امیرمؤمنان علی (علیه السلام) از دیدگاه شخصیت های برجسته

نویسنده : سید حجت موسوی خوئی

علی (علیه السلام) از منظر مختلف

شخصیت هایی که برای شناخت و معرفی علی بن ابی طالب (علیه السلام) به تکاپو افتاده اند، هر یک از آنان، با نظر به اطلاعات و آرمان ها و موقعیتی که در زندگی داشته اند، فعالیت کرده اند.
فلاسفه، حکما، دانشمندان و عرفا، از دیدگاه فلسفه، حکمت، دانش و عرفان.
عدالت خواهان دنیا مانند شبلی شمیل، در قرن ما، از دیدگاه عدالت.
دلاوران و سلحشوارن و یا متفکران که در طرز تفکر خود، اهمیت نهایی را به این گروه از مردم داده اند، از دیدگاه دلاوری و سلحشوری.
سیاست شناسان سیاست های واقعی بشر، از دیدگاه سیاسی، که در فرمان مالک اشتر و دیگر دستورات علی (علیه السلام) آمده است.
فقها و حقوقدانان و قضات از دیدگاه فقه و حقوق و علوم قضایی.
اخلاقیون از دیدگاه اخلاق و فصحا و بلغای تاریخ از دیدگاه فصاحت و بلاغت و(73)...

ضرورت بازشناسی علی (علیه السلام) در هر زمان

به نظر می رسد که تحقیق و بررسی مجدد و مشروح درباره علی (علیه السلام)، در هر دوره ای، یک امر ضروری و لازم است. ضرورت و لزوم این امر مستند به چند دلیل است.
دلیل یکم؛ شناخته شدن مقام والای انسانی، تا روشن شود که انسان می تواند در نتیجه معرفت و تکاپو، در مسیر گردیدن تکاملی، به درجه ای از عظمت برسد که از مالکیت به خویشتن شروع شود و در جذبه کمال الهی، به حریت نهایی خود برسد.
دلیل دوم؛اثبات این که یکی از عنایات خداوندی بر بندگانش همین است که در هر دوره و جامعه ای، بیدارانی در میان به خواب رفتگان، و هشیارانی در میان مستان، و پاکانی در جمع آلودگان وجود دارند که با احساس نوعی رسالت انسانی، خود را وادار به تفکیک سنگریزه از گوهر و ظلمت از نور می دانند، و این ناشی از حکمت اعلای خداوندی، از انی جاعل فی الارض خلیفه است.
دلیل سوم؛ به وجود آوردن آرامش و امید برای انسان هایی که از انبوه دیو و دد ملول شده و چراغ به دست، دور شهرها را گشته و انسان را جست و جو می کنند و بالاخره افسانه می گویند و افسانه می شنوند و در خواب فرو می روند.
این تلاشگران، از امثال عالم بزرگ الهی، محمد عبده گرفته تا امثال شبلی شمیل ماتریالیست، فریاد می زنند که ای چراغ به دست ها بیایید، آن گمشده را که می جویید ما پیدا کرده ایم. این گمشده، فرزند نازنین ابی طالب است که از مالکیت به خویشتن، اشراف بر هستی و تسخیر قلوب همه پاکان اولاد آدم (علیه السلام) را نتیجه گرفته است.
دلیل چهارم؛ که شاید از یک جهت با اهمیت ترین دلایل ضرورت بررسی مجدد و شرح درباره امیرالمؤمنین (علیه السلام) در هر دوره ای است، اثبات معنادار بودن جهان هستی و آهنگی عظیم است که در این عالم نواخته می شود و می گوید:
ای انسان! همان گونه که نمی توانی بگویی: من نیستم، نمی توانی بگویی، من بیهوده هستم(74).

نمونه انسان کامل

این پیشوای پرهیزگاران به دلایل زیر در ردیف اول پیشتازان تکامل یافته کاروان بشری است:
1. حقیقتی که سراسر زندگی آن امام را چه در قلمرو اندیشه و چه در عرصه عمل فرا گرفته صدق و راستگویی است.
2. نظری به تربیت شدگان علی (علیه السلام) که گروهی از پاک ترین مردم صدر اول اسلامند و در حوزه جاذبیت این شخصیت قرار گرفته و با گفتار و کردارش به درجات عالی رشد و کمال رسیده اند.
3. هر محقق و اندیشمندی که با تتبع و تحقیق لازم و کافی اعم از مسلمان و غیر مسلمان درباره علی (علیه السلام) به بررسی پرداخته راستی و درستی و پرهیزگاری آن وجود مبارک را پذیرفته است.
4. علی (علیه السلام) در میان دشمنان گوناگون و مردم نادان زندگی می کرد، افرادی که شایستگی زیستن با این انسان کامل را نداشتند اما آن حضرت بر خلاف زمامداران دیگر هرگز با آن دشمنان از در حیله گری و ظاهر سازی وارد نشد و سخت گیری او در اجرای اصول عدالت برای مخالفان راهی جز صف آرایی ظاهری یا باطنی در برابرش نمی گذاشت، در چنین وضعی برای خودکامه های تبه کار و معاندان، دستاویزی بهتر از یافتن نکته ضعفی وجود نداشت و همه می دانیم که هیچ فردی نتوانست کوچک ترین اتهامی را به فرزند ابی طالب (علیه السلام) وارد، آورد.
5. او حقیقت را دریافته، فروغ تابناک مطلق عالم هستی دلش را روشن کرده و خدا را دریافته بود و پروردگارش را در همه لحظات زندگی اش می دید و امکان ندارد چنین شخصیتی با این گونه معرفت جزئی ترین خلاف را مرتکب گردد(75).
علامه محمد تقی جعفری (ره)