هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

979- بی اعتنایی به دنیا

علی (علیه السلام) بارها در فرازهای مختلف می فرمود: ای دنیا دیگری را فریب ده که من تو را سه طلاقه کرده ام. سؤال کردند: یا علی (علیه السلام) در تعجب هستیم همه مردان دلاور و رزم آوران میادین جنگ از شمشیر تو می ترسند ولی چطور است که تو این چنین از دنیا می ترسی؟
حضرت فرمود: شما خبر ندارید این دنیا درخت خارآور است که دست هوی و هوس و آز، آن را بر کنار جوی عمر تو کاشته، اگر از آن دوری نکنی خار آن در دامن عصمت پاکی تو می افتد و... آیا نشنیدید که در آغاز کار که هنوز خار آن نیرومند و قی نشده بود دامن عصمت حضرت آدم (علیه السلام) را درید؟
اکنون که خار آن قوت گرفته با علی پسر ابوطالب چه می کند!(1161)

980- امیرالمؤمنین یعنی چه؟

جابربن یزید گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم فدایت گردم چرا علی (علیه السلام) را امیرالمؤمنین نامیدند؟ فرمود: از علم خود آنان را تغذیه می کرد و به آنها می آموخت مگر قول خداوند را نشنیده ای و نمیر اهلنا و می آوریم غذایی برای خاندانمان سوره مبارکه یوسف آیه 65.
و از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: شمشیر علی (علیه السلام) را بدین جهت ذوالفقار نامیدند که در میانه قبضه آن خطی به درازا بود شبیه به مهره های تیره کمر، همان شمشیری که جبرئیل از آسمان آورد و دسته اش از نقره بود، آن شمشیری که ندا کننده ای از آسمان فریاد بر آورد لا سیف الا ذوالفقار و لافتی الا علی(1162)

981- عدم توفیق نماز شب

روزی مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رسید و سؤال کرد: یا علی! من از خواندن نماز شب محرومم؟ یا امیرالمؤمنین! انی حرمت الصلوة باللیل؛ حضرت فرمود: انت رحل قد قید تک ذنوبک، تو مردی هستی که گناهانت تو را گرفتار و مقید ساخته است (از این رو موفق به خواندن نماز شب نمی شوی).(1163)