هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

988- در کاخ آرزو چه می کنی؟

در دیوان اشعار علی (علیه السلام) است که این اشعار را حضرت به معاویه نوشت:
تروم الخلد فی دار المنایا - فکم قدر ام مثلک ما تروم
تنام ولم تنم عنک المنایا - تنبه للمنیه یا نئوم
لهوت عن الفناء و انت تفنی - فما شیئی من الدنیا یدوم
یعنی: در کاخ آرزوها بهشت را جستجو می کنی و چه بسا پیشینیان قبل تو نیز چنین می خواستند تو خود می خوابی و لکن آرزوهای تو آرام نمی گیرد، ای به خواب رفته غافل بیدار شو، تو از فانی شدن غافل گشته ای و حال آنکه هیچ چیز در دنیا جاودان نخواهد ماند.

989- قربانی پسر!

مردی نزد امام علی (علیه السلام) آمد و گفت: یا علی (علیه السلام) نذر کرده ام که اگر مرتکب فلان عمل بشوم پسرم را نزد مقام ابراهیم (در مسجد الحرام) قربانی کنم و حالا آن عمل را که نبایستی انجام می دادم، مرتکب شده ام حالا چه کنم، تکلیف من چیست؟
حضرت فرمود: به جای پسرت قوچ فربهی بکش و گوشتش را بر مستمندان تقسیم کن.

گر بگذری زمرتبه ی کبریای حق - بر صدر دور گذر، کبریا علی ست(1173) 990- استطاعت و قدرت

شخصی از حضرت علی (علیه السلام) از قدرت و استطاعت سؤال کرد؛ که آیا انسان قدرت و استطاعت دارد و کارها را با قدرت و استطاعت خود می کند یا فاقد قدرت و استطاعت است؟ و اگر قدرت و استطاعت دارد و کارها را با حول و قوة خود انجام می دهد پس دخالت خداوند در کاری که انسان به قدرت و استطاعت خود می کند چگونه است؟
امام به او فرمود: سالت عن الاستطاعة تملکها من دون الله او مع الله؟ یعنی: تو از استطاعت سوال کردی. آیا تو که مالک این استطاعت هستی، خود به خود و بدون دخالت خداوند صاحب این استطاعتی؟ یا با شرکت خداوند صاحب آن شدی؟
سؤال کننده در جواب حضرت متحیر ماند که چه بگوید. امام فرمود:
اگر تو مدعی شوی که، تو و خدا با هم صاحب این استطاعت و قدرت هستید، تو را می کشم (زیرا تو خود را شریک خدا و همدوش خدا فرض کرده ای و این کفر است) و اگر باز هم بگویی، بدون خدا، صاحب این استطاعت و قدرت هستی، باز تو را می کشم (زیرا خود را از دایره نیاز به خداوند خارج کرده ای).
سؤال کننده پرسید: پس چه بگویم یا علی؟ حضرت فرمود: تو به مشیت و اراده حق، صاحب استطاعت و قدرت می باشی، در حالی که در همین حال خداوند، صاحب مستقل این استطاعت است (یعنی: تو صاحب این استطاعتی، امام صاحب قائم بالذات و غیر متکی به غیر)
اگر به تو استطاعت می دهد، این استطاعت تو عطیه اوست و اگر از تو سلب می کند، تو را در بوته آزمایش قرار می دهد. در عین حال باید بدانی آنچه به تو تملیک می کند در عین اینکه به تو تملیک می کند، خودش مالک اوست. تو را به هر چه قادر می سازد باز تحت قدرت خود اوست و از تحت قدرت او خارج نمی شود.(1174)