امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از دیدگاه شخصیت های برجسته

نویسنده : سید حجت موسوی خوئی

سنگینی ایمان علی (علیه السلام)

عمربن خطاب: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود:
اگر هفت آسمان و هفت زمین در یک کفه ترازو گذاشته شود و ایمان علی (علیه السلام) در کفه دیگر، ایمان علی (علیه السلام) فزونی خواهد داشت.(258)
خلیفه ثانی هنگامی مرگش در مورد امیر مومنان علی (علیه السلام) گفت:
قد کنت اجمعت بعد مقالتی لکم ان اولی امرکم رجلا هو احراکم ان یحملکم علی الحق و اشار بیده الی علی علیه السلام...(259)
من می خواستم بعد از سخنانم برای شما، آزاد مردی را برایتان خلیفه نمایم که جوانمردترین شماست، او با رهبری خود جامعه مسلمین را به سوی حق می کشاند، و آن گاه با دستش به طرف علی (علیه السلام) اشاره کرد...
و در جای دیگر از او آمده است: اگر علی را خلیفه کنند، او مردم را به راه راست هدایت می کند(260) و بالاخره در فراز دیگری از سخنانش آمده است:
اجرؤهم و الله ان ولیها ان یحملهم علی کتاب الله و سنه نبیهم لصاحبک، اما ان ولی امرهم حملهم علی المحجه البیضاء و الصراط المستقیم:(261)
ای ابن عباس! با جرئت ترین این افراد (اهل شورا) که بتواند مردم را مطابق کتاب خدا و سنت پیامبر رهبری کند، صاحب تو علی (علیه السلام) است، چنانچه او متصدی امور مردم بوده و به خلافت برسد، جامعه را به راه صحیح و مستقیم وادار می سازد (262)

عجز مادر گیتی از آوردن فرزندی چون علی (علیه السلام)

عمربن خطاب:
عجزت النساء ان تلدن مثل علی بن ابی طالب و لولا علی لهلک عمر؛
زنان روزگار عاجزند همانند علی بن ابی طالب را بیاورند، اگر او نبود، عمر هلاک می گشت(263)

اعترافات عمر

ما در این بخش از بحث خود، به چند نمونه دیگر از اعترافات خلیفه ثانی اشاره می کنیم:
عمر می گوید: لو لا علی لهلک عمر. لا بقیت لمعضله لیس لها ابوالحسن (علیه السلام). لا یفتین احد فی المسجد و علی حاضر. اقضاکم علی. لا ابقانی الله بارض لست فیها یا ابا الحسن!. لا ابقانی الله بعدک یا علی. اللهم لاتنزل بی شدیده الا و ابوالحسن الی جنبی
اگر علی نبود عمر هلاک می گردید
- من در هیچ مشکلی نباشم، مگر این که علی حضور داشته باشد.
- هیچ کس حق ندارد با حضور علی در مسجد فتوا بدهد.
- در علوم قضا نیز علی از همه داناتر است.
- یا علی! خدا مرا بعد از تو نگه ندارد.
- خداوند! برای من مشکلی نرسان، مگر این که علی در کنارم باشد.
اینها نمونه بسیار معدودی از اعترافات عمر است در ارزش علمی و فضایل آن حضرت، که به طور صریح، برتری آن بزرگوار را به دیگران نشان می دهد(264).
و گفتند: ای امیرالمؤمنین (عمر) آیا می شود که وصیت کنی، گفت: پس از آن سخنان که با شما گفتم مصمم شدم که بنگرم و کارتان را به مردی سپارم که بهتر از همه، شما را به راه حق می برد و به علی (علیه السلام) اشاره کرد(265).