هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

987- چگونگی مرگ هارون

طبرسی از ابن عباس روایت کرده که گفت: از امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرسیدند یا علی (علیه السلام) چگونه بنی اسرائیل موسی را اذیت و آزار کردند ولی خداوند او را تبرئه کرد، حضرت فرمود: روزی موسی (علیه السلام) به همراه برادرش هارون به مکانی می رفتند، وقتی به کوهی رسیدند، خدای تعالی هارون را قبض روح کرد، موسی وقتی بازگشت و به بنی اسرائیل خبر داد که هارون وفات کرده، بنی اسرائیل به موسی (علیه السلام) گفتند: هارون را بردی و به قتل رساندی اکنون آمده ای و به ما می گویی او وفات کرده، تو حسادت می کردی بر هارون، چرا که ما او را بیشتر دوست می داشتیم زیرا او از تو به ما ملایم تر و سازگارتر بود.
خداوند موسی (علیه السلام) را از آن تهمت و افترا منزه ساخت و تبرئه کرد آن گونه که امر کرد تا جسد هارون را بیرون آورده و بر محافل بنی اسرائیل گردانیدند، هارون می گفت: ای بنی اسرائیل! برادرم مرا نکشت من به مرگ خود وفات کردم، پس از آن فرشتگان او را بردند و به مکانی دفن کردند که کسی بر آن اطلاع پیدا نکرد.(1172)

988- در کاخ آرزو چه می کنی؟

در دیوان اشعار علی (علیه السلام) است که این اشعار را حضرت به معاویه نوشت:
تروم الخلد فی دار المنایا - فکم قدر ام مثلک ما تروم
تنام ولم تنم عنک المنایا - تنبه للمنیه یا نئوم
لهوت عن الفناء و انت تفنی - فما شیئی من الدنیا یدوم
یعنی: در کاخ آرزوها بهشت را جستجو می کنی و چه بسا پیشینیان قبل تو نیز چنین می خواستند تو خود می خوابی و لکن آرزوهای تو آرام نمی گیرد، ای به خواب رفته غافل بیدار شو، تو از فانی شدن غافل گشته ای و حال آنکه هیچ چیز در دنیا جاودان نخواهد ماند.

989- قربانی پسر!

مردی نزد امام علی (علیه السلام) آمد و گفت: یا علی (علیه السلام) نذر کرده ام که اگر مرتکب فلان عمل بشوم پسرم را نزد مقام ابراهیم (در مسجد الحرام) قربانی کنم و حالا آن عمل را که نبایستی انجام می دادم، مرتکب شده ام حالا چه کنم، تکلیف من چیست؟
حضرت فرمود: به جای پسرت قوچ فربهی بکش و گوشتش را بر مستمندان تقسیم کن.