هزار و یک داستان از زندگانی امام علی (علیه السلام)

نویسنده : محمد رضا رمزی اوحدی

976- ایراد خطبه ای بدون نقطه

خطبه ای است بدون نقطه که حضرت امیر (علیه السلام) پیرامون مسائلی چون حمد الهی و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بت پرستی - اطاعت حق - ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، اخلاقیات و... صحبت فرموده اند: (البته این خطبه طولانی است که مختصری از آن آمده است).
الحمد لله اهل الحمد و ماواه، و له اوکد الحمد و احلاه و اسرع الحمد و اسراه و اطهر الحمد و اسماه و اکرم الحمد و اولاه، الحمد لله الملک الملک المحمود و المالک الود مصور کل مولود و مال کل مطرود، ساطح المهاد و موطد الاطواد و مرسل الامطار و مسهل الاوطار، عالم الاسرار و مدرکها و مدمر الا ملاک و مهلکها و مکور الدهور و مکررها و مورد الامور و مصدرها، عم سماحه و کمل رکامه و همل، و طاوع السوال و الامل، و اوسع الرمل و ارمل، احمده حمدا ممدودا و اوحده کما وحد الاواه، و هو الله لا اله للامم سواه و لاصادع لما عدله و سواه...
حمد و ثناء خداوندی را که اهل حمد بوده و جایگه آن مختص او می باشد و برترین و شیرین ترین و سریع ترین و گسترده ترین و پاکترین و بالاترین و گرامی ترین و سزاوارترین حمدها بر ذات او باد. سپاس خداوندی را که پادشاهی است مورد ستایش و مالکی است بسیار مهربان و با محبت، هر مولودی را صورت می بخشد و هر طرد شده ای را ملجا و پناهگاه است، گستراننده دشت ها و صحراها و برپا کننده کوهها و بلندی ها است، فرو فرستنده بارانها و آسان کننده مشکلات و نیازها است، عالم و دانا به همه اسرار و درهم کوبنده و نابود کننده همه پادشاهان است، روزگاران را به سرانجام رسانده و آنان را مجدداً به عرصه وجود می آورد و مرجع و مصدر همه امور اوست، جود و عطایش همه چیز را رد برگرفته و ابر بخشش او، با کمال ریزش، همگان را فرا گرفته است، خواسته ها و امیدهای بندگان را برآورده نمود و به ریگزاران افزونی و توسعه بخشیده است.
حمد و ستایش می کنم او را، حمد و ستایشی بی انتها، و یگانه اش می شمارم همانگونه که بنده دعا کننده گریان، او را یگانه می شمارد و اوست خداوندی که امتها را خدایی جز او نیست، و کسی نیست که آنچه را که او بر پا و تنظیم کرده درهم فرو ریزد...(1159)

977- حمد حق تعالی

مولای عارفان امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در باب حمد مطالبی بسیار عالی دارد که از باب نمونه جملاتی از آن را از کتاب مستدرک سفینة البحار ج 3، ص 73 نقل می کنیم:
الحمد لله الذی جعل الحمد علی عباده من غیر حاجة منه الی حامدیه، و طریقاً من طرق الاعتراف بلا هوتیته صمدانیته...
یعنی: خداوند را سپاس، که بندگانش را مشرف به تشریف حمد فرمود، بدون اینکه به سپاسگزاری آنان نیازمند باشد، و این کلمه جامعه را که باید از عمق قلب و حقیقت وجود برخیزد، راهی از راههای اعتراف به لاهوتیت و صمدیت و ربوبیت و فردیت خود قرار داد و آن را علت ازدیاد رحمتش بر عباد اعلام کرد و راهی روشن برای طالب فضلش فرمود، و در کنون و سر این لفظ، حقیقت این معنی را که سپاس و حمد اعتراف به منعم بودن او نسبت بر هر حمدی است جلوه داد.

978- اگر در راه خدا ثابت قدم باشی

اصبغ بن نباته می گوید: کنار خانه علی (علیه السلام) رکوع می کردم و به پیشگاه حضرت حق به دعا و مناجات برخاسته بودم در این وقت حضرت امیر علی (علیه السلام) از در خانه خود بیرون آمد و فرمود: اصبغ عرضه داشتم، بله، فرمود: در چه کاری بودی؟ گفتم: در رکوع و دعا. فرمود: علاقه داری دعایی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنید به تو بیاموزم؟ پاسخ دادم: آری. فرمود: بگو.
الحمد لله علی ماکان و الحمد لله علی کان حال؛ سپاس خدا را بر آنچه بوده و سپاس خدا را بر هر حال
سپس با دست راستش بر شانه چپم زد و فرمود: اگر در راه خدا ثابت قدم باشی و با تمام وجود رهبری پیشوای بر حق را قبول داشته باشی و در مسأله مال در راه خدا دست و دل باز باشی خداوند مهربان از تو به وجود خودت مهربان تر است.(1160)