هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

گر بگذری زمرتبه ی کبریای حق - بر صدر دور گذر، کبریا علی ست(1173) 990- استطاعت و قدرت

شخصی از حضرت علی (علیه السلام) از قدرت و استطاعت سؤال کرد؛ که آیا انسان قدرت و استطاعت دارد و کارها را با قدرت و استطاعت خود می کند یا فاقد قدرت و استطاعت است؟ و اگر قدرت و استطاعت دارد و کارها را با حول و قوة خود انجام می دهد پس دخالت خداوند در کاری که انسان به قدرت و استطاعت خود می کند چگونه است؟
امام به او فرمود: سالت عن الاستطاعة تملکها من دون الله او مع الله؟ یعنی: تو از استطاعت سوال کردی. آیا تو که مالک این استطاعت هستی، خود به خود و بدون دخالت خداوند صاحب این استطاعتی؟ یا با شرکت خداوند صاحب آن شدی؟
سؤال کننده در جواب حضرت متحیر ماند که چه بگوید. امام فرمود:
اگر تو مدعی شوی که، تو و خدا با هم صاحب این استطاعت و قدرت هستید، تو را می کشم (زیرا تو خود را شریک خدا و همدوش خدا فرض کرده ای و این کفر است) و اگر باز هم بگویی، بدون خدا، صاحب این استطاعت و قدرت هستی، باز تو را می کشم (زیرا خود را از دایره نیاز به خداوند خارج کرده ای).
سؤال کننده پرسید: پس چه بگویم یا علی؟ حضرت فرمود: تو به مشیت و اراده حق، صاحب استطاعت و قدرت می باشی، در حالی که در همین حال خداوند، صاحب مستقل این استطاعت است (یعنی: تو صاحب این استطاعتی، امام صاحب قائم بالذات و غیر متکی به غیر)
اگر به تو استطاعت می دهد، این استطاعت تو عطیه اوست و اگر از تو سلب می کند، تو را در بوته آزمایش قرار می دهد. در عین حال باید بدانی آنچه به تو تملیک می کند در عین اینکه به تو تملیک می کند، خودش مالک اوست. تو را به هر چه قادر می سازد باز تحت قدرت خود اوست و از تحت قدرت او خارج نمی شود.(1174)

991- انواع اسمهای علی (علیه السلام)

علی (علیه السلام) می فرماید نام من در انجیل به الیا و در تورات به بری و در زبور به اری آمده است.(1175) مادرم مرا حیدر (شیر) نامید و پدرم به ظهیر نام نهاد و عرب به علی صدایم می زد.
تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود حسن، مرا ابوالحسین صدا می زد و حسین نیز مرا ابوالحسن می خواند، و هر دوی آنها جدشان را پدر صدا می زدند ولی پس از رحلت آن بزرگوار مرا پدر خواندند.(1176)

992- پیشگویی وقایع آخرالزمان

حضرت علی (علیه السلام) در بعضی اوقات از مصائب و گرفتاریهای آیندگان خبر می داد و راه درمان ابتلائات آنها را گوشزد می کرد.
علی (علیه السلام) فرمود: زمانی بر مردم خواهد مد که چند گناه بزرگ و عمل زشت در بن آنها پدید می آید.
1- کارهای زشت آشکار می گردد و معمولی می شود.
2- پرده های عفت و شرم پاره می گردد.
3- زنا کاری و تجاوزهای ناموسی علنی می شود
4- مالهای یتیمان را حلال می شمارند و می خورند.
5- ربا خواری شیوع پیدا می کند.
6- در کیلو و وزنها، کم و کاست می کنند.
7- شراب را به اسم نبید حلال شمرده و می خورند.
8- رشوه را به عنوان هدیه و شیرینی می گیرند.
9- به نام امانت داری خیانت می نمایند.
10- مردها خود را به شکل زنان و زنان خویش را به صورت مردها در می آورند.
11- به احکام و دستورات نماز بی اعتنائی می کنند.
12- حج خانه خدا را برای غیر خدا (برای ریا و یا تجارت) بجا می آورند.
سپس ادامه داد: کیفر این زشتی ها این است که خداوند آنها را از فیوضات خود محروم می کند، تا جائی که ماه (شوال) برای آنها مخفی می شود بطوری که گاهی دو شبه دیده می شود (که معلوم می شود روز عید فطر را به عنوان ماه رمضان روزه گرفتهاند با اینکه روزه آن حرام بوده است) و زمانی شب اول رمضان مخفی می شود، که دو روز آن را روزه نگرفته و به عنوان آخر ماه شعبان می خورند و روز عید فطر را به خیال آخر ماه رمضان روزه می گیرند. در این وقت باید ترسید از اینکه خداوند بطور ناگهانی آنها را کیفر کند (مانند زلزله و طوفان و سیل).
چرا که به دنبال آن کارها، بلاها مردم را فرا می گیرد، تا جائی که کسانی صبح سالم هستند ولی شب در دل خاک و قبر آرمیده اند و گاهی شب سالمند و بامدادان جزء مردگان هستند.
وقتی چنین روزگاری پیش آمد، لازم است انسان همیشه وصیت کرده باشد که مبادا بلائی بر او فرود آمده و بدون وصیت بمیرد و واجب است نماز را در اول وقت آن بخواند چون ممکن است تا آخر وقت زنده نباشد.
هر یک از شما آن زمان را درک کرد بدون وضو نخوابد و اگر برایش امکان دارد همیشه با وضو باشد چه ترس آن است که مرگ ناگهانی برسد، لذا خوب است با وضو باشد که روح وی با طهارت خدا را ملاقات نماید.
من شما را ترساندم اگر بترسید و آگاه نمودم، اگر آگاه گردید و شما را پند دادم چنانچه پند گیرید پس در پنهانی و آشکار، از خدا بترسید و نباید کسی از شما بمیرد، مگر اینکه مسلمان باشد، زیرا هر کس به جز اسلام آئینی داشته باشد از او پذیرفته نیست و در آخرت زیان کار است(1177)
فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی - از خم دوست جوانم به خم موی علی(1178)