هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

981- عدم توفیق نماز شب

روزی مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسید و سؤال کرد: یا علی! من از خواندن نماز شب محرومم؟ یا امیرالمؤمنین! انی حرمت الصلوة باللیل؛ حضرت فرمود: انت رحل قد قید تک ذنوبک، تو مردی هستی که گناهانت تو را گرفتار و مقید ساخته است (از این رو موفق به خواندن نماز شب نمی شوی).(1163)

982- علم و دانش

روزی شخصی از علی (علیه السلام) در مورد علم و دانش پرسش کرد حضرت فرمود:
علم چهار کله است الف) به قدر احتیاج خود به خداوند، او را عبادت کنی. ب)به قدر طاقت و صبر خود در سوختن آتش جهنم گناه کنی. ج) به اندازه عمرت در دنیا برای دنیا کار کنی. د) و به مقدار بقایت در آخرت توشه تهیه نمایی. (1164)

983- سخن بیهوده

روزی علی (علیه السلام) مردی را دید که دهان به سخنان بیهوده گشوده و از پرگوئی و بیهوده گوئی، زبان خود را در کام نمی گیرد، حضرت به او فرمود: ای شخص به راستی که تو با اعمالت؛ نامه ای را بوسیله دو فرشته حافظ خود دیکته می کنی (و هر آنچه می کنی آنها را می نویسند) بسوی پروردگارت، پس سخنی بگو که برای تو فایده ای داشته باشد و دم فرو بند از سخن بیهوده و بی فایده. (1165)