هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

989- قربانی پسر!

مردی نزد امام علی (علیه السلام) آمد و گفت: یا علی (علیه السلام) نذر کرده ام که اگر مرتکب فلان عمل بشوم پسرم را نزد مقام ابراهیم (در مسجد الحرام) قربانی کنم و حالا آن عمل را که نبایستی انجام می دادم، مرتکب شده ام حالا چه کنم، تکلیف من چیست؟
حضرت فرمود: به جای پسرت قوچ فربهی بکش و گوشتش را بر مستمندان تقسیم کن.

گر بگذری زمرتبه ی کبریای حق - بر صدر دور گذر، کبریا علی ست(1173) 990- استطاعت و قدرت

شخصی از حضرت علی (علیه السلام) از قدرت و استطاعت سؤال کرد؛ که آیا انسان قدرت و استطاعت دارد و کارها را با قدرت و استطاعت خود می کند یا فاقد قدرت و استطاعت است؟ و اگر قدرت و استطاعت دارد و کارها را با حول و قوة خود انجام می دهد پس دخالت خداوند در کاری که انسان به قدرت و استطاعت خود می کند چگونه است؟
امام به او فرمود: سالت عن الاستطاعة تملکها من دون الله او مع الله؟ یعنی: تو از استطاعت سوال کردی. آیا تو که مالک این استطاعت هستی، خود به خود و بدون دخالت خداوند صاحب این استطاعتی؟ یا با شرکت خداوند صاحب آن شدی؟
سؤال کننده در جواب حضرت متحیر ماند که چه بگوید. امام فرمود:
اگر تو مدعی شوی که، تو و خدا با هم صاحب این استطاعت و قدرت هستید، تو را می کشم (زیرا تو خود را شریک خدا و همدوش خدا فرض کرده ای و این کفر است) و اگر باز هم بگویی، بدون خدا، صاحب این استطاعت و قدرت هستی، باز تو را می کشم (زیرا خود را از دایره نیاز به خداوند خارج کرده ای).
سؤال کننده پرسید: پس چه بگویم یا علی؟ حضرت فرمود: تو به مشیت و اراده حق، صاحب استطاعت و قدرت می باشی، در حالی که در همین حال خداوند، صاحب مستقل این استطاعت است (یعنی: تو صاحب این استطاعتی، امام صاحب قائم بالذات و غیر متکی به غیر)
اگر به تو استطاعت می دهد، این استطاعت تو عطیه اوست و اگر از تو سلب می کند، تو را در بوته آزمایش قرار می دهد. در عین حال باید بدانی آنچه به تو تملیک می کند در عین اینکه به تو تملیک می کند، خودش مالک اوست. تو را به هر چه قادر می سازد باز تحت قدرت خود اوست و از تحت قدرت او خارج نمی شود.(1174)

991- انواع اسمهای علی (علیه السلام)

علی (علیه السلام) می فرماید نام من در انجیل به الیا و در تورات به بری و در زبور به اری آمده است.(1175) مادرم مرا حیدر (شیر) نامید و پدرم به ظهیر نام نهاد و عرب به علی صدایم می زد.
تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم زنده بود حسن، مرا ابوالحسین صدا می زد و حسین نیز مرا ابوالحسن می خواند، و هر دوی آنها جدشان را پدر صدا می زدند ولی پس از رحلت آن بزرگوار مرا پدر خواندند.(1176)