت و تملک از این میزانها تجاوز کند و از نظر کیفیت و مصرف، به اسراف و اتراف(4) و فخرفروشی و تعدی و تکاثر(5) و غضب حقوق دیگران و بهره کشی از مردم باز گردد، نکوهیده و مردود است.
بنابراین دارایی و ثروت دارای دو چارچوب کیفی و دو حد کمی است و چه بسا آیات و احادیث مذکور در فصلهای گذشته برای ترسیم این دو چارچوب و نشان دادن این دو حد بسنده باشد؛ و این واقعیت را برای خواننده مجسم سازد که به صورت، گاه همچون وسیله نظر می شود و حد در آن رعایت می گردد، و این آن گونه مطلوب است؛ و گاه در زندگی به شکل هدف در می آید، و این آن گونه مذموم است، و بازگشت آن به پرستش دینار و درهم و بت قراردادن مال است. اکنون - افزون بر آنچه در فصلهای پیشین گذشته است - در این فصل، بخش دیگری از تعالیم اسلامی را در این باره به خوانندگان تقدیم می کنیم:

أ - دارایی معتدل و متعهدانه (دارایی وسیله)

قرآن
1 و ما أموالکم و لا أولادکم بالتی تقربکم عندنا زلفی الا من امن و عمل صالحاً فأولئک لهم جزاء الضعف بما عملوا وهم فی الغرفات آمنون (6)
مالها و فرزندان شما سبب تقرب شما در نزد ما نمی شود، مگر (برای) کسی که ایمان آورد و عمل صالح داشته باشد که اینگونه کسان پاداشی مضاعف خواهند داشت، و در غرفه های بهشت آسوده (و جاودان) خواهند زیست
2 تؤمنون بالله و رسوله و تجاهدون فی سبیل الله بأموالکم و أنفسکم ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون (7)
(داد و ستدی که شما را از عذابی دردناک رهایی بخشد این است که) به خداوند و پیامبر او ایمان آورید و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنید؛ این است آنکه برای شما بهتر است،اگر چنان باشید که بدانید.
3 انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا بأموالکم و أنفسکم فی سبیل الله ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون (8)
سبکبار و سنگین بار بسیج شوید و با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنید، این است آنکه برای شما خیز است، اگر چنان باشید که بدانید
حدیث
1 النبی (ص): طوبی لمن اکتسب من المؤمنین مالاً من غیر معصیة و أنفقه فی غیر معصیة...(9)
پیامبر (ص): خوشا به حال آن کس از مؤمنان که بدون معصیت مالی کسب کند و آن را در غیر معصیت به مصرف به مصرف برساند...
2 الامام علی (ع) - دخل علی العلاء بن زیاد الحارثی، و هو من أصحابه یعوده، فلما رأی سعة داره قال: ما کنت تصنع بسعة هذه الدار فی الدنیا و أنت الیها فی الاخرة کنت أحوج؟ و بلی ان شئت بلغت بها لالخزة تقریفیها الضیف و تصل فیها الرحم و تطلع منها الحقوق مطالعها، فاذاً انت قد بلغت بها لاخرة.(10)
امام علی (ع) - به خانه علاء بن زیاد حارثی، که از اصحاب امام بود برای عیادت وارد شد، و چون وسعت خانه او را دید فرمود: با خانه ای به این وسعت در این دنیا چه می کنی، در صورتی که تو در آخرت به آن بیشتر نیازمندی؟ آری، اگر بخواهی می توانی آن را وسیله دستیابی به آخرت سازی یعنی: از مهمانان در آن پذیرایی کنی، به صله رحم در آن بپردازی، و حقوقی را که بر گردن داری به مستحقان برسانی؛ در این صورت از طریق آن به آخرت نیز خواهی رسید.
3 الامام علی (ع):... ان من النعم سعة المال. (11)
امام علی (ع):... یکی از نعمتها (ی خداوند) فراوانی مال است.
4 الامام علی (ع): .... أمسک المال بقدر ضرورتک، و قدم الفضل لیوم حاجتک. (12)
امام علی (ع):.... مال را به اندازه لازم نگاه دار، و زیادی آن را پیشاپیش برای روز نیازمندیت بفرست.
5 الاما الباقر (ع): وجدنا فی کتاب علی بن الحسین (ع): ألا! ان أولیا الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ اذا ادوا فرائض الله، و أخذوا بسنن رسول الله و تورعوا عن محارم اله و زهدوا فی عاجل زهرة الدنیا، و رغبوا فیا عندالله و اکتسیوا الطیب من رزق الله - لا یریدون التفاخر و التکاثر - ثم أنفقوا فیما یلزمهم من حقوق واجبة؛ فأولئک الذین بارک الله لهم فیما اکتسبوا و یثابون علی ما قدمدغا لاخرتهم(13)
امام باقر (ع): در کتاب علی بن الحسین (ع) چنین دیدیم: آگاه باشید! اولیای خدا نه بیمی دارند و نه اندوهگین خواهند شد، در صورتی که واجبات خدا را انجام دهند به سنتهای رسول خدا عمل کنند، از حرامهای الاهی دامن فرو چینند، از چیدن گل دنیا دل بکنند به آنچه در نزد خدا است دل ببندند، در پی روزی حلال بروند، در اندیشه فخر فروشی و فزونخواهی نیفتند، و حقوق واجبی که بر گردن دارند بپردازند؛ پس اینانند که خدا به آنچه کسب کرده اند برکت می دهد و به پادش آنچه برای آخرت داده اند خواهند رسید.
6 الامام الصادق (ع): غنی یحجزک عن الظلم، خیر من فقر یحملک علی الاثم. (14)
امام صادق (ع): غنایی که تو را از ستم کردن باز دارد، بهتر از فقری است که به گناهت بکشاند.
7 الامام الصادق (ع) - ذکر رجل عند ابی عبد الله (ع) الأغنیاء و وقع فیهم، فقال ابو عبد الله: اسکت! فان الغنی اذا کان وصولاً لرحمه، باراً باخوانه، أضعف الله له الاجر ضعفین، لان الله یقول: و ما أموالکم و لا أولادکم بالتی تقربکم عندنا زلفی الامن آمن و عمل صالحاً، فأولئک لهم جزاء الضعیف بما عملوا و هم فی الغرفات آمنون (15)
امام صادق (ع) - مردی در نزد آن حضرت، از ثروتمندان بدگویی کرد؛ امام به او فرمود: خاموش! زیرا که ثروتمندان چون به خویشاوندان خود برسد، و به برادران دینی خویش نیکی کند، خدا پاداش او را دو چندان خواهد داد، چونکه خداوند فرموده است: مالها و فرزندان شما سبب تقرب شما در نزد ما نمی شود، مگر (برای) کسی که ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد، که اینگونه کسان پاداشی مضاعف خواهند داشت، و در غرفه های بهشت آسوده خواهند بود.
8 الامام الکاظم (ع): ای هشام! من أکرمه الله بثلاث فقد لطف له: عقل یکفیه مؤونة هواه و علم یکفیه مؤونة جهله و غنی یکفیه مخافة الفقر.(16)
امام کاظم (ع): ای هشام! هر کس خدا سه چیز به او عنایت کند او را مورد لطف خویش قرارداده است عقلی که فشار هوای نفس را از او بازج دارد، و علمی که او را از نادانی برهاند و ثروتی که ترس فقر را از جان او دور سازد .
مقتضادی جمع میان این احادیث این است: ثروتی پسندیده است که معتدل باشد، و در حد قوامی مال (17) قرار گیرد، و فقر را از آدمی دور کند، و او را از بار دوش دیگران بودن برهاند؛ و با انفاق و دستگیری از خویشاوندان، و بخشنده دستی نسبت به برادران دینی، و پرداخت دیگر حقوق ظاهری (رسمی) و باطنی (غیر رسمی) همراه باشد.
9 الامام الرضا (ع): ان الذی یطلب من فضل، یکف به عیاله أعظم أجراً من المجاهد فی سبیل الله. (18)
امام رضا (ع): آن کس که در پی به دست آوردن مالی بیش است تا با آن کفاف زندگی خانواده خود را فراهم آورد، اجر او از کسی که در راه خدا جهاد می کند بالاتر است
امام (ع) در سخن خویش چنین قید می کند که بیش طلبی برای کفاف زندگی خانواده باشد و این مقدار همان غنای معتدل و قوامی و متعهدانه است.

ب - دارایی غیر معتدل و نامتعهدانه (دارایی هدف)

قرآن
1 ألهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر (19)
فزونخواهی شمایان را غافل کرد تا به دیدار گورستان رفتید
2 کلا ان الانسان لیطغی أن راه استغنی (20)
خیر! آدمی طغیان می کند چون خویشتن را توانگر بیند
3 و اعملوا انما أموالکم و أودکم فتنة....(21)
بدانید که اموال شما و فرزندان شما وسیله آزمایشند...
حدیث
1 الامام علی (ع): المال مادة الشهوات. (22)
امام علی (ع): مال ماده شهوات است (و مایه زنده شدن خواسته های نفسانی در انسان)
2 الامام علی (ع):... اعلموا ان کثرة المال مفسدة للدین مقساة للقواب.(23)
امام علی (ع):... بدانید که بسیاری مال، مایه تباهی دین و قساوت قلب است.
3 الامام علی (ع):.... فلا تعتبروا الرضاو السخط بالمال و الولد، جهلاً بمواقع الفتنة و الاختبار، فی مواضع الغنی والقتار...(24)
امام علی (ع):... (فراوانی یا کمی) مال و فرزند را مقیاس خشنودی یا خشم خداوند نشمارید، که (این پندار) دلیل نشناختن موارد فریفته شدن و آموزن (انسان) است در حال توانگری و تنگدستی...
4 الامام الصادق (ع): فیما ناجی الله عز وجل به موسی: یا موسی! لا ترکن الی الدنیا رکون الظالمین و رکون من اتخذها أباً و أماً...و اعلم ان کل فتنة بدؤها حب الدنیا. و لا تغبط أحداً بکثرة المال فان مع کثرة المال کثرة الذنوب لواجب الحقوق. (25)
امام صادق (ع): از سخنان خداوند به حضرت موسی در مناجات: ای موسی! به دنیا چنان تکیه مکن که ستمکاران تکیه می کنند و کسانی که آن را پدر و مادر (و همه چیز) خود می پندارند... و بدانکه آغاز هر فتنه و بلا دوستی دنیاست و هرگز به کسی به دلیل مال بسیار حسرت مخور، زیرا که مال بسیار گناهان بسیار به همراه دارد، برای حقوق واجبی که در مال بسیار هست (و چنانکه باید پرداخت نمی شود و به دست مستحقان نمی رسد).
5 الامام الصادق (ع) - شعیب العقر قو فی قال: قلت لابی عبدالله (ع): شی ء یروی عن أبی ذر - رحمة الله علیه - انه کان یقول: ثلاثة یبغضها الناس و أنا أحبها أحب الموت و أحب الفقر و أحب البلاء؟ فقال: ان هذالیس علی ما ترون (26) انما عنی: الموت فی طاعة الله أحب الی من الحیاة فی معصیة الله،و الفقر فی طاعة الله أحب الی من معصیة الله و لابلاء فی طاعة الله أحب الی من الصحة فی معصیة الله. (27)
امام صادق (ع) - شعیب عقرقوفی می گوید: به امام صادق (ع) گفتم: از ابوذر - رحمة الله علیه - روایت کرده اند که می گفته است: سه چیز است که مردمان از آنها بیزارند و من آنها را دوست می دارم، مرگ را دوست می دارم فقر را دوست می دارم، و بلا را دوست می دارم؟ امام (ع) فرمود: چنان نیست که شما تصور می کنید بلکه مقصود ابوذر چنین بوده است: مرگ در طاعت خدا را (و مردن را در حالی که اهل طاعت باشم) بیشتر دوست دارم از زندگی در معصیت خدا،فقر در طاعت خدا را بیشتر دوست دارم از غنای در معصیت خدا، و بیماری در طاعت خدا را بیشتر دوست دارم از سلامتی در معصیت خدا.