امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از دیدگاه شخصیت های برجسته

نویسنده : سید حجت موسوی خوئی

علت گریز یاران

یاران علی (علیه السلام) به دو جهت او را ترک کردند: ترس از حساب یا نومیدی از عطا و همان وقت به معاویه پیوستند که نه از حسابش بیم داشتند و نه از عطایش نومید بودند: زیرا بیت المال مسلیمن در واقع بیت المال معاویه بود(195).
عبدالکریم خطیب

علی (علیه السلام) و سران جنگ جمل

امام (علیه السلام) فرمود: من در جنگ جمل گرفتار چند شخصیت بودم: دلیرترین مردم، توانگرترین و بخشنده ترین مردم، فرمانبردارترین مردم، مکارترین و زیاده طلب ترین مردم(196). من گرفتار زبیر شدم که هیچ گاه از حریف روی برنتابید. و گرفتار یعلی بن منیه که مال را بر شتران بسیاری بار می کرد و به هر مردی سی دینار و یک اسب می داد تا با من بجنگد. و گرفتار عایشه که هر اشاره ای با دست می کرد مردم بدان سو می رفتند و از او پیروی می کردند. و گرفتار طلحه که به عمق او در زیاده طلبی (یا نخوت و تکبر) نمی توان رسید و به مکرش دست نتوان یافت(197).

فضایل بی شمار

به من می گویند درباره علی (علیه السلام) مدایحی بگو.
اگر من آن حضرت را مدح نکنم، می ترسم بگویند دشمن او هستم.
اگر گاهی شعری درباه او نگویم، از ضعف نفس نیست.
و من کسی نیستم که از مذهب حق بازگشت کنم.
اگر آب هفت دریایی که آفریده شده است،
مرکب شوند، و آسمان ها نیز کاغذ گردند،
و درختانی که خدا آفریده، قلم های نویسندگان شوند،
و مردم آنها را از بین برده و دوباره به صورت نخست در آیند،
و تمام جن و انس نویسنده گردند،
و آنها نیز یکی پس از دیگری از نوشتن خسته شوند،
آن گاه یکایک مناقب آن حضرت را بنگارند.
حتی یک فضیلت از فضایل و مناقب آن حضرت نوشته نشده است(198)(199)
فضائل علی (علیه السلام) از لحاظ عظمت و جلالت و انتشار و شهرت به آن جا رسید که ذکر آنها انسان را دچار اشکال و دشواری می سازد و از شرح و تفضیل آن بی نیاز می کند.
فضائل و مناقب عالیه آن حضرت چنان است که ابوالعینا شاعر معروف به عبیدالله پسر یحیی بن خاقان وزیر متوکل و معتمد عباسی گفت: اگر من بخواهم فضایل تو را وصف کنم، مثل این است که از روشنی روز روشن خبر دهم که بر هیچ کس پوشیده نیست!
من به یقین می دانم که اگر سخن گفتن در وصف تو به من محول گردد، به عجز و ناتوانی خود اعتراف می کنم، و از نیل به مقصود باز می مانم، به همین جهت نیز از ستایش تو منصرف می شوم و بر تو درود می فرستم، و خبردادن از شخصیت تو را به آن چه مردم اطلاع دارند موکول می نمایم(200).