امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از دیدگاه شخصیت های برجسته

نویسنده : سید حجت موسوی خوئی

علی (علیه السلام) زاهدترین

زاهدتر از علی در جهان نیامده است(230)
علی پیشینیان را فراموشاند و بعدی ها را در زحمت انداخت.
مردم سیره و روش او را وسیله ملامت و سرکوب خلفا، قرار می دادند(231)
عمر بن عبدالعزیز خلیفه اموی

کیمیای خاک پای علی (علیه السلام)

پیامبر فرمود: سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، اگر گروهی چند از امت من درباره تو نمی گفتند آنچه را که ترسایان درباره فرزند مریم گفتند، امروز در فضل تو سخنی می گفتم که به هیچ گروهی از مسلمانان گذر نکنی مگر آن که خاک پایت را برای تبرک برگیرند(232).
فضائلی که درباه علی بن ابی طالب (علیه السلام) رسیده، درباره هیچ یک از یاران رسول خدا صلی الله علیه و آله نرسیده است(233).
احمد بن حنبل
اگر مرتضی علی (علیه السلام) حقیقت حال و باطن امر خویش را ظاهر می ساخت مردم کافر می شدند، و همه به شبه خدایی نزد او به سجده می افتادند، از فضل و منقبت وی همین بس که درباره او بعضی شک نموده اند که آیا از خداست یا از خلق(234)
علی حبه جنه - امام الناس و الجنه
وصی المصطفی حقا - قسیم النار و الجنه
اذا فی مجلس ذکروا علیا - و سبطیه و فاطمه الزکیه
فاجری بعضهم ذکری سواه - فایقن انه سلقلقیه
اذا ذکروا علیا او بنیه - تشاغل بالروایات العلیه
یقال تجاوزا یا قوم هذا - فهذا من حدیث الرافضیه
برئت الی المهیمن من اناس - یرون الرفض حب الفاطمیه
علی آل الرسول صلوه ربی - و لعنته لتلک الجاهلیه
دوستی علی سپر آتش دوزخ است. او امام انسان ها و جنیان است.
او در حقیقت وصی مصطفی و تقسیم کننده بهشت و دوزخ است(235).
زمانی که در مجلسی یاد علی و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) می شود بعضی از دشمنان به خاطر آن که مردم را از ذکر و یاد آل محمد صلی الله علیه و آله منصرف کنند ذکر دیگری به میان می آورند. پس یقین کنید آن کس که مانع ذکر این خانواده می شود زاده زن بدکار است، آن ها روایات بلند و طولانی نقل می کنند تا ذکر علی و فرزندان او در میان نیاید و گفته می شود: ای قوم! از این سخنان بگذرید، زیرا این سخن رافضی هاست. (من که امام شافعیه هستم) بیزاری می جویم به سوی خدا از مردمی که رافضی بودن (و دوری از حق) را در دوستی فاطمه (علیه السلام) می بینند، صلوات پروردگارم بر آل رسول باد، و لعنت خداوند بر این نوع جاهلیت. (لعنت بر کسانی که دوستان آل محمد صلی الله علیه و آله را رو گردان از حق می خوانند(236))
قالوا ترفضت قلت کلا - ما الرفض دینی و لا اعتقادی
لکن تولیت غیرشک - خیر امام و خیر هاد
ان کان حب الوصی رفضا - فاننی ارفض العباد(237)
به من گفتند رافضی شدی (از حق رو گرداندی) گفتم: هرگز دین و اعتقاد من رفض نیست.
لیکن دوست می دارم بدون شک بهترین امام و بهترین هادی را.
اگر معنای رفض، دوستی وصی پیامبر (علی بن ابی طالب (علیه السلام)) است پس به درستی که من رافضی تر از همه مردم هستم.
محمد بن ادریس شافعی (پیشوای مذهب شافعی)
درباره هیچ یک از صحابه، روایاتی با اسناد صحیح مانند علی (علیه السلام) وارد نشده است(238)
قاضی اسماعیل و نسائی و نیشابوری

زینت خلافت

آن حضرت به خلافت زینت داد، نه آن که خلافت سبب زینت وی شده باشد(239)
احمد بن حنبل